اصقول قدیم

در زمان قدیم در ماه های محرم وصفر شبیه گردانی در اصقول برگزار می شد.وسایل ونسخه های تعزیه خوانی بوسیله مرحوم کربلایی سید مهدی از اصفهان خریداری وبه اصقول اورده شده بود.مرحوم سید مهدی که از اجداد نگارنده می باشد در حوزه علمیه اصفهان درس خوانده بودند.ودر کسوت روحانیت بودند.متاسفانه نسخه های تعزیه مفقود شده است .وتعداد دو سر سفالی که در شبیه گردانی مورد استفاده قرار می گرفته است در خانه ی مرحوم سید ابوالقاسم قاسمی وجود داشت که در تعزیه طفلان مسلم مورد اسفاده قرار می گرفته است ودر اختیار اینجانب است.

آلبوم کودکان اصقول 1

سیده فاطمه زهرا رضوی فرزند سید محمد رضوی(فرزند سید محمد تقی) مقیم فعلی چابهار که پیشنهاد دهنده ایجاد پست البوم عکس نونهالان اصقول هستند.

سری اخر عکس های محرم

(۱)

(۲)

(۳)

(۴)

(۵)

(۶)

آمار بازدید کنندگان بر اساس کشور

آمار بازديدکننده ها از وبلاگ اصقول بر اساس کشور

رتبه

کشور

تعداد ورودی

درصد

نمودار

1

ج. ا. ايران

21183

80.69%

2

آمريکا

2631

10.02%

3

کانادا

362

1.37%

4

دانمارک

238

0.9%

5

انگلستان

197

0.75%

6

آلمان

194

0.73%

7

برزيل

162

0.61%

8

فرانسه

149

0.56%

9

هلند

115

0.43%

10

نروژ

101

0.38%

11

کويت

83

0.31%

12

امارات

82

0.31%

13

افغانستان

71

0.27%

14

ژاپن

63

0.23%

15

سوئد

58

0.22%

16

روسيه

51

0.19%

17

استرالیا

45

0.17%

18

لهستان

41

0.15%

19

چين

39

0.14%

20

کلمبيا

38

0.14%

21

ترکيه

33

0.12%

22

بلژيک

28

0.1%

23

مالزي

28

0.1%

24

ايتاليا

22

0.08%

25

اوکراين

19

0.07%

26

سوئيس

18

0.06%

27

عراق

17

0.06%

28

هند

15

0.05%

29

پاکستان

15

0.05%

30

اتريش

14

0.05%

31

عربستان

12

0.04%

32

يونان

11

0.04%

33

اسپانيا

11

0.04%

34

بحرين

9

0.03%

35

فنلاند

8

0.03%

36

جمهوري چك

7

0.02%

37

فلسطين اشغالی

6

0.02%

38

هنگ کنگ

5

0.01%

39

صربستان مونته نگرو

5

0.01%

40

کرواسی

5

0.01%

41

رومانی

4

0.01%

بقيه کشورها

56

0.21%

مجموع

26251

100%

 

قدیمی ترین نظامی اصقول

آقای سید محمد علی رزاقی قدیمی ترین واولین نظامی اصقول است که در سال ۱۳۴۴وارد ژاندارمری شد وبعد از ۳۰سال خدمت بازنشسته شده وبه روستای اصقول برگشت.وی اقدام به احداث باغ سرسبزی در شمال اصقول نموده ونام "باغچه گلبهار" را برایش انتخاب نموده است.هم اکنون عضو شورای اسلامی روستای اصقول بوده وپیگیری زیادی جهت عمران وآبادانی اصقول انجام داده است.برادر کوچکتر ایشان مرحوم سید محمد رزاقی هم درجه دار ژاندارمری بود که در سال ۱۳۵۶در سانحه تصادف اتوبوس دار فانی را وداع گفت.

 

 

محرم 90به روایت تصویر(6)

ذبح گوسفند

نذورات

نذورات

نذورات

اسپند

نذورات

محرم 90به روایت تصویر(5)

نوحه خوانی سید اسدالله محمدی

نوحه خوانی محمد اصقولی

نوحه خوانی سید محسن رضوی

نوحه خوانی حسین صحراگرد

نوحه خوانی ومداحی جناب حسینی

نوحه خوانی سید حمید موسوی

نوحه خوانی سید محمد علی سجادی

نوحه خوانی سید حسین طالبی

نوحه خوانی سید احسان طالبی

 

 

محرم 90به روایت تصویر(4)

روضه خوانی سید محمد علی سجادی

روضه خوانی کربلایی سید علی طالبی

پامنبری حاج سید علی طالبی-حاج سید احمد موسوی-کربلایی سید مهدی هاشمی

سخنرانی سرهنگ موسوی

سخنرانی دکتر هاشمی

سخنرانی سید علی محمدی


 حضرت زهرا علیها السلام فرمودند :
هرگاه گریه کنندگان بر حسینم داخل بهشت شوند،من هم داخل بهشت مى‏شوم
(کتاب اشک حسینی سرمایه شیعه به نقل از البکا ص 86)

محرم 90به روایت تصویر(3)

علم گردانی

علم گردانی

علم

علم دار

 

علم دار

علم دار

علم دار


ام صادق علیه السلام فرمودند :
نفس کشیدن کسى که بخاطر مظلومیت ما محزون باشد ، ذکر و تسبیح است .
(کتاب نفس المهموم شیخ عباس قمى (ره))

محرم 90به روایت تصویر(2)

آماده کردن "کنده"جهت طبخ غذا

طبخ غذای نذری

طبخ غذای نذری ومتبرک

طبخ غذای منبرک

سر سفره حسینی

آبدار خانه


۩۩همره زمزم اشکی که ترا بخشیدند

۩۩می توان مُحرم بیت لله اعظم باشی

۩۩شادی هردوجهانت بخدا تأمین است

۩۩گردراین ماه عزا همسفر غم باشی

۩۩صاحب بزم حسین است، علی وزهرا

۩۩نکند غافل ازاین محفل ماتم باشی

۩۩به همان دست وسروسینه مجروح قسم

۩۩شرط عشق است براین زخم تومرهم باشی

محرم 90به روایت تصویر(1)

 

 

عزاداری شب تاسوعا-حسینیه ی اصقول 

 

سینه زنی در سوگ  شهدای کربلا-حسینیه ی اصقول

 

