... من گره خواهم‌زد چشمان را با خورشید، دل‌ها را با عشق، سایه‌ها را با آب، شاخه‌ها را با باد...

و به هم خواهم‌پیوست‌خواب کودک را با زمزمه پنجره‌ها
بادبادک‌ها به هوا خواهم‌‌برد
گلدان‌ها آب خواهم‌داد
خواهم‌آمد پیش اسبان، گاوان، علف سبز نوازش خواهم‌ریخت
... خواهم‌آمد سر هر دیواری میخکی
خواهم‌کاشت
پای هر پنجره‌ای شعری خواهم ‌خواند
هر کلاغی را کاجی خواهم‌داد
مار را خواهم‌گفت: چه شکوهی دارد
غوک
آشتی خواهم‌داد
آشنا خواهم‌کرد
راه خواهم‌رفت
نور خواهم‌خورد
دوست خواهم‌داشت»
سهراب، دورترها را خوب مي‌ديد و
گويي نياز هميشگي ما انسان‌ها را
شاعرانه بر زبان مي‌آورد.