تقاضا

روستای گل-آرامگاه مرحوم کربلایی سید محمد باقر

از دوستان عزیز تقاضا دارم در مورد مرحوم کربلایی سید محمد باقر مجنون اگر مطلبی دارند ارسال فرمایند.

بهار عاشق

۱

زرد است كه لبريز حقايق شده است

تلخ است كه با مرگ موافق شده است

عاشق نشدي وگرنه مي فهميدي ...

پاييز ، بهاريست كه عاشق شده است

۲

۳

شعر پاییز اخوان ثالث
آسمانش را گرفته تنگ در آغوش
ابر؛ با آن پوستین سردِ نمناکش.
باغ بی برگی،
روز و شب تنهاست،
با سکوت پاکِ غمناکش.
سازِ او باران، سرودش باد.
جامه اش شولای عریانی‌ست.
ورجز،اینش جامه ای باید .
بافته بس شعله ی زرتار پودش باد .
گو بروید ، هرچه در هر جا که خواهد ، یا نمی خواهد .
باغبان و رهگذران نیست .
باغ نومیدان
چشم در راه بهاری نیست
گر زچشمش پرتو گرمی نمی تابد ،
ور برویش برگ لبخندی نمی روید ؛
باغ بی برگی که می گوید که زیبا نیست ؟
داستان از میوه های سربه گردونسای اینک خفته در تابوت پست خاک می گوید .
باغ بی برگی
خنده اش خونیست اشک آمیز
جاودان بر اسب یال افشان زردش میچمد در آن .
پادشاه فصلها ، پائیز .

اصقول قدیم

در های ورودی خانه ها با ارتفاع زیر یک متر:

۱

۲

۳ساباد اصقول

محرم 92اصقول5

۱

۲

 

۳

۴

۵

۶

همسایه

همسایه بدرفتار و کج مدار، خود را از رحمت الهی دور می کند؛ چنانچه رحمت عالمیان، حضرت محمّد صلی الله علیه وآله وسلم فرموده است:

«دو کس را خداوند روز قیامت به نظر رحمت نمی نگرد؛ آن که با خویشان قطع رابطه کند و آن فردی که با همسایگان بدی نماید.»(14)

آن حضرت تأکید نموده است:

«بنده خدا ایمان ندارد مگر آن که همسایه اش از مزاحمت او امنیت داشته و مصون باشد.»(15)

آن برگزیده الهی در فرمایشی دیگر، گوشزد نموده است:

«هرکس به همسایه آزاری برساند، خداوند بوی بهشت را بر وی حرام می گرداند و جهنّم که بد جایگاهی است، مکانش خواهد بود و کسی که حقّ همسایه را تباه کند، از ما نیست.»(16)

در فرازی از سخنان رسول اکرم صلی الله علیه وآله وسلم آمده است:

«از نشانه ها و خصوصیات مؤمن این است که همسایه را نمی آزارد و نیز همسایگان به دلیل مجاورت با منزل وی، اذیت نمی شوند.»(17)

روزی اصحاب رسول اکرم صلی الله علیه وآله وسلم به آن حضرت عرض کردند: زنی روزها صائم و شب ها اهل تهجّد است، صدقه هم می دهد ولی همسایه را به زبان آزار می رساند؟ پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم فرمود: «خیری در آن نیست.» آنان افزودند: زن دیگری تنها واجبات خود را اعمّ از نماز، روزه و... به جای می آورد، ولی به همسایه اش آزاری نمی رساند؟ فرمود: «این زن، اهل بهشت است.»(18)

اذیت کنندگان به همسایگان، در سرای دیگر وضع ناگواری دارند؛ لذا رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم سرنوشت آشفته آنان را چنین ترسیم می فرماید:

«کسی که به اندازه یک وجب زمین به همسایه اش خیانت ورزد، خداوند آن یک وجب زمین را از پوسته هفتم زمین به گردنش حلقه کند. و بدین حالت، خداوند را در روز جزا ملاقات کند، مگر این که توبه کند و دست از ظلم به همسایه بردارد.»(19)

محرم 92اصقول4

۱

۲

 

۳

۴

۵

 

۶

 

محرم 92اصقول3

محرم 92اصقول2

۱

۲

۳

۴

۵

۶

علم وعلم گردانی اصقول

۱

۲

۳

۴

۵

۶

امسال در اقدامی شایسته وبایسته علم گردانی سطح روستا که باعث وهن عزاداری وعصر عاشورا واذیت عزاداران بود حذف وعلم ها از مسجد به قبرستان برده شده ودر کنار تربت پاک شهید موسوی مراسم قتل علم ها انجام شد.