 سینه زنی در سوگ  شهدای کربلا-حسینیه ی اصقول

 حضور در قبرستان اصقول-عصر عاشوراوقرائت فاتحه برای شادی اموات

علم گردانی عصر عاشورا در سطح روستای اصقول

 

علم گردانی عصر عاشورا در سطح روستای اصقول

آخرین مرحله علم گردانی مشهور به"قتل علم ها"وباقی گذاشتن یک علم بنام امام سجاد علیه السلام


۩۩پیش ازآنی که عزادار محرم باشی

۩۩سعی کن درحرم دوست تو محرم باشی

۩۩خاک ازحُرمت شش گوشه او حُرمت یافت

۩۩گرشوی خاک رهش قبله عالم باشی

۩۩منزلت نیست ترا بی مدد مهرحسین

۩۩گرچه موسی شوی و عیسی مریم باشی

۩۩گرچه نیکوست به اندوه و غمش ناله زدن

۩۩سعی کن زینت این روضه و پرچم باشی

تاسوعا

تاسوعا  روزيست كه شمر بن ذى الجوشن با نامه ابن زياد در باب قتل امام حسين علیه السلام وارد كربلا شد .و به نام سقای دشت کربلا حضرت عباس نام گذاری شده است.

حضرت عباس (ع) که اکبر اولاد ام البنین و پسر چهارم امیر المومنین (ع) بود و کنیتش ابوالفضل و ملقب به صقا و صاحب لوای حسین (ع) بود چنان دل آرا و طلعتی زیبا داشت که او را ماه بنی هاشم می گفتند و چندان جسیم و بلند بود که (وقتی) بر پشت اسب قوی و فربه می نشست پای مبارکش بر زمین کشیده می شد!

گویند امام، حضرت عباس(علیه ‏السلام) را فرا خواند و سی سوار را به اضافه بیست پیاده با او همراه کرد تا بیست مشکی را که همراه داشتند، پر از آب نمایند و به اردوگاه امام بیاورند. پانصد سواره‏نظام دشمن در کرانه فرات استقرار یافته و مانع برداشتن آب شدند. حضرت عباس(علیه‏السلام) به مبارزه با نگاهبانان فرات پرداخت و افراد پیاده، مشک‏ها را پر کردند. وقتی همه مشک‏ها پر شد، حضرت عباس(علیه‏السلام) دستور بازگشت به اردوگاه را داد و محاصره دشمن را شکسته و توانست آب را به اردوگاه برساند.از آن پس حضرت عباس(علیه‏السلام) به «سقّا» مشهور شد.

رد امان‏ نامه دشمن

آوازه دلاورمردی‏های حضرت عباس(علیه‏السلام) چنان در گوش عرب آن روزگار طنین افکنده بود که دشمن را بر آن داشت تا با اقدامی جسورانه، وی را از صف لشکریان امام جدا سازد. در این جریان، «شَمِر بن شُرَحْبیل (ذی الجوشن)» فردی به نام «عبداللّه بن ابی محل» را که حضرت امّ‏البنین(علیهاالسلام) عمه او می‏ شد، به نزد عبیداللّه بن زیاد فرستاد تا برای حضرت عباس(علیه‏السلام)و برادران او امانی دریافت دارد. سپس آن را به غلام خود «کَرْمان» یا «عرفان» داد تا به نزد لشکر عمر سعد ببرید.

شمر امان نامه را گرفت و به عمر سعد نشان داد. عمر سعد که می‏ دانست این تلاش‏ ها بی‏ نتیجه است، شمر را توبیخ کرد؛ زیرا امان دادن به برخی نشان از جنگ با بقیه است. شمر که می‏ انگاشت او از جنگ طفره می‏رود، گفت:«اکنون بگو چه می‏کنی؟ آیا فرمان امیر را انجام می‏ دهی و با دشمن می‏ جنگی و یا به کناری می‏روی و لشکر را به من وامی‏ گذاری؟» عمر سعد تسلیم شد و گفت: «نه! چنین نخواهم کرد و سرداری سپاه را به تو نخواهم داد. تو امیر پیاده‏ ها باش!» شمر امان نامه را ستاند و به سوی اردوگاه امام به راه افتاد. وقتی رسید، فریاد برآورد: «أَیْنَ بَنُوا أُخْتِنَا»؛خواهرزادگان ما کجایند؟حضرت عباس(علیه‏السلام) و برادرانش سکوت کردند. امام به آن‏ها فرمود: «پاسخش را بدهید، اگر چه فاسق است». حضرت عباس(علیه‏السلام)به همراه برادرانش به سوی او رفتند و به او گفتند: «خدا تو و امان تو را لعنت کند! آیا به ما امان می‏ دهی، در حالی که پسر رسول‏ خدا(صلی‏الله‏علیه‏وآله)امان ندارد؟!» شمر با دیدن قاطعیت حضرت عباس(علیه‏السلام)و برادرانش خشمگین و سرافکنده به سوی لشکر خود بازگشت.

رفع یک شبهه

از گفتگویی که بین شمر و فرزندان امّ‏البنین(علیهاالسلام) صورت گرفت، شبهه ‏ای در اذهان به وجود می‏ آید که مراد شمر از جمله «أین بنو أختنا» چه بوده است؟ برخی گفته‏ اند: بین عرب رسم بوده، دختران قبیله خود را خواهر صدا می‏زده‏ اند. باتوجه به زندگی عشیره‏ای اعراب در آن دوران و انسجام ناگسستنی پیوندهای خونی در چنین جوامعی، بعید به نظر نمی‏رسد، چنین رسمی بین آنان حاکم بوده باشد. اما تا چه اندازه این انگاره درست و قابل اثبات باشد، معلوم نیست. در هر حال، روشن کردن نسبت خانوادگی امّ‏البنین(علیهاالسلام) با شمر تا اندازه‏ای می‏تواند مطلب را شفاف‏تر سازد.گفتنی است: امّ‏البنین(علیهاالسلام) و شمر هر دو از قبیله «بنی‏کلاب» می‏باشند. نسب خانوادگی آنان این گونه است:
بنابراین امّ‏البنین(علیهاالسلام)از عموزادگان شمر می‏باشد. دلیل واضح‏تر این خطاب از سوی شمر، جنبه روانی و کارکرد روان‏شناختی آن است. بدین معنا که شمر با توجه به این که روحیات حضرت عباس(علیه‏السلام) را می‏ شناخته، احتمال می‏ داده که او امان‏نامه را نپذیرد. شمر با اتخاذ این لحن، می‏ خواست که حضرت را متوجه پیوند خانوادگی‏ اش با خود نماید و شرایط روحی عباس(علیه‏السلام) را برای پذیرش امان‏نامه بیشتر آماده سازد. گذشته از آن، شمر این سخن را در حضور دیگران و با صدای بلند اظهار می ‏کند تا عرصه را بر حضرت بیشتر تنگ نموده و او را وادار به مصالحه نماید.

