یاد گذشته 4

دوعکس زیبا از غروب خورشید در اصقول زیبای ما.........................

صاحب عکس فوق را شناسایی فرمایید.ضمنا این عکس متعلق به حدود ۵۰سال پیش است.


دوعکس باحدود۲۸سال فاصله مربوط به عاشورادر یک محل در اصقول


دوعکس از دهه ۶۰ اصقول .برخی افرادی که در عکس دیه می شوند:
عکس بالا:
۱-سید محمد حسینی مقدم
۲-رضاپردل
۳-مرحوم ابوالقاسم حسینی
۴-مرحوم سید محمد طالبی
۵-مرحوم حاج سید ابوالفضل موسوی
عکس پایین:
۱-مرحوم عبدالله دهقان
۲-حسن رضا مهجوره
۳-سید رضا حسینی
۴-سید محمد حسینی
۵-سید جواد رضوی
۶-محمد نظامی
((((((((((((((((((((((((((((((((((عکاس:سید محمد هاشمی)))))))))))))))))))))))))))))))))))))))


دوعکس مربوط به محرم در دهه ۶۰در اصقول
((((((((((((((((((((((((((((((عکاس :سید محمد هاشمی فرزند حاج سید عبدالجواد)))))))))))))))))))))
اصقول زیبا تابستان ۸۹

اصقول زیبا دهه۶۰
سه پیام از یک هم ولایتی محترم که متاسفانه نام خود را ذکر نکرده اند.با تشکر فراوان از ایشان و به امید ادامه داشتن این مکاتبات وانتشارخبرهای مربوط به اهالی شریف اصقول .
امشب(24/4/89) مراسم ازدواج آقای مرتضی صحرایی برگزار می گردد.این پیوند فرخنده را به خاندان محترم صحرایی تبریک می گوییم و برای این زوج جوان آرزوی سال هایی خوب و خوش در کنار یکدیگر داریم.
چند روزی است که تعدادی از اصقولی های مقیم بیرجند راهی سفر عتبات عالیات شده اند:1- آقای محمد صحراکار فرزند رضا به همراه زوجه و فرزند محترمه 2- آقای مهدی صحراکار فرزند رضا به همراه زوجه و فرزند محترمه 3- همسر مرحوم غلامحسین عباسی برای همه این عزیزان سفری توام با لحظاتی خوش و قبولی زیارت آرزومندیم.
با سلام،آیا بهتر نبود کم سلیقگی به خرج نمی دادید و این دو خبر را جهت آگاهی عموم هم ولایتی ها در معرض دید قرار می دادید تا بدین وسیله شائبه اعلام اخبار گروهی خاص تا حدودی برطرف می شد.
من هم برای دوعزیزی که زندگی مشترک خود را آغاز کرده اند آرزوی خوشبختی دارم و هم چنین برای زایرین عتبات عالیات ارزوی زیارت مقبول وسلامتی در سفر را مسئلت می نمایم.
ميلاد حضرت سجاد عليه السلام
شعبان با خود طراوت، زيبايي و عشق مي آورد. گويي آنچه از رجب با ميلاد حضرت امير المؤمنين- عليه السلام- و مبعث حضرت رسول- صلي الله و عليه و آله- داشت با اين چهار مولودِ زيبا در شعبان كاملتر شد. و بالاخره وقتي به پيشواز ماه مبارك رمضان مي رويم گويي آنچه بذر پاشيديم در اين ماه مبارك به عرصه مي نشيند. آنچه حائز اهميت است اين كه سه اسوة خوبي ها در كنار هم در سه روز كامل كننده دين ماست و مي تواند درس ها به دل خستگانِ عاشق يار دهد.
شعبان ولادت حضرت امام حسين- عليه السلام- با آن همه عطوفت و مهرباني. «يارانت را در صحراي محشر فقط به بهانه دوستي گلچيني مي كني » و اگر من شيعه كم مقدار فقط دوستار شما باشم گلچين معرفت دين و دنياي شما خواهم بود .
ولادت حضرت ابو الفضل العباس- عليه السلام- ، نشان رشادت و پاكي ها، نشانة خلوص و تواضع در برابر مولاي خود ! برادر لغت پر معنا، نشانة پايمردي در مقابل همة بدي ها و زشتي ها.
ولادت امام سجاد، امام زين العابدين -عليه السلام-:
او كه ثمره آن همه عطوفت و مهربانيست؛ بيشتر به خود مي بالم كه شيعه ام؛ كه مسلمانم؛ كه ايرانيم.
مادر اين بزرگوار از تبار ايرانيست.
((وقتي در خواب پيامبر اكرم- صلي الله عليه و آله- دست او را در دست امام حسين مي گذاردند و آن ها را به عقد هم در مي آورند. او از خواب بلند مي شود و شيفته و عاشق اين خانواده مي شود كه وصف ناشدنيست . شبي دوباره در خواب مي بيند كه به دست بانوي دو عالم مسلمان مي شود.))
منبع : كتابخانه كانون اسلامي انصار




