عكس قديمي
1

2
دوعكس از دهه 60در اصقول
1

2
دوعكس از دهه 60در اصقول

1

2
دوعكس قديمي از اصقول دهه60
به اشتراك گذتشته شده در كانال تلگرام"اصقولگرام"
پيك نيك ايام عيد در اصقول حدود 30سال قبل
بزن ني را كه غم داره دل من بزن ني را كه دوره منزل من
بزن ني را مقامش را مگردون كه دور افتاده يار همدل من
******************
غريبي سخت مرا دلگير داره فلك بر گردنم زنجير داره
فلك از گردنم زنجير ور دار كه غربت خاك دامنگير داره
****************
خوشا روزي كه با هم مي نشستيم قلم بر دست و كاغذ مي نوشتيم
قلم اشكست و كاغذ باد برد مگر خط جدايي مي نوشتيم
******************
سر راهم دو تا شد واي برمن رفيق از من جدا شد واي بر من
رفيق از من جدا شد رفت به غربت به غربت آشنا شد واي بر من
********************
دو سه روزه كه بوي گل نيومد صداي چه چه بلبل نيومد
برين از باغبون گل بپرسين چرا بلبل به سيل گل نيومد
*********************
خوشا امشو كه مهمون شمايم كبوتر وار بر بون شمايم
ترش رويي مكن بر روي مهمون خدا داند كه فردا شو كجايم
******************
از اينجا تا به اصقول لاله كشتم ميون لاله ها سيبي نوشتم
از اينجا مي روي سيبم نچيني كه اين سيبه به خون دل نوشتم
*****************
از اينجا تا به بيرجند سه گداره گدار اولي نقش و نگاره
گدار دومي مخمل بپوشم گدار سومي ديدارياره
***********
اصقولی که من به یاد دارم قبل ازسال۶۰واوایل پیروزی انقلاب اسلامی:
۱-روستا فاقد آب -برق-مخابرات-خانه بهداشت-جاده اسفالته وشوسه وپوشش سیما.
۲-ماشین خط روستا وانت بود .
۳-یک دستگاه تراکتور متعلق به مرحومین سید محمد طالبی وحاج سید محمد محمدی در روستا فعال بود.
۴-یک دستگاه تراکتور متعلق به حاج اقای هاشمی غیر فعال سرخرمن خوابیده بود.
۵-آسیای روستا در بیشتر روزها فعال بود.
۶-دبستان اصقول در محل منزل مرحومه بی بی فضه فعال بود.
۷-اصقول فاقد غسالخانه بود وبرای غسل اموات پشت باغ مرحوم سید ابوالحسن سجادی یک چادر بافته شده از موی بز را روی دو سرم روی جو می انداختند.
۸-مسجد بالای اصقول تازه ساخته شده بود وبیشتر مراسم در آن انجام می شد.
۹-چهار باب مغازه متعلق به مرحوم سید محمد علی موسوی -سید محمد محمدی فرزند مرحوم سید اسدالله -مرحوم سید ابوالقاسم حسینی ومحمد اصقولی در روستا فعالیت داشتند.
۱۰-مرغداری مرحوم سید محمد طالبی در محل کارگاه قالی بافی سابق در شمال روستا فعال بود.
۱۱-معمولا در اصقول منازل موجود تا حد امکان دست نخورده باقی می ماندند واطاق های جدید روی خانه های فبلی ساخته می شدند یا سقف گنبدی به سقف چوبی واصطلاحا سرمی تبدیل می شدند.ولی در اواخر دهه ۵۰ واوایل دهه ۶۰منازل حاج سید احمد موسوی -مرحوم سید محسن سجادی -سید ابوالحسن رزاقی -سید محمد حسینی (فرزند مرحوم سید محمد علی)با تخریب کامل منازل قدیمی ساخته شدند.
۱۲-مراسم عروسی با ساز ودهل برگزار می شد ودوشب ویک روز کامل طول می کشید.با شروع جنگ تحمیلی مراسم عروسی بدون ساز ودهل وبا "دایره زدن"برگزار می شد.
۱۳-جمعیت ساکن در روستا حدود ۳۰۰نفر بودند.
۱۴-یک باب مغازه خیاطی متعلق به سید محمد علی سجادی فعالیت می کرد.
۱۵-حمام اصقول همه روزه فعال بود ومرحوم حسین علی پور متصدی حمام بود که روزانه از صحرا هیزم می آورد وغروب حمام را گرم می کرد .صبح تا ساعت حدود ۸حمام مردانه وبعد از آن زنانه بود.
۱۶-برای ساخت خانه از خشت خام استفاده می شد وخشت زن معروف اصقول مرحوم علی دشتبان بود.
۱۷-نان مصرفی مردم در تنورهای موجود در خانه ها پخته می شدوبوی نان تازه در کوچه ها می پیچید.
۱۸-رمه اصقول صدها راس دام داشت وچوپان روستا مرحوم علی چوپانی بود.
جند اصطلاح که در اسناد قدیمی در اصقول به چشم می خورد:
۱-استار واحدی برای زمین کشاورزی که واحد بزرگتر من تخم کار می باشد وبعد هم سیر وبعد استار.
۲-اولاد اناث =فرزندان دختر
۳-اولاد ذکور=فرزندان پسر
۴-ثمن=بها قیمت
۵-حبس موبد=بازداشت همیشگی (مربوط به وقف)
۶-حرره=نوشت ان را
۷-خیار فسخ=مورد قانونی که یک طرف معامله می تواند معامله را فسخ کند.
۸-سلخ=روزاخر ماه
۹-غره=روز اول ماه
۱۰-سلاله السادات=برگزیده سادات
۱۱-صبیه=دختر
۱۲-متعلقه=همسر
۱۳-صوم وصلاه=نماز وروزه
۱۴-طاقه=نصف یک شبانه روز اب قنات
۱۵-ظاهر الصلاح=کسی که ظاهر حالش مطابق شرع واخلاق باشد.
۱۶-فنجان=واحد آب قنات که به ساعت تقریبا ۱۲ دقیقه است.
۱۷-مصالح=کسی که مالی یا امری را به دیگری واگذار کند.
۱۸-مصالح له=کسی که کاذی یا امری به او واگذار شود.=متصالح
۱۹-مجاری=راه اب -جوی ها
۲۰-هبه=بخشیدن
روستای گل-آرامگاه مرحوم کربلایی سید محمد باقر
از دوستان عزیز تقاضا دارم در مورد مرحوم کربلایی سید محمد باقر مجنون اگر مطلبی دارند ارسال فرمایند.
۱-سید محمد علی رزاقی اولین اصقولی بود که وارد ژاندارمری شد.بعد از او برادرش مرحوم سید محمد رزاقی به ژاندارمری پیوست.مرحوم سید محمد رزاقی سال ۵۷ در تصادف اتوبوس جان خود را از دست داد.
۲-بعد از پیروز ی انقلاب محمد حسین خزاعی -حاج سید محمد موسوی-معصوم علی پور وبعداز انها سید محمد علی رضوی وارد ژاندارمری شدند.
۳-محمد حسن محمدی وسید حسین رضوی اولین افرادی بودند که از طریق کنکور سراسری وارد دانشکده افسری شدند.بعد از انها سید محمد محمدی زاده هم از دانشکده افسری فارغ التحصیل شد.
۴-سید حسین حسینی اولین وتنها اصقولی است که از طریق کمیته انقلاب اسلامی وارد نیروی انتظامی گردید.
۵-در سال های اخبر هم چند نفر از اهالی اصقول از جمله رضا مالداری وحسن صحراکار ورارد نیروی انتظامی شده اند.
هفته نیروی انتظامی بر حافظان امنیت میهن اسلامی مبارک باد.