محرم 92اصقول1

۱

۲

۳

۴

۵ 

شعر

اصلاً حسين جنس غمش فرق مي کند
اين راه عشق پيچ و خمش فرق مي کند
 
اينجا گدا هميشه طلبکار مي شود
اينجا که آمدي کرمش فرق مي کند
 
شاعر شدم براي سرودن برايشان
اين خانواده، محتشمش فرق مي کند
 
“صد مرده زنده مي شود از ذکر يا حسين”
عيساي خانواده دمش فرق مي کند
 
از نوع ويژگي دعا زير قبه اش
معلوم مي شود حرمش فرق مي کند
 
تنها نه اينکه جنس غمش جنس ماتمش
حتي سياهي علمش فرق مي کند
 
با پاي نيزه روي زمين راه ميرود
خورشيد کاروان قدمش فرق مي کند
 
من از "حسينُ منّي" پيغمبر خدا
فهميده ام حسين همش فرق مي کند
 
شاعر: علي زمانيان
ارسالی :صحراگرد

حضرت رقیه

رقیة بنت الحسین علیها السلام

در سرزمین شام قبری وجود دارد که امروزه به نام مرقد رقیه معروف و مشهور است و گفته می شود این قبر مربوط به یکی از دختران امام حسین علیه السلام است. اما آیا قبر مربوط به رقیه هست؟ برخی از علما و دانشمندان متأخر بر صحت انتساب این دختر به امام حسین علیه السلام پای فشرده دلایل و مستنداتی را بر این ادعا اقامه کرده اند بر اساس این مستندات، رقیه یکی از دختران امام حسین علیه السلام و از مادری به نام شهربانو-دختر یزگرد ساسانی- متولد شد از این رو او خواهر تنی امام سجاد علیه السلام به شمار می رفت.

زندگی‌نامه حضرت رقیه علیها السلام در شعاع نورانی انواری؛ همانند پدر، عمو، عمو زادگان بزرگوارش و …، تحت الشعاع قرار گرفته است؛ به همین علت در کتاب‌های تاریخی، به ندرت اسمی از دختری به نام رقیه که دختر خردسال امام حسین علیه السلام باشد، آمده است. اما در کلامی که از امام حسین علیه السلام نقل شده است، حضرت چنین می‌فرماید: «اَلا یا زِینَب، یا سُکَینَة! یا وَلَدی! مَن ذَا یَکُونُ لَکُم بَعدِی؟ اَلا یا رُقَیَّه وَ یا اُمِّ کُلثُومِ! اَنتم وَدِیعَةُ رَبِّی، اَلیَومَ قَد قَرَبَ الوَعدُ»؛ «ای زینب، ای سکینه! ای فرزندانم! چه کسی پس از من برای شما باقی می‏ ماند؟ ای رقیه و ای ام‏ کلثوم! شما امانت‏های پروردگارم در نزد من بودید، اکنون لحظه میعاد من فرارسیده است».
با توجه به سیاق کلام و مفاد آن، بعید نیست که منظور امام علیه السلام از رقیه، حضرت رقیه، دختر سه ساله ایشان باشد. از طرفی، قدیمی‌ترین منبعی که در آن از دختر سه یا چهار سالۀ امام حسین علیه السلام یاد شده است، کتاب «کامل بهایی» اثر عماد الدین طبری است.