اسم مبارك آن بزرگوار علی است و مشهورترین القاب آن حضرت زین العابدین و سجّاد است و مشهورترین كنیة او ابامحمد و ابوالحسن است. مدّت عمر آن بزرگوار مثل پدر بزرگوارش پنجاه و هفت سال است زیرا پانزدهم جمادی الاول سال سی و هشت از هجرت به دنیا آمد. تولد آن بزرگوار دو سال قبل از شهادت امیرالمؤمنین (ع) است و تقریباً بیست و سه سال به پدر بزرگوار زندگی كرد. پس مدت امامت آن بزرگوار سی و چهار سال است.
حضرت سجّاد (ع) پدری چون حسین دارد و مادرش دختر یزدگرد پادشاه ایران است كه دست عنایت حق بطور خارق العاده این دختر را به امام حسین می رساند. شرافت این زن آن است كه مادر نه نفر از ائمة طاهرین می شود و چنانچه حسین (ع) اب الائمه است. این زن نیز ام الائمه است. و اما از نظر فضایل انسانی: امام سجّاد (ع) گرچه با اهل بیت علیهم السلام وجه اشتراك در همة فضایل دارند و هیچ فرقی میان آنان از نظر صفات و فضایل انسانی نیست، اما از نظر گفتار و كردار شباهت تامّی به جدشان امیرالمؤمنین علیه السلام دارد.
میلاد چهارمین اختر تابناک آسمان ولایت وامامت بر شما مبارک باد.
چهارم شعبان سالروز ولادت حضرت ابوالفضل العباس(ع) است، بزرگ مردی که در فضل، کمال، فتوت، ایثار، عشق، شجاعت و رادمردی الگویی برجسته است . حضرت ابوالفضل(ع) در اخلاص، استقامت و پایمردی نمونه است و در هر خصلت نیک و صفت ارزشمندی که کرامت یک انسان به آن بسته است، سرمشق است. تاریخ روشن از کرامتهای عباس بن علی است و نام او با وفا، ادب، ایثار و جانبازی همراه است و گذشت این سالها، کمترین غباری بر سیمای فتوتی، که در رفتار آن حضرت جلوه گر شد، ننشانده است. میلاد فرزند شجاعت ولادت نخستین فرزند ام البنین، در روز چهارم شعبان سال 26 هجری در مدینه بود. تولد عباس، خانه علی و دل مولا را روشن و سرشار از امید ساخت، چون حضرت میدید در کربلایی که در پیش است، این فرزند، پرچمدار و جان نثار آن فرزندش خواهد بود وعباس علی، فدای حسین فاطمه خواهد گشت. با تولد عباس، خانه علی آمیخته از غم و شادی شد ، شادی برای این مولود خجسته و غم و اشک برای آینده این فرزند و دستان او در کربلا . عباس در خانه علی و در دامان مادر با ایمان و وفادار خود و در کنار حسن و حسین رشد کرد و از این دودمان پاک و عترت رسول، درسهای بزرگ انسانیت ، صداقت و اخلاق را فرا گرفت. تربیت خاص امام علی(ع) بی شک، در شکل دادن به شخصیت فکری و روحی بارز و برجسته این نوجوان، سهم عمده ای داشت .

