در بهمن ماه ۱۳۵۷مدرسه اصقول دارای ۲کلاس در ۵پایه بود.کلاس اول ودوم وسوم در اطاق کوچک مدرسه قدیم اصقول که منزل مرحومه بی بی فضه محمدی (حسینیه فعلی روستا)بود مستقر بودند ومعلم کلاس خانم صمیمی بود.من هم در این کلاس وپایه دوم بودم.کلاس دیگر هم چهارم وپنجم بودند ومعلم آنها خانم گلدانی بود.

با توجه به تعطیلی مدارس راهنمایی ودبیرستان در بیرجند دانش آموزانی که از اصقول در بیرجند بودند به روستا برگشته بودند.وشعارهای انقلابی را به ما یاد می دادند.وبا گچ وذغال روی درب خانه های اصقول می نوشتند.

بچه ها شیر هایی که به عنوان تغذیه داده می شد نمی خوردند ومی گفتند این ها را شاه داده است .وشعار معروف "ماشیر بز نمیخیم   ما شاه دزد نمیخیم "را سر می دادند. یکی از معلمین برای توجیه بچه ها می گفت که این شیرها مال "دولت"است نه شاه.بعدا یاد گرفتیم که دولت یعنی شاه.

قبل از سال ۵۶ یک معلم انقلابی به نام افضل پور چندماه در اصقول معلم بود.که در کلاس از شاه بدگویی می کرد.

با ورود امام (ره)به ایران مردم اخبار را از طریق رادیو هایی که به تعدا د انگشت شمار در اصقول بود گوش می کردند وروز بعد برای همدیگر تعریف می کردند.یادم می آید در شب سیزدهم بهمن علی علی پور (فرزند مرحوم محمد علی پورمعروف به محمد آحوند )که خانه اش در روبروی خانه مرحوم سید محسن سجادی بود یک رادیو ضبط بزرگ داشت واخبار بی بی سی را با صدای بلند پخش می کرد که مراسم ورود امام را گزارش می داد.

از جمله موارد قابل ذکر بعد از پیروزی انقلاب گزارش کذبی بود که در خصوص یکی از اهالی روستا به کمیته بیرجند داده بودند که ایشان مثلا ضد انقلاب است.ویادم می آید چند نفر مسلح با لباس شخصی جهت بررسی این موضوع به اصقول آمدند وخود آن مرحوم نقل می کرد که وقتی به خانه ی من آمدندعکسی از حضرت امام روی دیوار خانه نصب شده بود که در همان لحظه ورود نظر آنها را جلب کردوسوال کردند در رفراندم شرکت کرده اید که جوابم مثبت بود ومهر هم در شناسنامه ام بود. که نشانشان دادم وکذب بودن موضوع مشخص شد.