سید محمد علی رزاقی اولین نظامی اصقول-بازنشسته نیروی انتطامی
در اصقول قدیم وقبل از دهه ۷۰که جمعیت زیادی در روستا زندگی می کردندوجمعییت دایمی بیش از ۴۰۰نفر بودمحل هایی بود که مردم جمع می شدند وساعت ها با هم گفتگو می کردند.از جمله ی این محل ها می توان مکان های زیر را نام برد.که محل گفتگو بودند ودر انجا اخبار روستا وایران وجهان تجزیه وتحلیل می شد.
۱-سرخرمن:مشهور ترین محل برای گقتگو ومبادله اخبار بود .با توجه به زمان وقرارگرفتن خورشید مردم در یک سمت سرخرمن جمع می شدند.در هوای سرد هم در دالان منزل مرحوم سید ابوالحسن رحیمی تجمع می کردند.
۲-سنگ خراص:در شمال روستا ودر محل سه راهی جلوی منرل محمد شیر دهقان زاده سنگی قرار دارد که دارای سوراخ های متعدد است وبیشتر محل تجمع وگفتگو غیر سادات ساکن در محله تگ قلا وسر راه میناخان بود.
۳-کنار رود:کنار رود وپشت دیوار باغ آقای حسینی مقدم در صبح های تابستان تا ساعت ۱۰که آفتاب بالا می آمد یکی از مهمترین محل های تجمع وگفتگوی اهالی بود.متاسفانه دیوار های این باغ در سیل سال۷۷تخریب گردید.
۴-سراهی جلوی منزل مرحوم سید نعمت الله هاشمی که حالت سکو مانند دارد هم گاهی محل تجمع وگفتگو در اصقول بود.
۵-از سایر محل ها می توان جلوی مسجد بالا وپایین وقسمت جنوب شرقی سرقبرستان وسر گردنه میناخان را نام برد.عکس هایی هم از این محل ها موجود است که از دوستانی که این عکس ها در اختیار دارند تقاضا دارم برای نمایش در وبلاگ ار سال نمایند.

عکس بالا در محل رودخانه اصقول گرفته شده که دیوار باغ آقای حسینی مقدم دیده می شد.ومربوط به سال های ابتدای دهه ۶۰ است.
عکس قدیمی ارسالی آقای سید محمد رضوی فرزند آقای سید محمدتقی رضوی که احتمالا سال ۶۹یا ۷۰می باشد.
نشسته از راست:
۱-حاج نجفعلی خزاعی
۲-سید محمدرضا موسوی وفرزندشان سید علی
۳-سید مهدی هاشمی
۴-سید جواد حسینی
۵-سید احمد رحیمی
۶-سید حسین رضوی
۵-محمد خزاعی
۶-رضا خزاعی
۷-سید علیرضا حسینی
۸-سید محمد رضا طالبی
ایستاده از راست:
۱-رضا مالداری (احتمالا)
۲-محمد علی خزاعی
۳-ابوالفضل مالداری
۴-سید علی رضوی
۵-سید حامد رحیمی
۶-سید محمد رضوی
پوستری که نمونه آن در سال۵۸در اصقول هم توزیع شد.