پاسداری از خیمه‏ ها

شب عاشورا حضرت عباس(علیه‏ السلام)پاسداری از حرم را بر عهده گرفت. اگر چه ایشان آن شب را از دشمن مهلت گرفته بود، ولی از پستی و دون‏ مایگی آنان بعید نبود که پیمان‏ شکنی کنند. آن شب، هنگامی که حضرت عباس(علیه‏السلام) از گفتگو با شمر در مورد پذیرش یا ردّ امان‏نامه بازگشت، زهیر نزد او رفت. زهیر دیر زمانی بود که با خاندان امام علی(علیه‏ السلام) آشنایی داشت. او پرچمی را که در دست «عبداللّه بن جعفر بن عقیل» بود، گرفت. عبداللّه پرسید: «ای برادر! آیا در من ضعف و سستی‏ ای دیده‏ ای که پرچم را از من می‏گیری؟» زهیر پاسخ داد: «خیر، با آن کاری دارم». سپس نزد عباس(علیه ‏السلام) آمد. حضرت بر مرکب خویش سوار و با نیزه‏ای در دست و شمشیری به کمر مشغول نگاهبانی بود. زهیر نزد او آمد و گفت: «آمده ‏ام تا با تو سخنی بگویم». حضرت که بیم حمله دشمن را داشت، فرمود: «مجال سخن نیست، ولی نمی ‏توانم از شنیدن گفتار تو بگذرم. بگو، من سواره می‏ شنوم». زهیر جریان خواستگاری علی(علیه‏السلام) از امّ‏البنین(علیهاالسلام) را بیان کرد و انگیزه امام را از ازدواج با او یادآور شد و افزود: «ای عباس(علیه‏ السلام)! پدرت تو را برای چنین روزی خواسته، مبادا در یاری برادرت کوتاهی کنی!» حضرت عباس(علیه‏ السلام) از شنیدن این سخن خشمگین شد و سخت برآشفت و از عصبانیت آن قدر پایش را در رکاب اسب فشرد که تسمه آن پاره شد و فرمود: «زهیر! تو می‏خواهی با این سخنانت به من جرأت دهی؟! به خدا سوگند تا دم مرگ، از یاری برادرم دست بر نمی‏ دارم و در پشتیبانی از او کوتاهی نخواهم کرد. فردا این را به گونه‏ ای نشانت می‏ دهم که در عمرت نظیرش را ندیده باشی».

پرچمداری‏ سپاه

صبح عاشورا، وقتی امام از نماز و نیایش فارغ شد، لشکر دشمن آرایش نظامی به خود گرفت و اعلان جنگ نمود. امام افراد خود را آماده دفاع کرد. لشکر امام از سی و دو سواره و چهل پیاده تشکیل شده بود. امام در چینش نظامی لشکر خود، زهیر را در «مَیمنة» و حبیب را در «مَیسره» گماشت و پرچم لشکر را در قلب سپاه، به دست برادر خود حضرت عباس(علیه‏ السلام) داد.

شکستن حلقه محاصره دشمن

در نخستین ساعت‏ های جنگ، چهار تن از افراد سپاه امام حسین(علیه‏السلام) به نام‏های «عمرو بن خالد صیداوی»، «جابر بن حارث سلمانی»، «مجمع بن عبداللّه عائذی» و «سعد؛ غلام عمر بن خالد» حمله ‏ای دسته جمعی به قلب لشکر کوفیان نمودند.دشمن تصمیم گرفت آنان را محاصره نماید. حلقه محاصره بسته شد؛ به گونه‏ ای که کاملاً ارتباط آن‏ها با سپاه امام قطع گردید. در این هنگام حضرت عباس(علیه‏ السلام)با دیدن به خطر افتادن آن‏ها، یک تنه به سوی حلقه محاصره تاخت و موفق شد حلقه محاصره دشمن را شکسته و آن چهار تن را نجات بدهد، به طوری که وقتی آن‏ها از چنگ دشمن بیرون آمدند، تمام پیکرشان زخمی و خون آلود بود.

تشنگی کودکان

در میانه روز، آن گاه که تشنگی بر کودکان، زنان و حتی سپاهیان امام فشار شدیدی آورده بود، امام به حضرت عباس(علیه‏السلام)دستور داد اقدام به حفر چاه نماید؛ چرا که سرزمین کربلا بر کرانه رودی پر آب قرار داشت و احتمال آن می‏ رفت که با کندن چاه به آب دست یابند. حضرت عباس(علیه‏السلام) مشغول کندن چاه شد. پس از مدتی کندن زمین، از رسیدن به آب از آن چاه ناامید گردید، از چاه بیرون آمد و در قسمت دیگری از زمین دوباره شروع به حفر چاه نمود، ولی از چاه دوم نیز آبی نجوشید.

پیش فرستادن برادران برای نبرد

وقتی حضرت عباس(علیه‏ا لسلام) بدن‏ های شهیدان بنی‏ هاشم و دیگر شهدا را بر گستره کربلا دید، برادران مادری خود، عبداللّه، جعفر و عثمان را فراخواند و به آن‏ها فرمود: «ای فرزندان مادرم! پیش بتازید تا جانفشانی شما را در راه خدا و رسول خدا(ص) شاهد باشم». آنان که خون علی(علیه ‏السلام) در رگ‏هایشان جاری بود، پیش تاخته و پس از مدتی نبرد با دشمن، پیش چشم حضرت عباس(علیه‏ السلام) به شهادت رسیدند.