نحوه جان سپردن رقیه علیها السلام در خرابه شام

عماد الدین حسن بن علی طبری نیز در کتاب «کامل بهایی» که کار تألیف آن را در سال ۶۷۵ هجری به پایان رسانده است از خرابه شام و از وفات دختری چهار ساله از خاندان امام حسین علیه السلام بدون آنکه نامی از این دختر برده باشد، سخن به میان آورده است. او این مطلب را از کتاب «حاویه فی مثالب معاویه» اثر یکی از علمای اهل سنت به نام «قاسم بن محمد بن احمد مأمونی» نقل می کند. در این کتاب آمده: «در میان فرزندان امام حسین علیه السلام دختری چهار ساله وجود داشت که همراه کاروان اسرا به شام رفت. اهل بیت حسین علیه السلام در حال اسارت، از کودکانی که پدرشان در کربلا به شهادت رسیده بودند خبر شهادت پدر را پنهان می داشتند دخترکی چهارساله از حسین علیه السلام شبی از خواب بیدار شد و با گریه سراغ پدر را گرفت. اهل بیت نیز با او هم ناله شدند و صدای گریه شان به گوش یزید رسید. او از علّت این گریه پرسید. قصه را برایش گفتند. یزید دستور داد سر مقدّس امام حسین علیه السلام را برای آن دختر ببرند. هنگامی که سر مقدّس را در مقابل او قرار دادند، او که تازه متوجه شهادت پدر خود شده بود سر پدر را برداشت و بغل نمود و شروع به سخن گفتن با سر پدر کرد. او لبان خود را بر لبان پدر نهاد و به شدّت می گریست تا اینکه از شدت گریه بی هوش بر زمین افتاد. بانوان حرم کنار آن دختر آمدند؛ اما هنگامی که او را حرکت دادند دیدند که او از دنیا رفته است. اهل بیت علیهم السلام با دیدن این واقعه به شدّت متأثر شده و ناله سر دادند. گویند در این روز تمام اهل دمشق نیز گریان بودند.»

ترمیم قبر حضرت رقیه علیها السلام به دستور خود حضرت

مرحوم شیخ هاشم خراسانی در کتابش نقل کرده که یکی از علمای نجف به نام محمد علی شامی برایم نقل کرده که: «جد او مرحوم سید ابراهیم دمشقی که نسبش به سید مرتضی می­ رسید سه دختر داشت. شبی دختر بزرگش رقیه بنت الحسین علیه السلام را در خواب می ­بیند که به او فرمود: «به پدرت بگو به والی بگوید که قبرم را آب فرا گرفته و در اذیتم، بیاید قبر مرا تعمیر نماید.» دختر خواب خود را برای پدر بازگو کرد؛ اما سید از ترس آن که خواب صحیح نباشد و اهل سنت آنان را مسخره نمایند به این خواب ترتیب اثر نداد. شب دوم دختر وسطی ابراهیم همین خواب را دید و به پدر آن خواب را بازگو کرد. سید ابراهیم باز هم اعتنا نکرد. شب سوم دختر کوچک و شب چهارم سید شخصاً خواب دید که آن بانو ایشان را با عتاب خطاب کردند و فرمودند: «چرا والی را خبردار نکردی؟»

سید بیدار شد و صبح به سراغ والی شهر رفت و داستان را بازگو کرد. والی فرمان داد علماء و صلحای شهر اعم از شیعه و سنی غسل کرده لباس تمیز بپوشند و در حرم حاضر شوند. پس درب حرم شریف به دست هر کس که باز شد همان شخص، قبر را نبش کرده و تعمیر نماید. همه غسل کردند و نظافت نمودند و در حرم حاضر شدند؛ اما قفل جز به دست سید ابراهیم به دست هیچ یک از آنان باز نشد، پس کلنگ به دست گرفتند و بر زمین قبر زدند؛ اما هیچ یک از ضربات آنان بر زمین اثر نکرد؛ مگر ضربه سید ابراهیم. حرم را خلوت کردند و لحد را شکافتند؛ بدن و کفن آن بانو را صحیح و سالم یافتند؛ اما لحد را آب فرا گرفته بود سید بدن شریف را روی زانوی خود گذاشت و سه روز نگه داشت و مرتب گریه می کرد تا آن که لحد آن بانو را از پایه تعمیر نمودند. سید در اوقات نماز بدن را روی چیز تمیزی می ­گذاشت و بعد از نماز، آن را بر می داشت و بر زانوی خود قرار می داد. پس از سه روز لحد آماده شد و او بدن شریف را سر جای خود قرار داد. در این مدت به لطف عنایت آن بانوی خردسال، سید نه محتاج به آب و غذا شد و نیازمند تجدید وضو. مرحوم سید ابراهیم پسر نداشت پس در این هنگام دعا کرد تا خداوند به او فرزند پسر عطا کند با آنکه سن او از نود سال تجاوز کرده بود دعایش مستجاب شد و خداوند پسری به او عنایت نمود که او را سید مصطفی نام نهادند.»

عاشورائیان

یاد ذاکرین اباعبدالله الحسین علیه السلام راکه اکنون در جمع ما نیستند گرامی می داریم.برای شادی روحشان صلوات بفرستید.