پوستر فوق در خانه مرحوم حاج سید محمد محمدی
در بهمن ماه ۱۳۵۷مدرسه اصقول دارای ۲کلاس در ۵پایه بود.کلاس اول ودوم وسوم در اطاق کوچک مدرسه قدیم اصقول که منزل مرحومه بی بی فضه محمدی (حسینیه فعلی روستا)بود مستقر بودند ومعلم کلاس خانم صمیمی بود.من هم در این کلاس وپایه دوم بودم.کلاس دیگر هم چهارم وپنجم بودند ومعلم آنها خانم گلدانی بود.
با توجه به تعطیلی مدارس راهنمایی ودبیرستان در بیرجند دانش آموزانی که از اصقول در بیرجند بودند به روستا برگشته بودند.وشعارهای انقلابی را به ما یاد می دادند.وبا گچ وذغال روی درب خانه های اصقول می نوشتند.
بچه ها شیر هایی که به عنوان تغذیه داده می شد نمی خوردند ومی گفتند این ها را شاه داده است .وشعار معروف "ماشیر بز نمیخیم ما شاه دزد نمیخیم "را سر می دادند. یکی از معلمین برای توجیه بچه ها می گفت که این شیرها مال "دولت"است نه شاه.بعدا یاد گرفتیم که دولت یعنی شاه.
قبل از سال ۵۶ یک معلم انقلابی به نام افضل پور چندماه در اصقول معلم بود.که در کلاس از شاه بدگویی می کرد.
با ورود امام (ره)به ایران مردم اخبار را از طریق رادیو هایی که به تعدا د انگشت شمار در اصقول بود گوش می کردند وروز بعد برای همدیگر تعریف می کردند.یادم می آید در شب سیزدهم بهمن علی علی پور (فرزند مرحوم محمد علی پورمعروف به محمد آحوند )که خانه اش در روبروی خانه مرحوم سید محسن سجادی بود یک رادیو ضبط بزرگ داشت واخبار بی بی سی را با صدای بلند پخش می کرد که مراسم ورود امام را گزارش می داد.
از جمله موارد قابل ذکر بعد از پیروزی انقلاب گزارش کذبی بود که در خصوص یکی از اهالی روستا به کمیته بیرجند داده بودند که ایشان مثلا ضد انقلاب است.ویادم می آید چند نفر مسلح با لباس شخصی جهت بررسی این موضوع به اصقول آمدند وخود آن مرحوم نقل می کرد که وقتی به خانه ی من آمدندعکسی از حضرت امام روی دیوار خانه نصب شده بود که در همان لحظه ورود نظر آنها را جلب کردوسوال کردند در رفراندم شرکت کرده اید که جوابم مثبت بود ومهر هم در شناسنامه ام بود. که نشانشان دادم وکذب بودن موضوع مشخص شد.
سال 57 که سال اوج مبارزات مردم ایران بر علیه رژیم ستم شاهی بود مردم اصقول هم خبرهای انقلاب را دنبال می کردند.مخصوصا رادیو بی بی سی که مردم اخبار را از طریق این رادیو دنبال می کردند.در بهمن ماه کسانی که در خانه رادیو داشتند میزبان سایر اهالی بودند که برای گوش دادن اخبار می امدند.دانش آموزان دوره ی راهنمایی و دبیرستان که در بیرجند تحصیل می کردند با تعطیلی مدارس شهری به روستا امدند .من خودم کلاس دوم دبستان بودم .دبستان اصقول تعطیل نبود.با گچ وذغال روب درب خانه های روستا شعار های انقلابی نوشته می شد.
از جمله :شاه فراری شده از قصر تا فرودگاه سوار گاری شده
درود بر خمینی مرگ بر شاه
قسم به خون شهدا شاه تو را می کشیم
دانش اموزان برخی از سرود های انقلاب را با هم می خواندند .از جمله سرود:
بوی گل وسوسن ویاسمن اید
رهبر محبوب ما از سفر آید.
هم چنین سرود ایران ایران ایران رگبار مسلسل ها ...
در مدرسه چند ماه قبل از پیروزی انقلاب عکس شاه را از اول کتاب ها کنده و پاره کردیم.
روز دوازدهم بهمن که امام به ایران امده بودندمردم مراسم را از طریق رادیو دنبال می کردند.از جمله اولین عکس های امام خمینی (ره)که در اصقول نصب شد عکسی بود که در مغازه خیاطی سید محمد علی سجادی نصب شده بود.در اولین روزهای انقلاب هم عکسی از امام در دالان خانه ی آقای حسینی مقدم نصب شده وهم اکنون هم بعد از گذشت 33سال هنوز در همان مکان به چشم می خورد.

نمونه ی اولین تصویر امام (ره)که در اصقول نصب شد.
![]()
نور عترت آمد از آیینه ام
کیست در غار حرای سینه ام
رگ رگم پیغام احمد می دهد
سینه ام بوی محمد می دهد
میلاد پیامبر اکرم و امام صادق (ع) تهنیت باد
![]()
ای ششم پیشوای اهل ولا
خلق را رهبری به دین هدی
پای تا سر خدانمایی تو
هم ز سر تا بپای صدق و صفا