استعداد ذاتی و تربیت خانوادگی او سبب شد در کمالات اخلاقی و معنوی، پا به پای رشد جسمی و نیرومندی عضلانی، پیش برود و جوانی کامل، ممتاز و شایسته گردد. نه تنها در قامت رشید بود، بلکه در خرد، برتر و در جلوه های انسانی هم رشید بود. او میدانست که برای چه روز عظیمی ذخیره شده است تا در یاری حجت خدا جان نثاری کند، او برای عاشورا به دنیا آمده بود. عباس، نجابت و شرافت خانوادگی داشت و از نفسهای پاک و عنایتهای ویژه علی(ع) و مادرش ام البنین برخوردار بود. ام البنین هم نجابت و معرفت و محبت به خاندان پیامبر را یکجا داشت و در ولا و دوستی آنان، مخلص و شیفته بود. از آن سو نزد اهل بیت هم وجهه و موقعیت ممتاز و مورد احترامی داشت. اینکه زینب کبری پس از عاشورا و بازگشت به مدینه به خانه او رفت و شهادت عباس و برادرانش را به این مادر داغدار تسلیت گفت و پیوسته به خانه او رفت و آمد می کرد و شریک غمهایش بود . فصل جوانی از روزی که عباس چشم به جهان گشوده بود امیرالمؤمنین ، امام حسن و امام حسین را در کنار خود دیده و از سایه مهر و عطوفت آنان و از چشمه دانش و فضیلتشان برخوردار و سیراب شده بود. چهارده سال از عمر عباس در کنار علی گذشت، دورانی که علی(ع) با دشمنان درگیر بود. گفته اند عباس در برخی از آن جنگها شرکت داشت، در حالیکه نوجوانی در حدود دوازده ساله بود، رشید و پرشور و قهرمان که در همان سن و سال حریف قهرمانان و جنگاوران بود. حضرت علی به او اجازه پیکار نمیداد، به امام حسن و امام حسین هم چندان میدان شجاعت نمایی نمی داد. اینان ذخیره های خدا برای روزهای آینده اسلام بودند و عباس میبایست جان ، توان و شجاعتش را برای کربلای حسین نگه دارد و علمدار سپاه سیدالشهدا باشد. ایمان، بصیرت و وفای عباس آنچنان مشهور و زبانزد بود که امامان شیعه پیوسته از آن یاد می کردند و او را به عنوان یک انسان والا و الگو می ستودند. افتخار بزرگ عباس بن علی این بود که در همه عمر، در خدمت امامت، ولایت و اهل بیت عصمت بود، به ویژه نسبت به اباعبدالله الحسین(ع) نقش حمایتی ویژه ای داشت و بازو و پشتوانه و تکیه گاه برادرش سیدالشهدا بود و نسبت به آن حضرت، همان جایگاه را داشت که حضرت امیر نسبت به پیامبر خدا داشت.
در آینه القاب وقتی به القاب زیبای حضرت عباس می نگریم، آنها را همچون آینه ای می یابیم که هرکدام، جلوه ای از روح زیبا و فضائل حضرت را نشان میدهند. القاب حضرت عباس، برخی در زمان حیاتش هم شهرت یافته بود، برخی بعدها بر او گفته شد و هر کدام مدال افتخار و عنوان فضیلتی است جاودانه. نام این فرزند رشید امیرالمؤمنین "عباس" بود، چون شیرآسا حمله می کرد و دلیر بود و در میدانهای نبرد، همچون شیری خشمگین بود که ترس در دل دشمن میریخت و فریادهای حماسی وی لرزه بر اندام حریفان میافکند. کنیه اش "ابوالفضل" بود، پدر فضل؛ هم به این جهت که فضل، نام پسر او بود، هم به این جهت که در واقع نیز پدر فضیلت بود و فضل و نیکی، زاده او و مولود سرشت پاکش و پرورده دست کریمش بود. ابوالقربه (پدر مشک ) ، سقا ، قمر بنی هاشم ، باب الحوائج ، رئیس عسکر الحسین (فرمانده سپاه حسین) ، علمدار ، سپهدار ، عبد صالح ، صحب لواء و طیار از جمله القاب آن حضرت است . مظهر شجاعت و وفا نه شجاعت دور از وفاداری ارزشمند است، نه از وفای بدون شجاعت کاری ساخته است. راه حق، انسانهای مقاوم و نستوه و عهد شناس و وفادار میطلبد. میدان های نبرد، سلحشوری و شجاعت آمیخته به وفاداری به راه حق و آرمان والا و رهبر معصوم لازم است و اینها همه دربالاترین حد در وجود فرزند علی جمع بود. عباس از طرف مادر از قبیله شجاعان و رزم آوران بود، از طرف پدر هم روح علی را در کالبد خویش داشت. هم شجاعت ذاتی داشت، هم شهامت موروثی که معلول شرایط زندگی و محیط تربیت بود و بخشی هم زاییده ایمان و عقیده به هدف بود که او را شجاع میساخت. عباس در همه عمر، یک لحظه از برادرش، امامش و مولایش دست نکشید و از اطاعت و خدمت کم نگذاشت. در تاریخ بشری، از گذشته تاکنون، هیچ برادری نسبت به برادرش مانند عباس نسبت به سیدالشهدا با صداقت و ایثارگر، فداکار، مطیع و خاضع نبوده است. وفا و بزرگواری و ادب او نسبت به امام به گونه ای بود که در تاریخ به صورت ضرب المثل در آمده است. هرگز در برابر امام حسین از روی ادب نمی نشست مگر با اجازه، مثل یک غلام. عباس برای حسین همانگونه بود که علی برای پیامبر. حسین بن علی(ع) را همواره با خطاب "یا سیدی"، "یا ابا عبدالله"، "یابن رسول الله" صدا میکرد.