دوم محرم

ورود امام حسین علیه السلام به کربلا

بدانكه در روز ورود آن حضرت به كربلا خلاف است واصح اقوال آنست كه ورود آن جناب به كربلا در روز دوم محرم الحرام سال شصت و يكم هجرت بوده و چون به آن زمين رسيد پرسيد كه اين زمين چه نام دارد؟ عرض كردند كربلا مي‌نامندش، چون حضرت نام كربلا شنيد گفت:

اّلّلهُمَّ اِنّ اَعُوذُبِكَ مِنَ الْكَرْبِ وَالْبَلآءِ

پس فرمود كه اين موضوع كرب و بلا و محل محنت و عنا است فرود آئيد كه اينجا منزل و محل خيام ما است، و اين زمين جاي ريختن خون ما است. و در اين مكان واقع خواهد شد قبرهاي ما، جدم رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم به اينها پس در آنجا فرود آمدند. و جز نيز با اصحابش در طرف ديگر نزول كردند و چون روز ديگر شد عمر بن سعد (ملعون) با چهار هزار مرد سوار به كربلا رسيد و در برابر لشكر آن امام مظلوم فرود آمدند.

ابوالفرج نقل كرده پيش از آنكه ابن زياد عمر سعد را به كربلا روانه كند او را ايالت ري داده و والي ري نموده بود چون خبر به ابن زياد رسيد كه امام حسين عليه السلام به عراق تشريف آورده پيكي به جانب عمر بن سعد فرستاد كه اولا برو به جنگ حسين و او را بكش و از پس آن به جانب ري سفر كن. عمر سعد به نزد ابن زياد آمده گفت اي امير از اين مطلب عفو نما گفت ترا معفو مي‌دارم و ايالت ري از تو باز مي‌گيرم عمر سعد مردد شد مابين جنگ با امام حسين عليه السلام و دست برداشتن از ملك ري لاجرم گفت مرا يك شب مهلت ده تا در كار خويش تاملي كنم پس شب را مهلت گرفته و در امر خود فكر نمود، آخرالامر شقاوت بر او غالب گشته جنگ سيدالشهداء عليه السلام را به تمناي ملك ري اختيار كرد، روز ديگر به نزد ابن زياد رفت و قتل امام عليه السلام را بر عهده گرفت پس ابن زياد با لشكر عظيم او را به جنگ حضرت امام حسين عليه السلام روانه كرد.

سبط ابن الجوزي نيز فريب به همين مضمون را نقل كرده، پس از آن محمد بن سيرين نقل كرده كه مي‌گفت معجزه‌اي از اميرالمومنين عليه السلام در اين باب ظاهر شد، چه آن حضرت گاهي كه عمر سعد را در ايام جوانيش ملاقات مي كرد به او فرموده بود واي بر تو يابن سعد چگونه خواهي بود در روزي كه مردد شوي مابين جنت و نار و تو اختيار جهنم كني.