خرداد ۸۸-مدینه منوره
۱-در اصقول بیشترین نام پسران "محمد"می باشد که به تنهایی ویا همراه "علی-حسن-حسین-باقر-کاظم-رضا-تقی-ومهدی"می باشد.
۲-در هنگان بردن عروس به خانه داماد هم در بین راه اشعاری درنعت رسول گرامی اسلام خوانده می شود.ازجمله شعر بلغ العلی بکماله............
محمد یا محمد یا محمد محمد یا علی مولا محمد
۳-دعوت به فرستادن صلوات بر پیامبر در مراسم ومناسبت ها با جملات زیبا وآهنگین از جمله:
چشم پاک دل پاک کوری چشم هر نا پاک تا خطایی نرسد که بر محمد وآل پاک محمد بلند وبی حدو بی عدد صلوات....
کمال صدر وبدر سید کائنات خاصه وخلاصه موجودات شفیع روز عرصات احمد محمود ابوالقاسم محمد ومحمدیان را بلند وبی حدو بی عدد صلوات..................
ان کس که محمدی است اقاش علیست بر خواجه کائنات بی حد صلوات..............
بار الها نشود لال به هنگام ممات
هر زبانی که فرستد به محمد صلوات
۴-خطبه طولانی در مراسم ختم قران با مضامین عالی در مدح پیامبر وائمه اطهار
اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم
سند قدیمی مربوط به سال ۱۳۲۱قمری (۱۱۳سال قبل)
نمونه دعوت نامه مراسم پرسه در اصقول که برای اهالی روستاهای مجاور ارسال می شد.این دعوت نامه ها که به "عزا نامه"معروف بود به صورت دست نویس تهیه می شد وبا پیک به روستاهای مجاور ارسال می شد.
بر ضمیر منیر ملاطفت تخمیر یا بر ضمایر خطایر جناب مستطاب حضرت آقای ...........مخفی وپوشیده نماند که هر فردی از افراد بشر شربت ناگوار مرگ را به مضمون آیه شریفه کل نفس ذائقه الموت چشیدنی است.لذا در یوم ........مرحوم ..............در جواب منادی حصرت حق این دار فانی را وداع گفته وبه دیار باقی ارتحال نموده است.بقا عمر شریف باد.انالله وانا الیه راجعون.
خواهشمند است فردا یوم .........به یمن قدوم خود مفتخرمان فرمایند.
مهجوران...............................

عزانامه ارسالی جهت مدعوین روستای گیو همسایه جنوب غربی اصقول در سال۱۳۳۹
با سلام در باره مشاغل اصقول سالار عبدالله پدر خداداد سالار پیر مرد محاسن سفیدی بود که در دهه چهل حدودا نود سال سن داشت وکارش لبافی بود وهمیشه در داخل گوده میرزا قاسم محلی که فعلا منزل مرحوم سید محمد تقی طالبی آنجا واقع شده شال می بافت واز صبح تا شام صدای شانه اش بگوش می خورد ومردم هم دورش جمع می شدند. البته پری اسماعیل زن مرحوم غلام صحرا کار لبافی میکرد بیشتر در خانه اش ودر آن زمان شغل بود ودر تمام خانه ها شالیهای که الیافش از مو وپنبه ساخته میشد فرش میکردند.
محمد سالار پسر سالار محمد از سنگ هاونگ درست میکرد که در آن زمان ارزش داشت وبعدا به مقنی گری روی آورد که بیشتر چاه های فاضل آب بیرجند با دستان این مرد زحمت کش حفر گردیده است وچون سکته کرد بیشتر چاه های را که حفر می نمود با قطر زیاد حفاری میکرد که بتواند داخل چاه حرکت کند ومردم هم بیشتر از این کار راضی بودند چون چاه حجم زیادی داشت وبنفع کار فرما بود.
مرحوم علی عباس هم عمرش را در راه چوپانی گذراند بطوری که هیچ وقت احساس خستگی ننمود وبا تمام مردم با اخلاق ورفتار پسندیده برخورد می نمود وتمام گوسفندان را میشناخت وغروب که بزغاله های زاییده را می آورد براحتی از داخل توبره اش بزغاله هر کسی را تحویل میداد وانعامش را می گرفت .
ودر بین زارعین تعدادی قرآن خوان بوده اند از جمله ملا حسین وپسرش ملا محمد علی دشتبان ملا علی وپسرش ملا محمد معروف به آخوندکه موذن هم بوده اند وصدای بسیار رسایی داشته بطوری که در چشمه محمد هاشم که تعدادی در محله بوده اند صدای اذان وشب خوانی وی را می شنیده اند.
محمد اصقولی معروف به محمد علی مدابسیار انسان شایسته وزحمت کش ومتدینی میباشد همچنین ملا عباس معروف به عباس محجوره قرآن خوان وسلمانی و ملاعباس فرزند حسن علی از این جمله هستند.
در زمان قدیم برخی افراددر حرفه های ذیل مهارت داشتندوبه عنوان شغل دوم به آن مشغول بودند:
۱-بافنده کرباس
۲-لحاف دوز
۳-مقنی (چاهجو)
۴-چوپان
۵-خیاط
۶-پالان دوز
۷-استاکار (آهنگری و نجاری)
۸-خشت زن
۹-بنا
۱۰-قصاب
۱۱-آشپزمجالس
۱۲-لوطی(نوازنده دهل و ساز)
۱۳-سلمانی( دلاک)
۱۴-مرده شور
۱۵-کدخدا
۱۶-حمامی
۱۷-دشتبان
۱۸-معامله گر(تاجر)
۱