منبع:
اس ام اس تولد حضرت عباس (ع)
دامن علقمه را عطر گل یاس یکی است
قمر بنی هاشمیان در همه ناس یکی است
سیر کردم عدد ابجد و دیدم به حساب
نام زیبای اباصالح و عباس یکی است
مـیـلاد مسعـود اباالفضل جوان است / هـنگام شـادی و سرور شیـعـیـانــسـت
از دامـن ام البنین ماهی عیان است / کز روی وی شرمنده مـاه آسـمـانست
چه عباس آنکه در حشمت امیر راستین آمد
چه عباس آنکه از همّت پناه مسلمین آمد
چه عباس آنکه از اصل و نسب از دوره هاشم
چو جان مرتضى و حُسن خیرالمرسلین آمد
امشب شب میلاد علمدار حسین است
میلاد علمدار وفادار حسین است
گر بود علی اسرار محمد
عباس علی محرم اسرار حسین است
هر گل خوشبو که گل یاس نیست
هر چه تلألو کند الماس نیست
ماه زیاد است و برادر بسی
هیچ یکی حضرت عبـاس نیست

. امشب زمين و آسمان گرديده پر شور و شعف
امشب تمام عرشيان بهر زيارت بسته صف
امشب که عيدي ميدهد بر عاشقان شاه نجف
امشب تو هم مستي کن و دل را بري کن از اسف
زيرا به دنيا آمده مظهر عزت و شرف
*ميلاد نور مبارک*
¤¤¤
2. ز گلزار نبي (ص) و بوستان حيدر و زهرا
گلي بشگفت با بوي خوش و با چهره ي زيبا
شنيدستي که با يک گل نمي گردد بهار؟ اما
گلستان گشته از اين گل، همه دنيا و ما فيها
---
شکفتن پنجمين گل باغ عصمت و طهارت تهنيت باد.
¤¤¤
3. بوي گلهاي بهشتي ز فضا مي آيد
عطر فردوس هم آغوش صبا مي آيد
نوگل مصطفوي، زينت باغ علوي
مظهر پنج تن آل عبا مي آيد
¤¤¤
4. دو ماه از دو افق در دو شب تجلّي کرد / يکي شهنشه دوران، يکي امير سپاهش
دو گوهر از دو صدف از دو بحر گشت نمايان / يکي چراغ هدايت، يکي معين و گواهش
يکي حسين و يکي ناصر حسين، ابوالفضل / که جان خويش به کربلا بداد به راهش
¤¤¤
5. سروشي دوش در گوشم، سرود اين نغمه ي شيوا
که بشگفت از گلستان محمد(ص) نوگلي زيبا
بشارت اي گنه کاران حسين آمد حسين آمد
نثار مقدمش سرها، فداي جان او جان ها
---
ولادت باسعادت شفيع المذنبين، حامي دين، امام حسين بن علي-ع مبارک.
¤¤¤
6. شاهي به دوصد عزت و اجلال آيد
با شوکت و فر و جاه و اقبال آيد
امروز حسين آيد و فردا عباس
خورشيد ز پيش و مه ز دنبال آيد
¤¤¤
7. امام روح الله:
شما پاسداران بحق اسلاميد، شما مثل جوان هاى صدر اسلام هستيد
شما اسلام را نجات داديد بايد از اين به بعد هم پاسدارى کنيد که اين انقلاب به ثمر واقعى اش برسد.
---
روز پاسدار مبارک
¤¤¤
8. الا اي پاسدار انقلاب کشور عشق
نام نيکويت هميشه ثبت، اندر دفتر عشق
تو کردي اقتدا در عزت و ايثار به آنکس
که هستي اش فدا بنمود و گرديد"مظهر عشق"