و بالجمله چون عمر سعد وارد كربلا شد عروه بن قيس احمسي را طلبيد و خواست كه او را به رسالت به خدمت حضرت بفرستد و از آن جناب بپرسد كه براي چه به اينجا آمده‌اي و چه اراده داري، چون عروه از كساني بود كه نامه براي آن حضرت نوشته بود حيا مي‌كرد به سوي آن حضرت برود و چون سخن گويد، گفت مرا معفو دار و اين رسالت را به ديگري واگذار، پس ابن سعد بهر يك از رؤساي لشكر كه مي گفت باين علت ابا مي‌كردند زيرا كه اكثر آنها از كساني بودند كه نامه براي آن جناب نوشته بودند و حضرت را به عراق طلبيده بودند پس كثير بن عبدالله كه ملعوني شجاع و بي‌باك و بي‌حيائي فتاك بود برخاست و گفت كه من براي اين رسالت حاضرم و اگر خواهي ناگهاني او را به قتل در آورم عمر سعد گفت اين را نمي‌خواهم وليكن برو به نزد او و بپرس كه براي چه باين ديار آمده. پس آن لعين متوجه لشكرگاه آن حضرت شد. ابوثمامة صائدي را چون نظر بر آن پليد افتاد به حضرت عرض كرد كه اين مرد كه به سوي شما مي‌آيد بدترين اهل زمين و خونريزترين مردم است اين بگفت و به سوي كثير شتافت و گفت اگر به نزد حسين عليه السلام خواهي شد شمشير خود را بگذار و طريق خدمت حضرت را پيش دار گفت لاوالله هرگز شمشير خويش را فرو نگذارم همانا من رسولم اگر گوش فرا داريد ابلاغ رسالت كنم وار نه طريق مراجعت گيرم. ابوثمامه گفت پس قبضه شمشير ترا نگه مي دارم تا آنكه رسالت خود را بيان كني و برگردي گفت به خدا قسم نخواهم گذاشت كه دست بر شمشيرم گذاري گفت به من بگو آنچه داري تا به حضرت عرض كنم و من نمي‌گذارم كه چون تو مرد فاجر و فتاكي با اين حال به خدمت آن سرور روي، پس لختي با هم بد گفتند و آن خبيث به سوي عمر سعد برگشت و حكايت حال را نقل كرد، عمر قره بن قيس حنظلي را براي رسالت روانه كرد. چون قره نزديك شد حضرت با اصحاب خود فرمود كه اين مرد را مي‌شناسيد؟ حبيب من مظاهر عرض كرد بله مرديست از قبيله حنظله و با ما خويش است و مردي است موسوم به حسن راي و من گمان نمي‌كردم كه او داخل لشكر عمر سعد شود. پس آن مرد آمد به خدمت آن حضرت و سلام كرد و تبليغ رسالت خود نمود، حضرت در جواب فرمود كه آمدن من بدينجا براي آنست كه اهل ديار شما نامه‌هاي بسيار به من نوشتند و به مبالغه بسيار مرا طلبيدند، پس اگر از آمدن من كراهت داريد برمي‌گردم و مي‌‌روم پس حبيب رو كرد به قره و گفت واي بر تو اي قره از اين امام به حق روي مي‌گرداني و به سوي ظالمان مي‌روي بيا ياري كن اين امام را كه به بركت پدران او هدايت يافته‌اي، آن بي‌سعادت گفت پيام ابن سعد را ببرم و بعد از آن با خود فكر مي‌كنم تا ببينم چه صلاح است. پس برگشت به سوي پسر سعد و جواب امام را نقل كرد، عمر گفت اميدوارم كه خدا مرا از محاربه و مقاتله با او نجات دهد. پس نامه‌اي بابن زياد نوشت و حقيقت حال را در آن درج كرده براي ابن زياد فرستاد. حسان بن فائد عبسي گفت كه من در نزد پسر زياد حاضر بودم كه اين نامه بدو رسيد چون نامه را باز كرد و خواند گفت:

يِرجُوُ النَّجاتَ وَلاتَ حينَ مَناصٍ

الانَ اِذْ عُلّقَتْ مُخالِبُنابِه

يعني الحال كه چنگالهاي ما بر حسين بند شده در صدد نجات خود برآمده و حال آنكه ملجاء و مناصي از براي رهائي او نيست. پس در جواب عمر نوشت كه نامه تو رسيد به مضمون آن رسيدم، پس الحال بر حسين عرض كن كه او و جميع اصحابش براي يزيد بيعت كنند تا من هم ببينم راي خود را در باب او بر چه قرار خواهد گرفت والسلام. پس چون جواب نامه به عمر رسيد آنچه عبيدالله نوشته بود به حضرت عرض نكرد. زيرا كه مي‌دانست آن حضرت به بيعت يزيد راضي نخواهد شد. ابن زياد پس از اين نامه نامة ديگري نوشت براي عمر سعد كه يابن سعد حايل شو ميا حسين و اصحاب او و ميان آب فرات و كار را برايشان تنگ كن و مگذار كه يك قطره آب بچشند چنانكه حائل شدند ميان عثمان بنعفان تقي زكي و آب در روزي كه او را محصور كردند. پس چون اين نامه به پسر سعد رسيد همان وقت عمر بن حجاج را با پانصد سوار بر شريعه موكل گردانيد و آن حضرت را از آب منع كردند، و اين واقعه سه روز قبل از شهادت آن حضرت واقع شد و از آن روزي كه عمر سعد به كربلا رسيد پيوسته ابن زياد لشكر براي او روانه مي‌كرد، تا آنكه به روايت سيد تا ششم محرم بيست هزار سوار نزد آن ملعون جمع شد. و موافق بعضي از روايات پيوسته لشكر آمد تا به تدريج سي هزار سوار نزد عمر جمع شد، و ابن زياد براي پسر سعد نوشت كه عذري از براي تو نگذاشتم در باب لشكر بايد مردانه باشي و آنچه واقع مي‌شود در هر صبح و شام مرا خبر دهي.