۲

۳

۴
پخت غلور نذری در اصقول-جمعه ۱۴/۱۰/۱۳۹۱
۱

۲
کوبه یا درکوب، وسیلهایست از فلز که بر روی بدنه درب در قسمت بیرونی آن نصب میگردد که از آن بوسیله کوبیدن بر روی درب، صاحب خانه را از حضور خود مطلع میکنند.
این وسیله در ابعاد، اشکال و از جنسهای مختلف ساخته میشود .جنس بعضی از آنها از برنج و بعضی از آهن و یا از فلزات دیگر میباشد.
در بعضی از دربها از دو مدل مختلف از کوبه استفاده میگردد که یکی به شکل یک چکش و دیگری به صورت یک حلقه میباشد. صدای ایجاد شده از برخرد کوبه چکش مانند بم میباشد و آن توسط مردها استفاده میگردیدهاست و همچنین صدای ایجاد شده از کوبه حلقه مانند زیر بوده و توسط زنان استفاده میگردیدهاست. با این کار صاحبخانه متوجه جنسیت مراجعهکننده میگردیده و به اقتضای آن یکی از ساکنین به پاسخگویی بر میآمده است.(ویکی پدیا)
در خانه های قدیمی اصقول چوبی است.که یک لنگه یا دولنگه می باشد.درهای یک لنگه گاهی دارای کلیدان هستند که در حقیقت قفل وکلید چوبی می باشد.روی کلید چوبی که حدود ۲۰سانتی متر می باشد دارای شیار است وهر قفلی با هر کلیدی باز نمی شود.برای امنیت بیشتر درها دارای چفت فلزی هم هست که با زنجیر به در متصل می شود وبالای چهارچوب درقفل می شود.
بفرما کف.............

۱

۲

۳

کف زنی شب یلدا (آقای مالداری از اصقول)عکس های ارسالی آقای صحراگردبا تشکر از ایشان

آخر پاییز شد ، همه دم می زنند از شمردن جوجه ها !!
بشمار ، تعداد دل هایی را که به دست آوردی
بشمار ،تعداد لبخند هایی که بر لب دوستانت نشاندی
بشمار ، تعداد اشک هایی که از سر شوق و غم ریختی
فصل زردی بود ، تو چقدر سبز بودی ؟
جوجه ها را بعدا با هم میشماریم . . .
یلدا در اصقول
شب یلدا طولانی ترین شب سال است.در اصقول این شب شروع "چله کلو"یعنی چله ی بزرگ است.وبه شب "چله"معروف است.در خانه های قدیم اصقول در فصل زمستان کرسی نصب می شد.ودر این شب در خانه ی بزرگ خانواده جمع می شدند.اجیل محلی وهندوانه وانار می خوردند.آجیل محلی عبارت بود از عناب -بادام-هسته شور کرده زرد آلو(خسته)-مغز گردو-انجیر خشک-برگ زردآلو وهلو(شفت آلو)-کنو-تخمه کدو وخیار وهندوانه شور کرده-توت خشک(کشته توت)
کف زدن هم در شب یلدا در اصقول مرسوم است.بیخ را در آب خیس کرده ومی جوشانند ودر تغارچه ریخته وانقدر می زنند که کف کند وکف آن سفت شود.روی کف شیره ی انگور ومغز گردو ریخته و می خورند.

هم چنین در اصقول رسم است که جوانانی که نامزد دارند در شب چله هدیه ای به خانه نامزدشان می برند که به "شب چله بری"معروف است.
یک سند قدیمی مربوط به نود سال قبل که بدون نقطه نوشته شده است.نویسنده سند مرحوم حاج شیخ سید حسین سجادی اصقولی می باشدومربوط به فروش یک باب منزل در روستای اصقول است.
در ۵سال تحصیل در دبستان اصقول بین سال های ۱۳۵۶تا ۱۳۶۱بخاری های کلاس از نوع چکه ای بود.که صبح زود بوسیله ی یکی از دانش آموزان روشن می شد.در صورتی که قبل ا ز روشن کردن نفت را زیاد باز می کردند مخزن تنوره پر نفت می شد.وبعد از روشن کردن صدای آن بلند می شد وبدنه آن سرخ می شد.به هر حال در طول سالیان متمادی از همین بخاری استفاده می شد.وبه خیر گذشت.جالب این بود که هواکش در سقف کلاس بود ولوله ای به طول ۳متر بین بخاری وسقف وصل بود.وگاهی دانش آموزان با آن برخورد می کردند ولوله هاجدا می شد.در سال های ابندای تاسیس دبستان از بخاری "کنده ای " استفاده می شد.که با چوب گرم می شد.وبخاری های چکه ای که امد به آنها "اجاق فرنگی "می گفتند.
هم ولایتی های عزیز اگر خاطره ای از بخاری های چکه ای وچوبی دیستان اصقول دارند در قسمت نظرات درج فرمایند.
قسمتی از هزینه اطعام عزاداران حسینی در اصقول از محل موقوفه دشت اصقول تامین می شود.سند بالا که مربوط به حدود۱۱۰ سال قبل می باشد در خصوص تولیت موقوفه مذکور است که طبق وقف نامه تولیت موقوفه با اصلح ورثه مرحوم کربلایی سید عبدالله می باشدودر آن زمان طبق سند بالا تولیت با مرحوم کربلایی سید ابوطالب بوده است.ضمنا مرحوم کربلایی سید عبدالله جد پنجم نگارنده می باشد.به این صورت"سید عبدالجواد ابن مرحوم سید محمد ابن مرحوم سید عبدالجواد ابن مرحوم سید ابوطالب ابن مرحوم سید مهدی ابن مرحوم سید عبدالله.
در سند بالا امضا ومهر مرحوم ایت الله هادوی از علمای بزرگ بیرجند هم به چشم می خورد.ایشان ذکر کرده اند که با صلاحدید اقا سید حسین عمل نمایند که منظور مرحوم حاج سید حسین سجادی از روحانیون اصقول در آن زمان بوده است که بعدا به مشهد مقدس مهاجرت نموده اند .
کلیپ علم گردانی در اصقول .روی عبارت بالا کلیک کنید.
شماره۱ عروسی در اصقول سال۱۳۶۸