شهادت فرزندان حضرت عباس(ع)

هنگامی که حضرت عباس(ع)به شهادت رسید، امام حسین(ع)خود را به او رسانید و وقتی که حالت او را مشاهده نمود، فریاد بی‏ یاوری برآورد. «محمد» و «قاسم» فرزندان عباس(ع )صدای امام را شنیدند، نزد ایشان رفته و در پاسخ امام فریاد زدند: «در خدمت توایم ای سرور ما!»امام فرمود: «بِشَهَادَةِ اَبِیکُمَا الکِفَایَة»؛ شهادت پدرتان بس است. اما آنان امتناع ورزیده و از امام اجازه گرفته، به میدان نبرد شتافتند و پس از پیکار با دشمن ابتدا محمد و پس از او قاسم به شهادت رسید.

پیکار شجاعانه

حضرت با سه تن از جنگجویان دشمن روبه رو می‏ شود، نخستین آنان، «مارد بن صُدَیف» بود. او دو زره نفوذناپذیر پوشیده، کلاهخودی بزرگ بر سر نهاده و نیزه‏ای بلند در دست گرفته بود. وقتی به میدان آمد، نیزه‏ اش را به حمایل سینه حضرت فرو کرد. عباس(علیه‏السلام) سر نیزه او را گرفت و پیچاند و نیزه‏اش را از دستش بیرون آورد و او را با نیزه خودش هلاک کرد.نفر دوم، «صَفوان بن ابطح» بود که در پرتاب سنگ و نیزه مهارت فراوان داشت. او پس از چند لحظه رویارویی، مجروح شد، ولی بخشش حضرت، زندگی دوباره به او بخشید.سومین رزم‏آور «عبداللّه بن عقبة غَنَوی» بود. حضرت، پدر او را می‏ شناخت و برای این که کشته نشود، مهرورزانه به او گفت: «تو نمی‏ دانستی که در این جنگ با من روبه ‏رو می‏ شوی. به سبب احسانی که پدرم به پدرت کرده‏ است، از جنگ با من دست بردار و برگرد». خیرخواهی حضرت در او اثر نکرد و به جنگ پرداخت. ساعتی نگذشته بود که شکست خورد و مفتضحانه از میدان نبرد گریخت.



کیفیت شهادت قمر بنی هاشم

ندای العطش! العطش! کودکان حضرت را بی تاب کرد و نیزه بر دست و مشکی برداشت و آهنگ فرات نمود که شاید که آبی به دست آورد. پس چهار هزار تن  که موکل بر شیعه ی فرات بودنددور آن جناب را احاطه کردند و تیر ها به چله ی کمان نهاده و به جانب او انداختند. حضرت عباس (ع) رجزی خواند و به دشمن تاخت. ایشان از هر طرف که می آمدند لشکر را متفرق می ساخت پس به روایتی 80 تن را به خاک هلاکت سپرد پس وارد شریعه شد و خود را به آب فرات رسانید چون از زحمت گیر و دار و شدت عطش و جگرش تفته بود خواست آبی به لب خشک تشنه ی خود رساند دست فرا برد و کفی از آب برداشت تشنگی سید الشهدا(ع) و اهل بیت او را یاد آورد آب را از کف بریخت.

مشک را پر آب نمود و بر کتف راست افکند و از شریعه بیرون شتافت تا مگر خویش را به لشگر گاه برادر رساند و کودکان را از زحمت تشنگی برهاند. لشکر دشمن که چنین دیدند راه او را گرفتند و از هر جانب او را احاطه کردند و آن حضرت مانند شیر غضبان بر آن منافقان حمله می کرد و راه می پیمود. ناگاه نوفل الازرق و به روایتی زید بن ورقا کمین کرده از پشت نخلی بیرون آمد و حکیم بن طفیل او را معین گشت و تشجیع نمود  پس تیغی حواله ی آن جناب نمود آن شمشیر بر دست راست آن حضرت رسید و از تن جدا گردید حضرت ابوالفضل(ع) جلدی کرد و مشک را به دوش چپ افکند و تیغ را به دست چپ داد و بر دشمنان حمله کرد و رجز خواند.

پس مقاتله کرد تا ضعف عارض آن جناب شد دیگر باره نوفل (لعین) و به روایتی حکیم بن طفیل لعین از کمین نخله بیرون تاخت و دست چپش را از بند بینداخت جناب عباس (ع) رجز خواند.و مشک را به دندان گرفت و همت گماشت تا شاید آب را به آن لب تشنگان برساند که ناگاه تیری بر مشک آب آمد و آب آن بریخت و تیر دیگر بر سینه اش رسید و از اسب افتاد.پس فریاد برداشت که (( ای برادر! مرا در یاب)) و به روایت مناقب ملعونی عمودی از آهن بر فرق مبارکش زد که به بال سعادت به ریاض جنت پرواز کرد


مراسم تاسوعای حسینی با شکوه خاص هم اکنون در اصقول در حال برگزاری است.

محرم 30سال پیش در اصقول

محرم ۳۰سال پیش در اصقول -جلوی مسجد پایین اصقول

دسته سینه زنی اصقول ۳۰سال پیش-کوچه پشت منزل مرحوم سید محسن سجادی

محرم

فصل اول: فضیلت کربلا

حدیث اول  :حریم پاک

عن النبی صلی الله علیه و آله و سلم قال:
..و هی اطهر بقاع الأرض و اعظمها حرمة و انها لمن بطحاء الجنة.
پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم در ضمن حدیث بلندی می فرماید: کربلا پاکترین بقعه روی زمین و از نظر احترام بزرگترین بقعه ها است و الحق که کربلا از بساطهای بهشت است. بحار الانوار، ج 98، ص 115 و نیز کامل الزیارات، ص 264

حدیث دوم:سرزمین نجات

قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم:
یقبر ابنی بأرض یقال لها کربلا هی البقعة التی کانت فیها قبة الاسلام نجا الله التی علیها المؤمنین الذین امنوا مع نوح فی الطوفان.

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: پسرم حسین در سرزمینی به خاک سپرده می شود که به آن کربلا گویند، زمین ممتازی که همواره گنبد اسلام بوده است، چنانکه خدا، یاران مؤمن حضرت نوح را در همانجا از طوفان نجات داد. کامل الزیارات، ص 269، باب 88، ح 8

حدیث سوم: مسلخ عشق

قال امیر المؤمنین علی علیه السلام:
هذا...مصارع عشاق شهداء لا یسبقهم من کان قبلهم و لا یلحقهم من کان بعدهم.

