تا7اسفند94

لیست نهایی نامزدهای انتخابات دهمین دوره مجلس شورای اسلامی حوزه‌ انتخابیه نهبندان و سربیشه‌ اعلام شد.(ترتیب اسامی براساس حروف الفبا است.)
1     محمداسمعیل اعزازی     فرزند:اسداله
2     نظر افضلی     فرزند:ابراهیم
3     فاطمه بارانی خالص     فرزند:محمدعلی
4     محمدحسین پرنده     فرزند:علی
5     محمدحسین زارعی     فرزند:علی
6     علیرضا کرباسچی     فرزند:محمدحسین
7     مهدی محمدی     فرزند:عباس
8     مهدی مودی     فرزند:محمد
9     مهدی مومنی     فرزند:غلام نبی
10     احمد نجمی پور     فرزند:حسین
11     حسین رضا نخعی     فرزند:غلامحسین
12     مصطفی نخعی     فرزند:جان میرزا
13     مراد هاشم زهی     فرزند:محمدبرات

تولد حضرت زینب وروز پرستار

میلاد مسعود حضرت زینب سلام الله علیها وروز پرستار مبارک باد.

گزارش روزنامه اوای خراسان جنوبی 25/11/1394

 

سلام داداش، من را می شناسید؟

 

سید مرتضی رحیمی پرستار با 10 سال سابقه در بخش اورژانس بیمارستان امام رضا (ع) است که حدود 8-7 سال سابقه کار در بخش ICU را هم در کارنامه 

کاری اش دارد، خاطره ای جالب تعریف می کند: زمانی که در 115 کار می کردم در روستای درخت توت خانمی 7 ماهه باردار بود. زایمان زودرس داشت او را به سمت  سربیشه بردیم. او در ماشین وضع حمل کرد ما برای زنده ماندن بچه مجبور شدیم او را جلوی بخاری ماشین بگیریم بسیار کوچک بود و فقط 700 گرم وزن داشت. مادر و فرزندش را به بیمارستان رساندیم اصلا انتظار 

نمی رفت زنده بماند. 6 سال بعد در بخش بودم خانمی در حالی که دست بچه ای را گرفته بود، بالای سرم آمد و گفت سلام داداش، من را می شناسید؟ گفتم نه به جا

نمی آورم گفت من مادر همان بچه هستم که به کمک شما در آمبولانس متولد شد این همان کودک است. اشک شوق و خوشحالی در چشمانم جمع شد و بچه را بغل کردم و بوسیدم. این خاطره هیچوقت یادم نمی رود. 

در درد و رنج بیمار شریک می شویم 

وی با عنوان اینکه پرستار باید صبوری و خویشتن داری داشته باشد و باید خودمان را جای مریض بگذاریم،

می گوید: حوادث گاهی غیر مترقبه است. در بیمارستان ممکن است فحاشی و هتاکی پیش آید، مشکلی پیش بیاید و بیمار یا همراهش  5 دقیقه بعد ابراز ندامت کنند. ما باید واکنش نشان ندهیم، در نهایت سعی می کنیم به کمک انتظامات آنها را به بیرون راهنمایی کنیم. ما در درد و رنج مریض شریک می شویم و لحظه برایمان زیباست که بیمار با پای خودش از بیمارستان برود. وی ادامه می دهد: پرستاری شغل پر استرسی است و اینکه ما رضایت کامل از وضع داشته باشیم نه اینطور نیست ولی ناشکری هم نمی کنیم ما با فشار روانی جسمی و روحی روبرو هستیم و بارها شده که ساعت ها سرپا هستیم مثلا برای بخیه زدن ساعتها سرپا ایستاده ایم. امیدوارم مردم درک کنند و خویشتن داری داشته باشند و آرزو می کنم بیمارستان ها خلوت بشود و مریض و بیماری نداشته باشیم.

؟؟؟؟

 
با ديدن اين عكس متحرك ياد چه چيز مي افتيد؟ 

آگهي

به مناسبت چهلمين روز در گذشت مرحومه مغفوره 

 "بي بي رقيه خزاعي" 

همسر مرحوم كربلايي سيد مهدي حسيني مجلس ترحيمي فردا چهارشنبه 21/11/1394از ساعت 5/2الي 5/3بعد از ظهر در محل مسجد توحيد بر گزار مي شود حضور شما باغث شادي روح آن مرحومه وتسلي خاطر بازماند گان خواهد بود.

پروار كشي

در زمان قدیم که وسایل سرد کننده از قبیل یخچال وفریزر وجود نداشت امکان نگهداری مواد فاسد شدنی از قبیل گوشت در روستاها وجود نداشت.روستاییان تنها در فصل سرما امکان نگهداری گوشت را داشتند.در اصقول مانند بسیاری از روستاها هر خانواده یک یا دو گوسفند را به عنوان پروار انتخاب می نمودودر فصل سرما اغلب اوایل دی ماه پروار را ذبح می کردند.قسمت اعظم گوشت را سرخ می کردندودر ظرف بزرگ نگهداری می کردند.در اصقول به آن "قلیه گوشت"یا "گوشت داغ "می گویند.یاقی مانده لاشه گوسفند که بیشتر آن استخوان بود در اطاق سردی نگهداری وبه صورت اب گوشت پخته می شد.در اولین شب پروار کشی "دل بندی "پروار را می خوردند.دل بندی شامل دل-جگر-پپ (شش ها)-قلوه-اشکمبه -روده باریک بود که بامقداری زیادی چربی لاشه پخته می شد.در شب دیگر هم "کله پاچه"را می پختند.