پس چون حضرت آمدن لشكر را براي مقاتله با او ديد به سوي ابن سعد پيامي فرستاد كه من با تو مطلبي دارم و مي‌خواهم ترا ببينم، پس شبانگاه يكديگر را ملاقات نموده و گفتگوي بسيار با هم نمودند پس عمر به سوي لشكر خويش برگشت و نامه به عبيدالله بن زياد نوشت كه اي امير خداوند آتش برافروخته نزاع ما را با حسين خاموش كرد و امر امت را اصلاح فرمود، اينك حسين (عليه السلام) با من عهد كرده كه برگردد به سوي مكاني كه آمده يا برود در يكي از سرحدات منزل كند و حكم او مثل يكي از ساير مسلمانان باشد در خير و شر يا آنكه برود در نزد امير يزيد دست خود را در دست او نهد تا او هر چه خواهد بكند. و البته در اين مطلب رضايت تو و صلاحيت امت است.

مؤلف گويد: اهل سير و تواريخ از عقبه بن سمعان غلام رباب زوجه امام حسين عليه السلام نقل كرده‌اند كه گفت من با امام حسين عليه السلام بودم از مدينه تا مكه و از مكه تا عراق واز او مفارقت نكردم تا وقتي كه به درجه شهادت رسيد، و هر فرمايشي كه در هر جا فرمود اگرچه يك كلمه باشد خواه در مدينه يا در مكه يا در عراق يا روز شهادتش تمام را حاضر بودم و شنيدم اين كلمه را كه مردم مي‌گويند آن حضرت فرمود دست خود را در دست يزيد بن معاويه گذارد، نفرمود.

فقير گويد: پس ظاهر آنست كه اين كلمه را عمر سعد از پيش خود در نامه درج كرده تا شايد اصلاح شود و كار به مقاتله نرسد چه آنكه عمر سعد از ابتداء جنگ با آن حضرت را كراهت داشت و مايل نبود.

و بالجمله چون نامه به عبيدالله رسيد و خواند گفت اين نامه شخص ناصح مهرباني است با قوم خود و بايد قبول كرد. شمر ملعون برخاست و گفت اي امير آيا اين مطلب را از حسين قبول مي‌كني؟ به خدا سوگند كه اگر او خود را به دست تو ندهد و در پي كار خود رود، امر او قوت خواهد گرفت و ترا ضعف فرو خواهد گرفت اگر خلاف كند دفع او را ديگر نتواني كرد، لكن الحال به جنگ تو گرفتار است و آنچه رايت در باب او قرار گيرد از پيش مي‌رود. پس امر كن كه در مقام اطاعت و حكم تو برآيد پس آنچه خواهي از عقوبت يا عفو در اين باب به عمر بن سعد با تو آن را روانه مي كنم و بايد ابن سعد آن را بر حسين و اصحابش عرض نمايد اگر قبول اطاعت من نمودند، ايشان را سالماً به نزد من بفرستد و اگر نه با ايشان كارزار كند و اگر پسر سعد از كارزار با حسين اباء نمايد تو امير لشكر مي‌باش و گردن عمر را بزن و سرش را براي من روانه كن.

پس نامه نوشته به اين مضمون:

اي پسر سعد من ترا نفرستادم كه با حسين رفق و مدارا كني و در جنگ با او مسامحه و مماطله نمائي و نگفتم سلامت و بقاي او را متمني و مترجي باشي و نخواستم گناه او را عذرخواه گردي و ازبراي او به نزد من شفاعت كني، نگران باش اگر حسين و اصحاب او در مقام اطاعت و انقياد حكم من مي‌باشند پس ايشان را به سلامت براي من روانه نما؛ و اگر اباء وامتناع نمايند با لشكر خود ايشان را احاطه كن و با ايشان مقاتلت نما تا كشته شوند و آنها را مثله كن همانا ايشان مستحق اين امر مي‌باشند و چون حسين كشته شد سينه و پشت او را پايمال ستوران كن چه او سركش و ستمكار است و من دانسته‌ام كه سم ستوران مردگان را زيان نكند چون بر زبان رفته است كه اگر او را كشم اسب بر كشته او برانم اين حكم بايد انفاذ شود. پس اگر به تمام آنچه امرت كنم اقدام نمودي جزاي شنونده و پذيرنده به تو مي‌دهم و اگر نه از عطا محرومي و از امارات لشكر معزول و شمر بر آنها امير است و منصوب والسلام. آن نامه را به شمر داد و به كربلا روانه نمود.
 