حضرت علی علیه السلام روزی گذرش از کربلا افتاد و فرمود: اینجا قربانگاه عاشقان و مشهد شهیدان است شهیدانی که نه شهدای گذشته و نه شهدای آینده به پای آنها نمی رسند.

تهذیب، ج 6، ص 73 و بحار، ج 98، ص 116

حدیث چهارم: عطر عشق

قال علی علیه السلام:
واها لک أیتها التربة لیحشرن منک قوم یدخلون الجنة بغیر حساب.
امیر المؤمنین علیه السلام خطاب به خاک کربلا فرمود: چه خوشبوئی ای خاک! در روز قیامت قومی از تو بپا خیزند که بدون حساب و بی درنگ به بهشت روند.

شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 4، ص 169

حدیث پنجم:ستاره سرخ محشر

قال علی بن الحسین علیه السلام:
تزهر أرض کربلا یوم القیامة کالکوکب الدری و تنادی أنا أرض الله المقدسة الطیبة المبارکة التی تضمنت سید الشهداء و سید شباب اهل الجنة.

امام سجاد علیه السلام فرمود: زمین کربلا، در روز رستاخیز، چون ستاره مرواریدی می درخشد و ندا در می دهد که من زمین مقدس خدایم، زمین پاک و مبارکی که پیشوای شهیدان و سالار جوانان بهشت را در بر گرفته است. ادب الطف، ج 1، ص 236، به نقل از کامل الزیارات، ص 268

حدیث ششم:کربلا و بیت المقدس

قال ابو عبد الله علیه السلام:
الغاضریة من تربة بیت المقدس.
امام صادق علیه السلام فرمود: کربلا از خاک بیت المقدس است. کامل الزیارات، ص 269، باب 88، ح 7

حدیث هفتم: فرات و کربلا

قال ابو عبد الله علیه السلام
أن أرض کربلا و ماء الفرات اول ارض و اول ماء قدس الله تبارک و تعالی...

امام صادق علیه السلام فرمود: سرزمین کربلا و آب فرات، اولین زمین و نخستین آبی بودند که خداوند متعال به آنها قداست و شرافت بخشید.بحار الانوار، ج 98، ص 109 و نیز کامل الزیارات، ص 269

حدیث هشتم: کربلا، کعبه انبیاء

قال ابو عبد الله علیه السلام:
لیس نبی فی السموات و الارض، اءلا یسألون الله تبارک و تعالی أن یؤذن لهم فی زیارة الحسین (علیه السلام)، ففوج ینزل و فوج یعرج.

امام صادق علیه السلام فرمود: هیچ پیامبری در آسمانها و زمین نیست مگر این که می خواهند خداوند متعال به آنان رخصت دهد تا به زیارت امام حسین علیه السلام مشرف شوند، چنین است که گروهی به کربلا فرود آیند و گروهی از آنجا عروج کنند. مستدرک الوسائل، ج 10، ص 244، به نقل از کامل الزیارات، ص 111

حدیث نهم: کربلا، مطاف فرشتگان

قال ابو عبد الله علیه السلام:
لیس من ملک فی السموات و الأرض الا یسألون الله تبارک و تعالی أن یؤذن لهم فی زیارة الحسین (علیه السلام)، ففوج ینزل و فوج یعرج.

امام صادق علیه السلام فرمود:
هیچ فرشته ای در آسمانها و زمین نیست مگر این که می خواهد خداوند متعال به او رخصت دهد تا به زیارت امام حسین علیه السلام مشرف شود، چنین است که همواره فوجی از فرشتگان به کربلا فرود آیند و فوجی دیگر عروج کنند و از آنجا اوج گیرند. مستدرک الوسائل، ج 10، ص 244، به نقل از کامل الزیارات ص 114

حدیث دهم: راه بهشت

قال ابو عبد الله علیه السلام:
موضع قبر الحسین علیه السلام ترعة من ترع الجنة

امام صادق علیه السلام فرمود: جایگاه قبر امام حسین علیه السلام دری از درهای بهشت است. کامل الزیارات، ص 271، باب 89، ح 1

محرم در سال های دور در اصقول

در اوایل اواسط دهه ۵۰ مسجد بالای اصقول ساخته شد.ومراسم عزاداری دراین مسجد برگزار می شد.تنها در شب عاشورا که جمعییت بیشتر بود مراسم در مسجد پایین روستا برگزار می شد.در سال ۶۰یک دستگاه  بلند گو که با باطری کار می کرد برای مسجد خریداری شد.در سال ۶۴ با اهدا یک دستگاه موتور برق توسط مرحوم سید محمد طالبی مسجد بالا برق کشی شد.قبل از آن از چراغ گرد سوز وطوری برای روشن کردن مسجد استفاده می شد.چند نفرپای ثابت تهیه چای جهت عزاداران بودند.از جمله مرحوم سید محمد علی موسوی-مرحوم سید محمود موسوی ومرحوم حاج سید محمد محمدی.مرحومین سید ابوالفضل موسوی وسید محمد طالبی هم روضه خوانان روستا بودند.

مراسم عزاداری در سال ۱۳۶۱-روضه خوان مرحوم سید محمد طالبی-در عکس مرحوم سید محمد علی موسوی پای سماور دیده می شود.

حسینیه اصقول

بی بی فضه فرزند مرحوم سید عبدالوهاب وهمسر سید علی اکبر بود ومادرش زینب دختر مرحوم کربلایی سید مهدی است وخواهر زاده مرحوم کربلایی سید ابوطالب می باشد.آن مرحومه قبل از فوت خود درپانزدهم دیحجه سال ۱۳۶۲قمری (۷۰سال قبل)مصالحه نامه ای را تنظیم می نماید.وطی این مصالحه نامه مرحوم حاج سید عبدالجواد طالبی را به عنوان مصالح له انتخاب می نمایدکه بعد از فوت آن مرحومه انچه از وی باقی می ماند از اموال غیر منقول (آب وزمین کشاورزی) ثلث ان بر حمام روستای اصقول وقف موبد نمایند وثلث دوم جهت نماز وروزه (صوم وصلاه)وثلث دیگر را خرج عزاداری حضرت سید الشهدا نمایند.ومنزل وی را حسینیه قرار دهند برای اقامه عزای در محرم وصفر واموال منقول را به فروش رسانده وهرینه تعزیه وبراتی وسایر هزینه بعد از مرگ آن مرحومه را تامین نمایند.