(ولادت امام حسین علیه السلام مبارک باد)

دوعکس از مراسم عقدبندان با حضور مرحوم آیت الله آیتی وبا حضور عزیزانی که برخی از آنها در بین ما نیستند.ازجمله:
۱-مرحوم سید ابوالقاسم رزاقی
۲-مرحوم سید محمد حسینی
۳-مرحوم سید ابوالفضل محمدی(نوکاج)
روحشان شاد باد.
با تشکر از آقای سید محمد هاشمی که عکس های بالا را در اختیار وبلاگ قراردادند.ضمنا مراسم هم مربوط به جلسه خود ایشان می باشد.

مردم اصقول برای رفت و آمد به بیرجند قبل از ورود وسایل نقلیه موتوری از شتر -اسب والاغ استفاده می کردند.اولین بارماشین های وانت کار حمل ونقل مردم را به عهده گرفتند.در دهه ۶۰برادران رزاقی اقدام به خرید یک دستگاه مینی بوس نمودند که کار حمل مسافر را به عهده داشتند.در زمان جنگ وکمبود لوازم یدکی ولاستیک مردم با مشکلات فراوان مواجه بودند.اغلب اوقات این مینی بوس چند برابر ظرفیت مسافر سوار می کرد.اغلب افراد که با این مینی بوس مسافرت کرده اند خاطرات زیادی دارند.اگر براداران رزاقی خاطرات زمان رانندگی خود را بنویسند خود کتاب قطوری خواهد شد.
از هم ولایتی های محترم می خواهم خاطرات کوتاه وجالب خود را در این خصوص ارسال فرمایند.

دوعکس مربوط به دهه ۶۰در اصقول.(از البوم عکس آقای سید محمد هاشمی)

ستاره ای بدرخشيد و ماه مجلس شد
دل رميده ما را انيس و مونس شد
نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت
به غمزه مسئله آموز صد مدرس شد.



.jpg)
.jpg)
عید سعید مبعث بر شما مبارک باد

دوعکس از اصقول در حدود ۲۸سال قبل که در مراسم علم گردانی ماه محرم گرفته شده است.
""""""""""""با تشکر از آقای سید محمد هاشمی به خاطر عکسهای بالا
خوش آن روزی که با هم می نشستیم
سماور جوش می خورد قند می شکستیم.
سماور جوش می خورد قوری به بالا
مگر قند جدایی می شکستیم.

۲۵رجب سالروز شهادت هفتیمین ستاره تایناک آسمان ولایت وامامت تسلیت باد.
و به هم خواهمپیوستخواب کودک را با زمزمه پنجرهها
بادبادکها به هوا خواهمبرد
گلدانها آب خواهمداد
خواهمآمد پیش اسبان، گاوان، علف سبز نوازش خواهمریخت
... خواهمآمد سر هر دیواری میخکی
خواهمکاشت
پای هر پنجرهای شعری خواهم خواند
هر کلاغی را کاجی خواهمداد
مار را خواهمگفت: چه شکوهی دارد
غوک
آشتی خواهمداد
آشنا خواهمکرد
راه خواهمرفت
نور خواهمخورد
دوست خواهمداشت»
سهراب، دورترها را خوب ميديد و
گويي نياز هميشگي ما انسانها را
شاعرانه بر زبان ميآورد.