برگرفته از کتاب منتهی الامال، تألیف حاج شیخ عباس قمی

 

تبریک

مراسم ازدواج آقای سید محسن رضوی با حضور هم ولایتی ها در تالار میلاد برگزار شد.با تبریک به خانواده های محترم رضوی وطالبی برای این زوج آرزوی موفقیت وشاد کامی داریم.

 

۱

۲

۳

 

۴

۵

۶

تبریک

مراسم عقد ازدواج آقای سید علیرضا حسینی عصر پنجشنبه با حضورگرم هم ولایتی ها ودوستان برگزار شد.ضمن تبریک به خانواده های محترم حسینی وعلی پور برای این زوج آرزوی خوشبختی داریم.

۱

۲

۳

 

۴

۵

 

۶

۷

پاییز

تلخ است که لبریز حقایق شده است

زرد است که با درد موافق شده است

عاشق نشدی و گر نه می فهمیدی

پاییز بهاری است که عاشق شده است

طلای سرخ -زعفران

یاقوت سرخ-زرشک

 

اس ام اس غدیر

خورشید چراغکی ز رخسار علیست / مه نقطه کوچکی ز پرگار علیست

هرکس که فرستد به محمد صلوات / همسایه دیوار به دیوار علیست

**

نازد به خودش خدا که حیدر دارد / دریای فضائلی مطهر دارد

همتای علی نخواهد آمد والله / صد بار اگر کعبه ترک بردارد

عید غدیر خم مبارک باد
****************

در عرش بالا بی نظیر است

علی بر عالم و آدم امیر است

به عشق نام مولایم نوشتم

چه عیدی بهتر از عید غدیر است؟

***********************************

هان! ای مردمان!
علی
را برتر بدانید، که او برترین
انسان از زن و مرد بعد از من است… هرکه با او بستیزد و بر ولایتش گردن ننهد نفرین
و خشم من بر او باد. (خطبه ی غدیریه)

*************************************************

قرآن به جز از وصف علی آیه ندارد

ایمان به جز از حب علی پایه ندارد

گفتم بروم سایه لطفش بنشینم

گفتا كه علی نور بود سایه ندارد

عید غدیر مبارک
***********************************************************

خورشیدشکفته در غدیر است علی

باران بهار در کویر است علی

بر مسند عاشقی شهی بی همتاست

بر ملک محمدی امیر است علی

*********************************************

ای خدای
مرتضی
، گردی از گامهای فتوت
مرتضی را بر سر جهانیان بپاش تا ریشه نامردی در جهان بخشكد . عید غدیر خم ، عید
ولایت و امامت مبارك

****************************************************

اگر خلق عالم علی را می شناختند ، دوستش میداشتند و اگر خلق عالم علی را دوست
میداشتند ، جهنم آفریده نمیشد .

********************************************************************

به روز غدیر خم از مقام لم یزلی ، به كائنات ندا شد به صوت جلی . كه بعد احمد مرسل
به كهتر و مهتر ، امام و سرور و مولا علیست علی ، عید غدیر خم بر شما مبارك

خاطرات دیگران از اصقول

از مقاله قنات بسیج سازندگی

غدیر

شعر غدير

بخش ديگري از مراسم پر شور غدير، درخواست حسان بن ثابت بود. او به حضرت عرض كرد: يا رسول الله، اجازه مي فرماييد شعري را كه درباره علي بن ابي طالب (به مناسبت اين واقعه عظيم) سروده ام بخوانم؟

حضرت فرمودند: بخوان ببركت خداوند.

حسان گفت:

            اي بزرگان قريش، سخن مرا به گواهي و امضاي پيامبر گوش كنيد.