تولیت وقف با مرحوم حاج سید عبدالجواد طالبی باشد وبعد از آن مرحوم با اکبر اولاد ابشان خواهد بود.بعد از درگذشت مرحوم حاج سید عبدالجواد تولیت موقوفات مرحومه فضه با مرحوم سید محمد طالبی بود وبعد از فوت آن مرحوم شرعا بر عهده آقای سید علی طالبی می باشد.

منزل آن مرحومه حدود ۲۵سال به عنوان مدرسه مورد استفاده قرار می گرفت وچندین سال خانه بهداشت روستا وقسمتی از آن مخابرات روستا بود.۳سال پیش با همت اهالی وبا سرپرستی جناب آقای سید مهدی هاشمی منزل قدیمی تخریب وحسینیه جدید روستا در ان بنا گردید.

 

محرم در اصقول

جلوه هایی از محرم در اصقول:

۱-مراسم علم بندان در آخرین روز ذیحجه ودر استانه محرم.

۲-آماده کردن مسجد وحسینیه برای برگزاری مراسم عزاداری

۳-برپایی مجلس عزاداری در ماه محرم وصفر

۴-اطعام عزاداران حسینی با کمک های مردمی وموقوفات روستا.

۵-شبیه خوانی در زمان قدیم (دهه ۴۰)برگزار می شده است.

۶-علم گردانی

۷-حضور در قبرستان در عصر عاشورا وطلب آمرزش برای درگذشتگان.

 

ماه خون

حلول ماه غم بار محرم وایام سوگواری خامس ال عباتسلیت باد.

  امام حسین (علیه السلام) می‌فرماید: خداوند به هر کس راستگویی و نیکخویی و پاکدامنی و     پاک‌خوری روزی کند خیر دنیا و آخرت را ویژه او ساخته است

در آغاز محرم یاد ذاکرین اهل بیت که در جمع ما نیستند را گرامی می داریم

يادتان باشد لباس مشكي‌ام را تا كنيد                               گوشه‌اي از قبر من اين جامه را هم جا كنيد

  كاش من در شام تاسوعا بميرم تا شما                               خرجي‌ام را خرج نذر ظهر عاشورا كنيد

پیوند خجسته

داماد نفر چهارم از راست.


مراسم ازدواج جناب آقای سید جواد موسوی که با خانواده آقای حاج سید محمد محمدی وصلت نموده اند عصر روز جمعه با حضور هم ولایتی های محترم برگزار شد.

برای این زوج آرزوی موفقییت وشاد کامی داریم.

پاییز

چند منظره از پاییز-پنجشنبه ۳/۹/۹۰

جشن ازدواج

پنجشنبه شب مراسم ازدواج آقای حسن عباسی(فرزند مرحوم غلامحسین عباسی)در محل روستای اصقول برگزار گردید.برای این زوج جوان آرزوی خوشبختی داریم.

با توجه به اینکه نتوانستم در این مراسم حضور پیداکنم در صورتی که هم ولایتی ها عکسی از این مراسم دارند ارسال نمایند.

عکس ماهواره ای اصقول

فرستنده سید حمید موسوی

جشن عروسی

مراسم عروسی آقای درزی که با خانواده آقای مالداری وصلت نموده اند پنجشنبه شب در تالار صدف بیرجند با حضور هم ولایتی های محترم برگزار شد.

آقا داماد

 

 

 

 

 

آقای حسین مالداری فرزند جناب سرهنگ محمد باقر مالداری مقیم تهران

 

عید غدیر

تابلو عید غدیر استاد فرشچیان-تقدیم به هم ولایتی های محترم

عید اکمال دین

ای خدای مرتضی، گردی از گامهای فتوت مرتضی را بر سر جهانیان بپاش تا ریشه نامردی در جهان بخشکد. عید غدیر خم، عید ولایت و امامت مبارک …

عید کمال دین.سالروز اتمام نعمت وهنگامه اعلان وصایت و ولایت، امیر المومنین (علیه السلام ) بر شماخجسته باد.

 

 

هان! ای مردمان! علی را برتر بدانید، که او برترین انسان از زن و مرد بعد از من است.

هرکه با او بستیزد و بر ولایتش گردن ننهد نفرین و خشم من بر او باد. (خطبه ی غدیریه)

خجسته باد پیوند «نبوت» و «امامت» در نقطه اوجى به نام غدیر خم که غدیر، گره محکمى است براى رشته دیانت.

نام علی: عدالت – راه علی: سعادت – عشق علی: شهادت – ذکر علی: عبادت – عید علی: مبارک

اگر خلق عالم علی را می شناختند، دوستش میداشتند و اگر خلق عالم علی را دوست میداشتند، جهنم آفریده نمیشد …


روز عید غدیر خم
هجدهم ذی الحجه دهم هجری قمری .


نزدیک ظهر روز دوشنبه، کاروان بزرگ پیامبر همین که به منطقه " غدیر خم " رسیدند حضرت، مسیر حرکت خود را به طرف راست جاده و به سمت غدیر تغییر داده، فرمودند :

" ایها الناس، اجیبوا داعی الله، و انا رسول الله ."

ای مردم، دعوت کننده خدا را اجابت کنید که من پیام آور خدایم .

این کنایه از آن بود که هنگام ابلاغ پیام مهمی فرا رسیده است. لذا فرمان دادند تا منادی ندا کند:

" همه مردم متوقف شوند، آنان که پیش رفته اند برگردند، و آنان که پشت سر هستند، خود را سریع تر برسانند. " همچنین دستور دادند، کسی زیر درختان کهن سالی که در آنجا بود نرود و آن مکان برای برپایی جایگاه سخنرانی خالی بماند.

پس از این دستور، همه مرکب ها متوقف شد، همه مردم پیاده شدند و برای توقف سه روزه خیمه زدند .

از طرف دیگر پیامبر چهار نفر از اصحاب خاص خود یعنی مقداد، سلمان، ابوذر و عمار را فرا خوانده و به آنان دستور دادند تا جایگاه سخنرانی را در کنار درختان کهن سال آماده سازند . آنان از روانداز شتران و سایر مرکب ها کمک گرفته، منبری بلند ساختند و روی آن را با پارچه ای پوشانند( منبر در میان جمعیت قرار داشت.)