عکس شماره ۲ سال۱۳۶۷زمین جنب غسالخانه اصقول

شماره۳ سال ۱۳۷۰کشمان بالای اصقول
عکس های فوق بوسیله آقای سید رضا حسینی فرزند مرحوم سید محمد مقیم زاهدان ارسال شده است که از ایشان تشکر می شود.
برای دانلود عکس ها در اندازه بزرگ روی لینک های زیر کلیک فرمایید
http://s3.picofile.com/file/7545287204/_%D8%B1_%C3%A0_%D8%AF_%C3%A73.jpg
http://s3.picofile.com/file/7545282682/_%D8%B1_%C3%A0_%D8%AF_%C3%A7_1.jpg
http://s3.picofile.com/file/7545288488/_%D8%B1_%C3%A0_%D8%AF_%C3%A72.jpg
در اصقول به ماه "دیحجه"ماه قربان گفته می شود.در روز عید سعید قربان برای افرادی که در فاصله ی بین عید قربان سال قبل تا عید قربان فعلی از دنیا رفته اند گوسفند یا گوساله ای قربانی می کنند وگوشت قربانی را بین اهالی روستا تقسیم می نمایند.وظرفی را از خون قربانی پر کرده وبه سردر ورودی منزل مرحوم می پاشند.در صبح عید اهالی هم در جلوی منزل متوفیان سال قبل اجتماع کرده وبرای شادی روح انها فاتحه می خوانند.
در اصقول به متولدین روز عید سعید قربان هم از کوچکی "حاجی "گفته می شود.

باورها و اعتقاد به کردارها و گفتارها ، بخشی از فرهنگ شفاهی مردم هر مرز و بوم بشمار می آید ، این باورها و یقین ها تا بدانجا پیش می رود که آدمی را به انجام دادن یا ندادن کاری وا می دارد.
فارغ از درست بودن یا نبودن این باورها ، شناخت و آشنایی با این باورها که همان شناخت فرهنگ و آداب شفاهی هر مرز و بومی می باشد ، کاری بسیار سودمند است و دانستن این باورها سبب شناختن بسیاری از دلواپسی ها ، وسواس ها ، گفتار و کردارهای مردم یک سرزمین در برخورد با مسائل می باشد.
درمیان بعضی از مردم هنوز یک باور قدیمی در خصوص درختان میوه و ثمر ندادن آنها وجود دارد و آن بدین شکل هست که اگر درخت میوه ای بارور بوده و همه ساله ثمر می داده است ، بنا بدلائلی به یک باره برای چند سال میوه ندهد ، در این هنگام صاحب این درخت میوه ، برای ترساندن درخت از بارندادن، درخت را می ترساند.
صاحب درخت با چنر نفر دیگر در پای درخت حاضر می شوند ، یکی شلاق بدست و یکی تبر و تیشه بدست ، این چند نفر بر اساس نقشه و صحبت هایی که قبلاً با یکدیگر کرده اند ، درخت را از میوه ندادن می ترسانند و حتی شلاقی بر تنه آن می زنند و کسی که تیشه یا اره بدست دارد به قصد بریدن و تیشه زدن به آن وارد عمل می شود که در این هنگام شخص دیگری پا در میانی می کند و ضامن درخت میوه می شود و از درخت قول می گیرد که در آینده میوه و ثمر بدهد .
جالب اینکه شنیده شده است : در بعضی مواقع درخت به قول نداده خود عمل می کند و دوباره میوه و ثمر می دهد .

از جمله یادم می آید وقتی کوچک بودم یک روز با مرحوم پدرم در باغ کنار رود نزدیک غسالخانه بودم.یک در خت انار داشتیم که اگر چه خیلی بزرگ شده بود ولی انار نداشت.مرحوم علی دشتبان معروف به علی الله از کنار باغ می گذشت.مرحوم پدرم به او گفتند که این درخت میوه نمی دهد.آن مرحوم با صدای بلند گفت:سید محمد اره را بدهید تا درخت را ببرم واره را برداشت وروی تنه درخت گذاشت.که پدرم گفتند تا سال دیگر صبر کنیم.
از نتیجه کار چیزی به خاطر ندارم.ولی آن درخت در سیل سال ۷۷از بین رفت.
روز اول مهر برای همه ی ما خاطره آمیز است.
درمهر۱۳۳۹ دبستان اصقول به عنوان اولین دبستان در شرق نهارجانافتتاح شد.اولین معلم روستا مرحوم علی جوانمرد بود.در سال های نخست شروع به کار این دبستان بیش از صد دانش آموز داشت.اولین دانش آموزان این روستا اکنون دوره ی باز نشستگی خود را می گذارنند.
اولین معلم خانم دبستان اصقول "خانم جعفری جم" بود که معلم کلاس اول دبستان من در سال تحصیلی ۵۶-۵۷بود.
در سال ۱۳۵۷برای اولین بار دو معلم در دبستان مشغول تدریس بودند.
اولین معلم بومی اصقول "آقای سید حشمت الله طالبی"بود.
هنگام افتتاح دبستان اصقول دوره ی دبستان ۶سال بود.
دبستان اصقول در مهر۸۹به علت کم بودن تعداد دانش آموزان تعطیل شد.
دبستان اصقول در طی ۵۰سال در سه محل مستقر بود.اولین مکان منزل مرحوم سید ابوالقاسم قاسمی در شمال روستا نزدیک اسیا ودومین مکان در محل منزل مرحومه بی بی فضه محمدی (محل حسینیه فعلی)وسومین مکان محل فعلی مدرسه که در سال۶۴ساخته شده است.
آقایان جوانمرد-خزاعی-افضل پور وبخشی وخانم جعفری -خانم گلدانی وخانم صمیمی قبل از پیروزی انقلاب در اصقول معلم بودند.