میراث جاودان....................................................................................................................
بدان! راهي پر مشقت و بس طولاني در پيش رو داري، و در اين راه بدون كوشش بايسته، و تلاش فراوان، و اندازهگيري زاد و توشه، و سبك كردن بار گناه، موفق نخواهي بود .… اگر مستمندي را در راه ديدي كه توشهات را تا قيامت ميبرد و فردا كه به آن نياز داري به تو باز ميگرداند، كمك او را غنيمت بشمار و زاد و توشه را بر دوش او بگذار و اگر قدرت مالي داري بيشتر انفاق كن و همراه او بفرست، زيرا ممكن است در رستاخيز در جستجوي چنين فردي باشي و او را نيابي…
هرگز از تأخير اجابت دعا نااميد مباش، زيرا بخشش الهي به اندازه نيت است، گاه در اجابت دعا تأخير مي شود تا پاداش درخواست كننده بيشتر و جزاي آرزومند كاملتر شود…
نهج البلاغه

یاد باد آن روزگاران یاد باد...........................................................................................
جواد درويش: استاد شهید مرتضی مطهری در کتاب حماسه حسینی توضیحاتی درمورد مساله "احساس شخصیت" در انسانها و جوامع میدهد و آن را بزرگترین سرمایه اجتماع و انسان میداند. شهید مطهری با ذکر
نمونههای تاریخی فروان به اثبات این نکته میپردازد که احساس شخصیت برای ملتی که همه چیزش را از دست داده ولی این یکی را حفظ کرده باعث میشود تمام آنها را دوباره بدست آورد ولی ملتی که احساس شخصیت خود را از دست داد و به سرخم کردن و تن دادن به ظلم و تجاوز و داشتن آقا بالاسر عادت کرد، هرچه هم داشته باشد به زودی از دست میدهد.
شهید مطهری در ادامه به درس بزرگی که حضرت زینب(س) در کربلا و شام داد اشاره میکند و میگوید درس بزرگ عاشورا این بود که من یا باید زنده باشم و روی پای خودم باشم ویا باید نباشم.
سایت رجانیوز ضمن عرض تسلیت به مناسبت ایام وفات حضرت زینب(س) این بخش از کتاب حماسه حسینی را تقدیم نظر خوانندگان میکند.
در حماسه حسینی آن کسی که بیش از همه این درس را آموخت و بیش از همه این پرتو حسینی بر روح مقدس او تابید، خواهر بزرگوارش زینب (سلام الله علیها) بود. راستی که موضوع عجیبی است: زینب با آن عظمتی که از اول داشته است - و آن عظمت را در دامن زهرا علیها السلام و از تربیت علی علیه السلام به دست آورده بود - در عین حال زینب بعد از کربلا با زینب قبل از کربلا متفاوت است، یعنی زینب بعد از کربلا یک شخصیت و عظمت بیشتری دارد.
ما می بینیم در شب عاشورا زینب یکی دو نوبت حتی نمی تواند جلوی گریه اش رابگیرد. یک بار آنقدر گریه می کند که بر روی دامن حسین بیهوش می شود و حسین علیه السلام با صحبتهای خودش زینب را آرام می کند: «لا یذهبن حلمک الشیطان» (10)خواهر عزیزم! مبادا وساوس شیطانی بر تو مسلط بشود و حلم را از تو برباید، صبر و تحمل را از تو برباید. وقتی حسین به زینب می فرماید که چرا این طور می کنی، مگر تو شاهد و ناظر وفات جدم نبودی؟ جد من از من بهتر بود، پدر ما از ما بهتر بود، برادر همین طور، مادر همین طور، زینب با حسین اینچنین صحبت می کند: برادرجان! همه آنها اگر رفتند بالاخره من پناهگاهی غیر از تو داشتم، ولی با رفتن تو برای من پناهگاهی باقی نمی ماند.