با توجه به کثرت جمعیت،" ربیعه" را که صدای رسایی داشت، انتخاب کردند تا کلام حضرت را برای افرادی که دورتر قرار داشتند، تکرار کند.

مقارن ظهر، منادی حضرت رسول اکرم (ص)، ندای نماز جماعت داد، مردم مقابل منبر جمع شدند و با پیامبر نماز جماعت را اقامه نمودند. پس از نماز، پیامبراکرم از منبر غدیر بالا رفتند و سپس علی علیه السلام را فرا خواندند تا در سمت راست ایشان بر فراز منبر بایستد و پیامبر نیز در حالی که دست راستش بر شانه امیرالمومنین قرار داشت، سخنرانی تاریخی خود را شروع کردند که بیش از یک ساعت به طول انجامید.

حضرت در ابتدا به حمد و ثنای الهی پرداختند و سپس تصریح کردند که: باید فرمان مهمی درباره علی بن ابیطالب ابلاغ کنم که اگر این پیام را نرسانم رسالت الهی را انجام نداده ام :

" یا ایها الرَسول، بَلـِّغ ما اُنزل الیکَ مِن رَبـِّک وَ ان لَم تـَفعَل، فَما بَلغتَ رسالته."( مائده/67)

پس از بیان جملاتی، پیامبر دست علی علیه السلام را بلند نمود و فرمودند:

" من کنت مولاه فهذا علی مولاه "

و چنین بود که " غدیر"، عید ولایت نام گرفت .

 

دهیار اصقول


لازم به ذکر است جناب آقای کربلایی حاج سید حمید هاشمی دهیار محترم روستای اصقول هستند.

نور دهم

میلاد مسعود دهمین اختر تابناک آسمان امامت وولایت امام هادی علیه السلام مبارک باد.

كتاب: سيره معصومان، ج 5، ص 233

نويسنده: سيد محسن امين

ترجمه: على حجتى كرمانى

زندگى ابو الحسن على الهادى ابن محمد الجواد ابن على الرضا ابن موسى الكاظم ابن جعفر الصادق بن محمد الباقر بن على زين العابدين بن الحسين بن على بن ابى طالب عليهم السلام

شيخ در مصباح مى‏نويسد: روايت‏شده است كه حضرت ابو الحسن على بن محمد عسكرى (ع) در روز 27 ذى حجه به دنيا آمد. سپس وى مى‏گويد: ابن عياش گفته است: ميلاد ابو الحسن ثالث روز دوم رجب بوده است. همچنين وى تولد آن حضرت را روز پنجم هم ذكر كرده است. شيخ گويد: ابراهيم بن هاشم قمى گفته است: ابو الحسن عسكرى (ع) در روز سه شنبه سيزدهم رجب از سال 214 هجرى ديده به دنيا گشود».

كلينى در كافى نويسد: آن حضرت در نيمه ذى حجه از سال 212 به دنيا آمد. البته برخى نيز روايت كرده‏اند كه تولد آن حضرت در ماه رجب و در سال 214 بوده است. در كشف الغمة نيز گفته شده است كه آن حضرت در روز جمعه پا به دنيا گذارد.

شيخ مفيد گويد: «محل تولد آن حضرت در صريا، يكى از قراى مدينه بود».

نگارنده: در بسيارى از نسخ جاى ولادت آن حضرت را همين قريه و با همين املا نوشته‏اند و در برخى از نسخ ضبط آن به صورت‏«صربا»بوده است. البته نام چنين محلى نه در معجم البلدان و نه در هيچ يك از كتب لغت ذكر نشده است. تنها ابن شهر آشوب در مناقب، در بخش الجلاء و الشفاء، گفته است: صريا قريه‏اى است كه موسى بن جعفر آن را به فاصله سه ميلى از شهر مدينه بنا كرده است.

امام هادى (ع) به قولى در بيست و پنجم جمادى الاخره و به قول ديگر، در سوم رجب و به ديگر قول در روز دوشنبه بيست و هفتم جمادى الاخره در نيمه روز و در سال 254 هجرى، در شهر سامراء ديده از جهان فروبست. آن حضرت در روزگار خلافت معتز وفات يافت و بنابراين، عمر آن حضرت اندكى كمتر از چهل سال يا 41 سال و شش و يا هفت ماه بوده است. از اين مدت، شش سال و پنج ماه با پدرش و 33 سال و چند ماه، به قولى نه ماه، پس از وى زيسته كه اين مدت را دوران امامت و خلافت آن حضرت محسوب كرده‏اند. آن امام (ع) دنباله خلافت معتصم و سپس خلافت واثق و متوكل و منتصر و مستعين و معتز را درك كرد و در پايان حكومت معتمد، به شهادت رسيد.

مدت اقامت آن حضرت در سر من راى، بيست‏سال و چند ماه بود و پس از وفات، در خانه‏اش واقع در سر من راى به خاك سپرده شد.

مادر آن حضرت

مادر آن حضرت كنيزى بود به نام سمانه مغربيه. و در مناقب است كه مادرش معروف به سيده ام الفضل بود.

كنيه آن حضرت

كنيه وى ابو الحسن بود. برخى نيز وى را ابو الحسن ثالث مى‏خواندند.

لقب آن حضرت

ابن طلحه گويد: القاب آن حضرت عبارت بودند از: ناصح، متوكل، فتاح، نقى، مرتضى و مشهورترين القاب وى متوكل بود. اما آن حضرت اين لقب را مخفى مى‏كرد و به اصحابش مى‏فرمود از ياد كردن وى با اين لقب بپرهيزند. زيرا متوكل، لقب خليفه عباسى بود.

نگارنده: همچنين آن حضرت به دو لقب هادى و نقى نيز شهرت داشت.

در مناقب در اين باره آمده است: القاب آن حضرت عبارت بودند از: نجيب، مرتضى، هادى، نقى، عالم، فقيه، امين، مؤتمن، طيب و عسكرى. وى معروف به عسكرى بود و خود و فرزند بزرگوارش به عسكريين معروفيت دارند. شيخ صدوق در علل الشرايع و معانى الاخبار گويد: از استادان خود رضى الله عنهم، شنيدم كه مى‏گفتند: محله‏اى كه على بن محمد و حسن بن على عليهما السلام در آن در سر من راى ساكن بودند، عسكر ناميده مى‏شد از اين رو به هر يك از اين دو امام عسكرى گفته مى‏شود».