مطلب ذیل عینا از وبلاگ "گز"http://gazvillage.persianblog.ir/ذکر می شود.
یکی از اهداف اولیه واصلی وبلاگ گز اطلاع و ارتباط با دوستان و همولایتی هایی است که سال ها قبل گز را ترک نموده اند و ارتباط آنها یا با روستا قطع شده است و یا در پایین ترین سطح می باشد بوده است این هدف در مواردی جواب داد وبعضی از آن همولایتی ها با ارتباط با وبلاگ عاملی شدند تا بهتر و بیشتر از آنان بدانیم
بشنو از نی چون حکایت میکند از جداییها شکایت میکند
سینه خواهم شرحه شرحه از فراق تا بگویم شرح درد اشتیاق
هر کسی کو دور ماند از اصل خویش باز جوید روزگار وصل خویش
یکی از این دوستان سید ابوالقاسم علوی فرزند مرحوم سید یحیی علوی است که با وبلاگ گز ارتباطی خوب داشتند و ما را در یادآوری خاطرات سال های گذشته یاری کردند در ابتدا ایشان بصورت ناشناس به پیشرفت وبلاگ کمک می کردند ولی در نهایت با آشنایی بیشتر متوجه شدم که ایشان بعد از مهاجرت از گز چه روز گاری را در طی راه موفقیت گذرانده اند و اکنون در چه موقعیتی می باشند هدفم از این پست معرفی ایشان به همولایتی های عزیز می باشد چون نسل جدید گز یا افراد نسل قبلی را دقیق نمی شناسند و یا اگر می شناسند فقط در سطح یک نام می باشد.
اطلاعات فوق حاصل صحبت های شخصی اینجانب با ایشان و اطلاعاتی است که از اینترنت جمع آوری کرده ام.
سید ابوالقاسم علوی فرزند سید یحیی در سال 1341 در گز متولد شد پدر ایشان در همان اوایل کودکی از گز به مشهد مهاجرت کردند و در مشهد ساکن شدند به گفته خودش اگر چه ساکن مشهد شدند ولی ارتباطشان با گز قطع نگردید و ارتباط تنگاتنگی با گز داشتند و بویژه تابستان ها را در گز می گذراندند. وی در سال 1347 در مشهد وارد مدرسه گردید ولی گردش روزگار به گونه ای شد که مجبور شد سال بعد را با خانواده به گز برگردد و در روستا ساکن گردد در این زمان هنوز مدرسه گز راه اندازی نشده بود و مجبور بود در سن 7 سالگی هر روز فاصله چند کیلومتری گز تا اصغول را از داخل دره های کاله اصغولی و کوه های تگ گز در اصغول پیاده طی نماید و برای ادامه تحصیل به اصغول برود . وی هنوز هم از خاطرات هر روزه این مسیر به نیکی یاد می کند و با حرارت از نام همکلاسی های آنزمان خود نام می برد همکلاسی های همچون آقایان سید محسن و سید سعید جوادی ، ابوالفضل محمود آبادی ، میرعلی بیک مسعودی ،رضا و غلامحسین طالبی و دیگران.
سید ابوالقاسم از همان کودکی سرشار از انرژی بود به طوری که مردم روستا وی را به ویژگی پر شر و شور بودن بیاد دارند . به هر صورت او سال بعد دوباره به مشهد برگشت و بعد از طی دوره دبستان و راهنمایی تحصیلاتش را در دبیرستان در رشته اقتصاد ادامه داد در این دوران بیشترین ارتباط را با روستای گز داشت تا اینکه در سال 1361 پدرش مرحوم سید یحیی در بیرجند فوت کرد و در گز مدفون گردید از این زمان به بعد ارتباطش با روستا کمتر گردید . ایشان بعد از گرفتن دیپلم وارد شهربانی آنزمان گردید و 25 سال را در نیروی انتظامی خدمت کرد تا در سال 1383 بازنشسته گردید.
به گفته خودش در رویاهای کودکانه اش دو رویا داشت یکی ساز و دیگری پرواز . وی می گوید در داخل باغ ما در گز بوته ای نی بود و پدرم در کودکی دستم را می گرفت و به باغ می برد و آنجا برایم فیک (نوعی سوتک که از نی درست می شود) و ساز می ساخت و حتی یک دفعه سازی با استخوان لک لک برایم ساخت که هنوز هم آنرا به یادگار دارم. همین علاقه در ایشان ماند تا اینکه زمانیکه در تهران مشغول خدمت در نیروی انتظامی بود به دنیای موسیقی روی آورد و از محضر اساتید بزرگی همچون استاد احمد انوشه در نوازندگی نی و استاد حدادیان در ساخت نی استفاده کرد و الفبای موسیقی را فرا گرفت و به دنیای نی و بطور کلی سازهای بادی چوبی روی آورد .
از آنجا که شخصی پرحرارت و جستجوگر بود تنها به نواختن راضی نشد و قدم به دنیای ساخت سازهای بادی گذاشت و کارگاه نی سازی و به عبارت وسیع تر کارگاه ساخت نی های بادی چوبی را راه اندازی کرد. وی در سفر به مناطق مختلف کشور نی های مناسب را جمع آوری کرد و در کارگاه خویش صدایی که سالیان سال در عمق جانشان پنهان کرده بودند را بیرون کشید و زبانشان را باز کرد تا نوازندگان قصه های عشق مجنون را بازگویند .
نی حدیث راه پرخون می کند قصه های عشق مجنون می کند
اما این هنوز اول راه فعالیت های ایشان در دنیای ساخت نی بود . در سال 1389 وی با سفر به ارمنستان در دوره ی ساخت ساز دودک در این کشور شرکت کرد و روش ساخت این ساز را فراگرفت و برای اولین بار شروع به ساخت این ساز در کشور کرد . اما این هم پایان ماجرا نبود.
یکی از آرزوهای مردان دنیای موسیقی و بویژه نی درست کردن نوعی نی بود که صدا بم و باس را تولید کند بسیاری افراد در این راه تلاش کرده بودند ولی آنکه این موفقت را بنام خود ثبت کرد سید ابولقاسم علوی بود که در دنیای موسیقی بنام سید قاسم علوی شناخته می شود.وی از ترکیب یک کدو با نی نوعی نی ساخت که بمنای نام گرفت و در وزارت ارشاد بعنوان ابداع و نوآوری ایشان ثبت گردید . این ساز برای اولین بار بطور جدی در موسیقی متن سریال مختارنامه مورد استفاده قرار گرفت و بخشی از بار موسیقایی این اثر فاخر را به عهده گرفت. این نی ویژگی های خاص خودش را دارد که اگر لازم شد در مطلبی جداگانه توضیح خواهم داد.