اما همینکه ایام عاشورا سپری می شود و زینب، حسین علیه السلام را با آن روحیه قوی و نیرومند و با آن دستور العمل ها می بیند، زینب دیگری می شود که دیگر احدی در مقابل او کوچکترین شخصیتی ندارد. امام زین العابدین فرمود: ما دوازده نفر بودیم و تمام ما دوازده نفر را به یک زنجیر بسته بودند که یک سر زنجیر به بازوی من و سر دیگر آن به بازوی عمه ام زینب بسته بود.
می گویند تاریخ ورود اسرا به شام دوم ماه صفر بوده است. بنا بر این بیست و دو روز از اسارت زینب گذشته است، بیست و دو روز رنج متوالی کشیده است که با این حال او را وارد مجلس یزید بن معاویه می کنند، یزیدی که کاخ اخضر او (یعنی کاخ سبزی که معاویه در شام ساخته بود) آنچنان بارگاه مجللی بود که هر کس با دیدن آن بارگاه و آن خدم و حشم و طنطنه و دبدبه، خودش را می باخت. بعضی نوشته اند که افراد می بایست از هفت تالار می گذشتند تا به آن تالار آخری می رسیدند که یزید روی تخت مزین و مرصعی نشسته بود و تمام اعیان و اشراف و اعاظم سفرای کشورهای خارجی نیز روی کرسیهای طلا یا نقره نشسته بودند. در چنین شرایطی این اسرا را وارد می کنند و همین زینب اسیر رنج دیده و رنج کشیده، در همان محضر چنان موجی در روحش پیدا شد و چنان موجی در جمعیت ایجاد کرد که یزید معروف به فصاحت و بلاغت را لال کرد. یزید شعرهای ابن زبعری را با خودش می خواند و به چنین موقعیتی که نصیبش شده است افتخار می کند. زینب فریادش بلند می شود: «ا ظننت یا یزید حیث اخذت علینا اقطار الارض و افاق السماء فاصبحنا نساق کما تساق الاساری ان بنا علی الله هوانا و بک علیه کرامة؟» ای یزید! خیلی باد به دماغت انداخته ای (شمخت بانفک! ) (11). تو خیال می کنی اینکه امروز ما را اسیر کرده ای و تمام اقطار زمین را بر ما گرفته ای و ما در مشت نوکرهای تو هستیم، یک نعمت و موهبتی از طرف خداوند بر توست؟! به خدا قسم تو الآن در نظر من بسیار کوچک و حقیر و بسیار پست هستی و من برای تو یک ذره شخصیت قائل نیستم.
ببینید، اینها مردمی هستند که بجز ایمان و شخصیت روحی و معنوی همه چیزشان را از دست داده اند. آن وقت شما توقع ندارید که شخصیتی مانند شخصیت زینب چنین حماسه ای بیافریند و در شام انقلاب به وجود بیاورد؟ همان طور که انقلاب هم به وجود آورد.
یزید مجبور شد در همان شام روش خودش را عوض کند و اسرا را محترمانه به مدینه بفرستد، بعد تبری کند و بگوید: «خدا لعنت کند ابن زیاد را، من چنان دستوری نداده بودم، او از پیش خود این کار را کرد.» چه کسی این کار را کرد؟ زینب چنین کاری را کرد.
در آخر جمله هایش این طور فرمود: «یا یزید! کد کیدک و اسع سعیک ناصب جهدک فو الله لا تمحوا ذکرنا و لا تمیت وحینا» (12). زینب علیها السلام به کسی که مردم با هزار ترس و لرز به او «یا امیر المؤمنین» می گفتند، خطاب می کند که یا یزید! به تو می گویم: هر حقه ای که می خواهی بزن و هر کاری که می توانی انجام بده اما یقین داشته باش که اگر می خواهی نام ما را در دنیا محو کنی، نام ما محو شدنی نیست، آن که محو و نابود می شود تو هستی.
چنان خطبه ای در آن مجلس خواند که یزید لال و ساکت باقی ماند و خشم سراسر وجود آن مرد شقی و لعین را فرا گرفت و برای اینکه دل زینب را آتش بزند و زبان او را ساکت کند و برای اینکه زینب منقلب بشود، دست به یک عمل ناجوانمردانه زد: با عصای خیزران خود به لب و دندان ابا عبد الله اشاره کرد.
...............................................................................................................
بحارالانوار ج 45/ ص2 .
بحارالانوار ج45/ ص133 .
همان ص 135 .
نقل از رجا نیوز.

