میلاد مسعود حضرت زینب سلام الله علیها وروز پرستار مبارک باد.

گزارش روزنامه اوای خراسان جنوبی 25/11/1394

 

سلام داداش، من را می شناسید؟

 

سید مرتضی رحیمی پرستار با 10 سال سابقه در بخش اورژانس بیمارستان امام رضا (ع) است که حدود 8-7 سال سابقه کار در بخش ICU را هم در کارنامه 

کاری اش دارد، خاطره ای جالب تعریف می کند: زمانی که در 115 کار می کردم در روستای درخت توت خانمی 7 ماهه باردار بود. زایمان زودرس داشت او را به سمت  سربیشه بردیم. او در ماشین وضع حمل کرد ما برای زنده ماندن بچه مجبور شدیم او را جلوی بخاری ماشین بگیریم بسیار کوچک بود و فقط 700 گرم وزن داشت. مادر و فرزندش را به بیمارستان رساندیم اصلا انتظار 

نمی رفت زنده بماند. 6 سال بعد در بخش بودم خانمی در حالی که دست بچه ای را گرفته بود، بالای سرم آمد و گفت سلام داداش، من را می شناسید؟ گفتم نه به جا

نمی آورم گفت من مادر همان بچه هستم که به کمک شما در آمبولانس متولد شد این همان کودک است. اشک شوق و خوشحالی در چشمانم جمع شد و بچه را بغل کردم و بوسیدم. این خاطره هیچوقت یادم نمی رود. 

در درد و رنج بیمار شریک می شویم 

وی با عنوان اینکه پرستار باید صبوری و خویشتن داری داشته باشد و باید خودمان را جای مریض بگذاریم،

می گوید: حوادث گاهی غیر مترقبه است. در بیمارستان ممکن است فحاشی و هتاکی پیش آید، مشکلی پیش بیاید و بیمار یا همراهش  5 دقیقه بعد ابراز ندامت کنند. ما باید واکنش نشان ندهیم، در نهایت سعی می کنیم به کمک انتظامات آنها را به بیرون راهنمایی کنیم. ما در درد و رنج مریض شریک می شویم و لحظه برایمان زیباست که بیمار با پای خودش از بیمارستان برود. وی ادامه می دهد: پرستاری شغل پر استرسی است و اینکه ما رضایت کامل از وضع داشته باشیم نه اینطور نیست ولی ناشکری هم نمی کنیم ما با فشار روانی جسمی و روحی روبرو هستیم و بارها شده که ساعت ها سرپا هستیم مثلا برای بخیه زدن ساعتها سرپا ایستاده ایم. امیدوارم مردم درک کنند و خویشتن داری داشته باشند و آرزو می کنم بیمارستان ها خلوت بشود و مریض و بیماری نداشته باشیم.