این تنها ابداع ایشان نبود ایشان همینطور ابداعات و نو آوری های متعددی در دنیای سازهای بادی داشته است و هنوز هم در این زمینه فعال است بطوری که در دنیای ساخت ساز های بادی اسم و رسمی به هم زده است وکاملا شناخته شده است و در دنیای موسیقی بعنوان سازنده نی عضو کانون موسیقی می باشد. از وی پرسیدم آیا در دنیای نوازندگی هم کار جدی داشته است که گفت بیشتر فعالیت هایش در زمینه ساخت نی است فقط گاهی در برنامه های رادیو برای ساخت بعضی از موسیقی های متن نی می نوازد . در کارگاه نی سازی ایشان انواع وسایل موسیقی بادی چوبی تولید می گردد . سال گذشته کلیپی از کارگاه نی سازی ایشان توسط آقای قائم مقامی تهیه گردید
سید ابولقاسم در زمینه نوشتن مطالب موسیقایی هم فعال است و مطالب و مقالات متعددی در مورد موسیقی و بویژه نی در مجلات روزنامه ها و سایت های اینترنتی منتشر کرده است ایشان در برنامه های مختلف رادیو بعنوان کارشناس سازهای بادی دعوت شده است و در بحث های متععددی در این زمنه داشته است .یکی از فعالیت های قابل تحسین ایشان راه اندازی وبلاگ نیستان است که در آن در مورد انواع سازها و موسیقی مطالب مفیدی را منتشر کرده است.
شعرگونه زیر سروده آقای علوی در مورد فعالیت های ایشان در دنیای نی سازی و نی نوازی است
نیستان نی به لب دارم گویم شرح هجرانی جدایش کرده ام از تو می دانم که می دانی
نمیدانم گنه کردم از این کاری که من کردم چرا عاقل کند کاری که باز آرد پشیمانی
نیافکندم به تو اتش نسوزاندم تو را جانا تو اتش میزنی بر من با آ ن سوز روحانی
بدستش تا که میگیری خلایق جملگی گویند بزن مطرب که من دارم درونم درد پنهانی
به پیش عابد و زاهد نتوانی گرفتش دست که چون بینند گویندت گنه کردی نمیدانی؟
چو گفت ان پیر فرزانه که نی اتش زند بر جان حکایت همچنان باقیست تا هست عالم فانی
نیستان جاودان مانی و پا بر جا که تا قاسم برون اید از این حال پریشانی
حضور آقای علوی در سطوح بالای موسیقی ملی باعث افتخار همولایتی ها است و مفتخریم که ایشان را درکنار نام های بزرگ موسیقی ایران می توانیم ببینیم.
اما همه آنچه گفتیم یک بعد فعالیت های آقا علوی است . ایشان می گوید در آرزوهای بچگی ام بارها از فراز کمر قلاورخانه به پایین پرواز کرده ام و همیشه آرزوی پرواز داشتم تا اینکه بعد از بازنشستگی فرصتی پیش آمد و به کلاس آموزش خلبانی و پرواز با پاراگلایدر رفتم و در این زمینه گواهینامه های لازم را بدست آوردم . ایشان امروزه پرواز های متعددی در مناطق مختلف کشور با پاراگلایدر داشته است. همینطور در فستیوالی در ترکیه نیز با پارگلایدر پرواز کرده است.

وی می گوید هنوز یکی از آرزوهایش پرواز با پاراگلایدر از کمر قلاور خانه و بر فراز گز است و شاید همین امسال برای این پرواز به گز بیاید.
برای ایشان آرزوی موفقیت های روز افزون داریم.