مکه پر شور و شعف ، کعبه می گیرد شرف
قبله را قبله نما ، آمده میر نجف
پدرم : منی که پدر شده ام می دانم چه رنجهایی برای من کشیدی. من می دانم که با چه سختی هایی نیازهای من را بر طرف کردی ، پدرم قسم به تمام روزهای سرد و گرم که برایم زحمت کشیدی دوستت دارم و خیالت برایم تکیه گاه است ... روزت مبارک .
پدر عزیزم
از تو آموختم چگونه سبکبال زندگی کنم تا هجرتم نیز سبکبال باشد
این بالهای پرواز قناعت و امید و عشق را تو به من بخشیدی
فدای تو ...
ای تکیه گاه محکم من، ای پدر جان ، ای ابر بارنده ی مهر و لطف و احسان
ای نام زیبایت همیشه اعتبارم، خدمت به تو در همه حال، هست افتخارم
پدر جان ، باش و با بودنت باعث بودن من باش . روزت مبارک . از صمیم قلب دوستت دارم...
ناگهان یک صبح زیبا آسمان گل کرده بود
خاک تا هفت آسمان، بغض تغزل کرده بود
حتم دارم در شب میلادت، ای غوغاترین!
حضرت حق نیز در کارش تأمل کرده بود
هر فرشته، تا بیایی، ای معمایی ترین!
بال های خویش را دست توسل کرده بود
|
همایش مهندسی و علوم ورزشی ایران در دانشگاه آزاد اسلامی بیرجند برگزار شد |
| دوشنبه ، 31 خرداد 1389 ، 09:36 |
|
به گزارش روابط عمومی دانشگاه آزاد اسلامی بیرجند همایش مهندسی و علوم ورزشی ایران با حضور استادان و محققان تربیت بدنی در این دانشگاه برگزار گردید. در ابتدای این همایش دكتر سید حسن هاشمی معاون آموزشی دانشگاه آزاد اسلامی بیرجند به حاضران خیر مقدم گفت وبرگزاری این همایش را فرصتی ارزشمند برای توجه به امر تربیت بدنی و ورزش و نقش كلیدی آن در پویایی و نشاط جامعه دانست.سپس دكتر افضل پور دبیر همایش به بیان گزارش نحوه برگزاری همایش پرداخت و گفت در این همایش تعداد ۲۰ مقاله به صورت سخنرانی و ۲۴ مقاله به صورت ،پوستر انتخاب گردیده است. وی هدف از برگزاری این همایش را كاربردی كردن، همگانی كردن، بومی كردن و محوری نمودن علوم ورزشی در كشور دانست و تلاش و همت دانشگاه آزاد اسلامی را در توسعه تربیت بدنی و ورزش قابل تحسین دانست.همچنین دكتر حیدر صادقی دانشیار دانشگاه تربیت معلم به عنوان سخنران كلیدی همایش به موضوع «بیومكانیک و نقش آن در علوم حركتی و ورزش» پرداخت و در ادامه در نشست اول مهندسی ورزشی و در نشست دوم فیزیولوژی ورزش و در نشست های سوم و چهارم به مدیریت ورزش و رفتار حركتی و طب ورزشی مورد بحث و بررسی قرار گرفت. گفتنی است در برگزاری این همایش دانشكده تربیت بدنی دانشگاه بیرجند، هیات آمادگی جسمانی و ایروبیک خراسان جنوبی و واحد های دانشگاه آزاد اسلامی كاشمر، تربت حیدریه، تربت جام و بجنورد مشاركت نموده اند و برگزاری كارگاه آموزشی با موضوع اصول نگارش مقالات علمی پژوهشی، و دوپینگ وراههای مقابله با آن نیز از برنامه های جانبی این همایش بود. |
![]()
جناب آقای سید رضا حسینی از اهالی محترم روستای اصقول که در اداره کل راه ترابری استان سیستان وبلوچستان مشغول به خدمت می باشند در هفته محیط زیست ودر مسابقات "تیر اندازی به اهداف پروازی (تراپ)در سطح استان سیستان وبلوچستان مقام سوم را کسب نموده اند.وجواز حضور در مسابقات کشوری رابه دست اورده اندبا تبریک به ایشان برایشان در تمام مراحل زندگی موفقیت ارزومندیم.