مردم اصقول دوست دارند هنگام خوردن "دل بندی"تمام فرزندان آن ها حاضر باشند.اگر فردی در خارج از روستا باشد مثل خدمت سربازی یا تحصیل در شهر دیگر صبر می کنند تا به روستا بیاید.به قول پدران ومادران اصقولی "دل بندی بدون حضور فرزندان از گلوی انها پایین نمی رود.

اگر چه سال هاست که اصقول دارای برق می باشد ودر تمام خانه ها یحچال وجود دارد ولی رسم پروار کشی که بیشتر به آن "پلور کشی "می گویند هم چنان در اصقول وجود دارد.خانواده هایی که فرزندان آنها در شهرهای دیگر هم هستند گوشت پروار را برای انها می فرستند.

بهمن 57

سال 57 که سال اوج مبارزات مردم ایران بر علیه رژیم ستم شاهی بود مردم اصقول هم خبرهای انقلاب را دنبال می کردند.مخصوصا رادیو بی بی سی که مردم اخبار را از طریق این رادیو دنبال می کردند.در بهمن ماه کسانی که در خانه رادیو داشتند میزبان سایر اهالی بودند که برای گوش دادن اخبار می امدند.دانش آموزان دوره ی راهنمایی و دبیرستان که در بیرجند تحصیل می کردند با تعطیلی مدارس شهری به روستا امدند .من خودم کلاس دوم دبستان بودم .دبستان اصقول تعطیل نبود.با گچ وذغال روب درب خانه های روستا شعار های انقلابی نوشته می شد.

از جمله :شاه فراری شده     از قصر تا فرودگاه سوار گاری شده

درود بر خمینی   مرگ بر شاه

قسم به خون شهدا   شاه تو را می کشیم

دانش اموزان برخی از سرود های انقلاب را با هم می خواندند .از جمله سرود:

بوی گل وسوسن ویاسمن اید 

رهبر محبوب ما از سفر آید.

هم چنین سرود ایران ایران ایران رگبار مسلسل ها ...

در مدرسه چند ماه قبل از پیروزی انقلاب عکس شاه را از اول کتاب ها کنده و پاره کردیم.

روز دوازدهم بهمن که امام به ایران امده بودندمردم مراسم را از طریق رادیو دنبال می کردند.از جمله اولین عکس های امام خمینی (ره)که در اصقول نصب شد عکسی بود که در مغازه خیاطی سید محمد علی سجادی نصب شده بود.در اولین روزهای انقلاب هم عکسی از امام در دالان خانه ی  آقای حسینی مقدم نصب شده وهم اکنون هم بعد از گذشت 33سال هنوز در همان مکان به چشم می خورد.

 

 

ر بهمن ماه ۱۳۵۷مدرسه اصقول دارای ۲کلاس در ۵پایه بود.کلاس اول ودوم وسوم در اطاق کوچک مدرسه قدیم اصقول که منزل مرحومه بی بی فضه محمدی (حسینیه فعلی روستا)بود مستقر بودند ومعلم کلاس خانم صمیمی بود.من هم در این کلاس وپایه دوم بودم.کلاس دیگر هم چهارم وپنجم بودند ومعلم آنها خانم گلدانی بود.

با توجه به تعطیلی مدارس راهنمایی ودبیرستان در بیرجند دانش آموزانی که از اصقول در بیرجند بودند به روستا برگشته بودند.وشعارهای انقلابی را به ما یاد می دادند.وبا گچ وذغال روی درب خانه های اصقول می نوشتند.

بچه ها شیر هایی که به عنوان تغذیه داده می شد نمی خوردند ومی گفتند این ها را شاه داده است .وشعار معروف "ماشیر بز نمیخیم   ما شاه دزد نمیخیم "را سر می دادند. یکی از معلمین برای توجیه بچه ها می گفت که این شیرها مال "دولت"است نه شاه.بعدا یاد گرفتیم که دولت یعنی شاه.

قبل از سال ۵۶ یک معلم انقلابی به نام افضل پور چندماه در اصقول معلم بود.که در کلاس از شاه بدگویی می کرد.

با ورود امام (ره)به ایران مردم اخبار را از طریق رادیو هایی که به تعدا د انگشت شمار در اصقول بود گوش می کردند وروز بعد برای همدیگر تعریف می کردند.یادم می آید در شب سیزدهم بهمن علی علی پور (فرزند مرحوم محمد علی پورمعروف به محمد آحوند )که خانه اش در روبروی خانه مرحوم سید محسن سجادی بود یک رادیو ضبط بزرگ داشت واخبار بی بی سی را با صدای بلند پخش می کرد که مراسم ورود امام را گزارش می داد.

از جمله موارد قابل ذکر بعد از پیروزی انقلاب گزارش کذبی بود که در خصوص یکی از اهالی روستا به کمیته بیرجند داده بودند که ایشان مثلا ضد انقلاب است.ویادم می آید چند نفر مسلح با لباس شخصی جهت بررسی این موضوع به اصقول آمدند وخود آن مرحوم نقل می کرد که وقتی به خانه ی من آمدندعکسی از حضرت امام روی دیوار خانه نصب شده بود که در همان لحظه ورود نظر آنها را جلب کردوسوال کردند در رفراندم شرکت کرده اید که جوابم مثبت بود ومهر هم در شناسنامه ام بود. که نشانشان دادم وکذب بودن موضوع مشخص شد.

پوستری که نمونه آن در سال۵۸در اصقول هم توزیع شد.

پوستر فوق در خانه مرحوم حاج سید محمد محمدی