در نساب سمعانى است كه عسكرى منسوب به عسكر در سر من راى است. سر من راى را معتصم بنا نهاد. بدين ترتيب كه چون شمار سپاهيانش بسيار شد و بغداد براى آنها تنگ بود و مردم مورد آزار و اذيت قرار مى‏گرفتند، همراه با سپاهيانش بدين موضع نقل مكان كرد و در آنجا كاخى زيبا ساخت و آن را سر من راى ناميد كه بدان سامرة و سامرا گفته مى‏شود. و از آنجا كه پادگان نظامى معتصم در اين شهر جاى گير شد، آن را عسكر نيز مى‏خوانند. تاريخ اين واقعه در سال 221 هجرى بوده است.

گفته سمعانى حاكى از آن است كه عسكر نامى بوده كه بر تمام سامرا اطلاق مى‏شده است.

نقش انگشترى آن حضرت

بنا بر قولى گفته‏اند نقش انگشترى آن حضرت عبارت: «حفظ العهود من اخلاق المعبود»بوده است. همچنين طبق قولى ديگر نقش انگشترى وى عبارت: «الله ربى و هو عصمتى من خلقه‏»و مطابق نظر برخى ديگر عبارت: «من عصى هواه بلغ مناه‏»بوده است.

فرزندان آن حضرت

آن حضرت چهار پسر به نامهاى: ابو محمد حسن، حسين، محمد و جعفر داشت. از اين ميان حسن (ع) پس از وى به امامت رسيد و حسين و محمد در زمان حيات آن امام از دنيا رفتند و جعفر نيز همان كسى است كه بعد از وفات برادرش، امام عسكرى (ع) ، ادعاى امامت كرد و به جعفر كذاب شهرت يافت. همچنين يك دختر از آن حضرت بر جاى ماند كه نامش عايشه يا عليه بود.

 

سند قدیمی

در اوایل حکومت پهلوی اول اداره مالیه ایالتی خراسان از دامداران وجهی را به نام "حق المرتع "دریافت می نموده است.طبق قبض صادره به شماره ۳۹۴۴در تاریخ ۲۶/۶/۱۳۱۸مبلغ دویست وهفتاد وهفت ریال وپنجاه دینار بابت حق علفچر ۱۳۱۷تعداد ۱۰۰راس گوسقند و۴۵۵راس بز از اقا سید حسین وشرکا ساکن اصقول وصول می شود.

تعداد گوسفندان شرکا به شرح ذیل بوده است:

۱-میرزا محمدعلی خزاعی          ۱۵۰راس

۲-علی ولد محمد حسن             ۷۵راس

۳-سید نعمت الله                     ۱۳۲راس

۴-سید ابوالقاسم                      ۴۰راس

۵-ولدان کربلایی سید ابوطالب       ۱۵۸راس

برای هر راس دام مبلغ ۵۰دینار که برابر نیم ریال بوده است دریافت شده است.

در ان زمان تنها ۵خانواده در اصقول حدود ۵۵۵راس گوسفند داشته اند .واگر تعداد خانوار های اصقول را در ان زمان صد خانوار در نظر بگیریم حداقل تعداد ده هزار راس دام سبک در اصقول وجود داشته است.

 

عید قربان

عید سعید قربان بر شما مبارک باد.

عید قربان در آینه تاریخ اقوام ایرانی

عید قربان به عنوان یکی از بزرگترین اعیاد بزرگ اسلا‌می در مناطق مختلف کشورمان با مراسم و آیین هایی خاص و شکوهی ویژه برگزار می شود. با دقت در نحوه برگزاری این مراسم مشاهده می شود اگرچه مردم هر ناحیه آداب متفاوتی در این خصوص دارند ولی این مراسم در لایه های عمیق تر شبیه یکدیگر و مطابق با آیینهای دیرین و کهن برگزاری عید قربان است. 

ایرانیان بنا بر رسوم ویژه‌ای که دارند از مدتها پیش از روز عید قربان خود را آماده جشن می کنند و مقدمات این مراسم با خرید حیوان قربانی آغاز می شود. انتخاب حیوان برای قربانی در هر منطقه متناسب با عادتها و عقاید ویژه همان منطقه است و حیوان قربانی با شرایط خاصی برای زمان ذبح، نگهداری آماده و آراسته می شود.

خانه تکانی، رفت و روب، شستشو، حمام و نظافت از جمله آدابی است که ایرانیان پیش از عید قربان آنها را به جا می‌آورند.

ایرانیان قربانی خود را در مناطق مختلفی فدیه می کنند. برخی در اماکن مقدس از جمله امامزاده ها، برخی در خانه های مسکونی و برخی دیگر در میدان‌های اصلی محل زندگی به انجام این عمل معنوی می‌پردازند. هنگام ذبح اشعار و ادعیه خاصی خوانده می شود و قصاب نیز اغلب شرایط و جایگاه ویژه ای دارد.

پس از قربانی بنا بر رسم رایج، گوشت قربانی برای تبرک بین مردم همان ناحیه و به ویژه مستمندان توزیع می شود. 
از جمله آداب دیگری که در جشن قربانی در میان ایرانیان رواج دارد بازیهای محلی و ارسال هدایا برای نوعروسان است .

قربانی کردن با نیت الهی در بین ایرانیان از ارزش و جایگاه ویژه‌ای برخوردار است و علا‌وه بر بجای آوردن این سنت حسنه در عید قربان، در هنگام برآورده شدن نذرهای خود و یا بدست آوردن موفقیتهای مادی در زندگی نیز با قربانی کردن حیوانی حلا‌ل گوشت و تقسیم آن بین همسایه ها و افراد فقیر به عرض ارادت به ذات احدیت و شکر گذاری به درگاه الهی می پردازند. 

منبع :خبرگزاری مهر  

مشتی لز خروار

رییس جمهور :

* سرزده به روستايي محروم در خراسان جنوبي رفتم ، وقتي رسيدم مي خواستم زمين دهان باز کند و بروم زير زمين، ما مسئوليم و اينهمه فقر؟! عده اي دارند منفجر مي شوند از بسکه خورده اند و ...