و سپس اشعاري را كه در همانجا سروده بود خواند كه به عنوان يك سند تاريخي از غدير ثبت شد و به يادگار ماند. ذيلاً متن عربي شعر حسان و سپس ترجمه آنرا معني آوريم:

 

أَ لَمْ تَعْلَمُوا أَنَّ النَّبِيَّ مُحَمَّداً

لَدَى دَوْحِ خُمٍّ حِينَ قَامَ مُنَادِياً

 
 

وَ قَدْ جَاءَهُ جِبْرِيلُ مِنْ عِنْدِ رَبِّهِ

بِأَنَّكَ مَعْصُومٌ فَلَا تَكُ وَانِياً

 
 

وَ بَلِّغْهُمْ مَا أَنْزَلَ اللَّهُ رَبُّهُمْ

وَ إِنْ أَنْتَ لَمْ تَفْعَلْ وَ حَاذَرْتَ بَاغِياً

 
 

عَلَيْكَ فَمَا بَلَّغْتَهُمْ عَنْ إِلَهِهِمْ

رِسَالَتَهُ إِنْ كُنْتَ تَخْشَى الْأَعَادِيَا

 
 

فَقَامَ بِهِ إِذْ ذَاكَ رَافِعُ كَفِّهِ

بِيُمْنَى يَدَيْهِ مُعْلِنَ الصَّوْتِ عَالِياً

 
 

فَقَالَ لَهُمْ مَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ مِنْكُمْ

وَ كَانَ لِقَوْلِي حَافِظاً لَيْسَ نَاسِياً

 
 

فَمَوْلَاهُ مِنْ بَعْدِي عَلِيٌّ وَ إِنَّنِي

بِهِ لَكُمْ دُونَ الْبَرِيَّةِ رَاضِياً

 
 

فَيَا رَبِّ مَنْ وَالَى عَلِيّاً فَوَالِهِ

وَ كُنْ لِلَّذِي عَادَى عَلِيّاً مُعَادِياً

 
 

وَ يَا رَبِّ فَانْصُرْ نَاصِرِيهِ لِنَصْرِهِمْ

إِمَامَ الْهُدَى كَالْبَدْرِ يَجْلُو الدَّيَاجِيَا

 
 

وَ يَا رَبِّ فَاخْذُلْ خَاذِلِيهِ وَ كُنْ لَهُمْ

إِذَا وُقِفُوا يَوْمَ الْحِسَابِ مُكَافِيَا

 

آيا نمي دانيد كه محمد پيامبر خدا صلي الله عليه و اله و سلم كنار درختان غديرخم با حالت ندا ايستاد، و اين در حالي بود كه جبرئيل از طرف خداوند پيام آورده بود كه در اين امر سستي مكن كه تو محفوظ خواهي بود، و آنچه از طرف خداوند بر تو نازل شده به مردم برسان، و اگر نرساني و از ظالمان بترسي و از دشمنان حذر كني رسالت پروردگارشان را نرسانده اي.

در اينجا بود كه پيامبر صلي الله عليه و اله و سلم دست علي عليه السلام را با دست راست بلند كرد و با صداي بلند فرمود: هر كس از شما كه من مولاي او هستم و سخن مرا بياد مي سپارد و فراموش نمي كند، مولاي او بعد از من علي است، و من فقط به او – نه به ديگري – به عنوان جانشين خود براي شما راضي هستم. پروردگارا هر كس علي را دوست بدارد او را دوست بدار، و هر كس با علي دشمني كند او را دشمن بدار. پروردگارا ياري كنندگان او را ياري فرما بخاطر نصرتشان امام هدايت كننده اي را كه در تاريكيها مانند ماه شب چهارده روشني مي بخشد. پروردگارا خوار كنندگان او را خوار كن و روز قيامت كه براي حساب مي ايستند خودت جزا بده

هادی امت

 

تبریک

مراسم ازدواج آقای سید علی محمدی فرزند آفا سید ابوالحسن محمدی (نوه مرحوم سید اسدالله)پنجشنبه شب در تالار جام جم بیرجند برگزار شد.با تبریک به خانواده های محترم محمدی وقلی پور برای این زوج آرزوی شادکامی وخوشبختی داریم.

لازم به ذکر است آقای سید علی محمدی از طلاب فاضل-عالم وعامل اصقول می باشند.

متاسفانه موفق به حضور در این جشن وثبت تصویر نشدم. 

عید قربان

عید قربان ، پر شکوهترین ایثار و زیباترین جلوه ی تعبد در برابر خالق یکتا بر شما مبارک

در اصقول به ماه "دیحجه"ماه قربان گفته می شود.در روز عید سعید قربان برای افرادی که در فاصله ی بین عید قربان سال قبل تا عید قربان فعلی از دنیا رفته اند گوسفند یا گوساله ای قربانی می کنند وگوشت قربانی را بین اهالی روستا تقسیم می نمایند.وظرفی را از خون قربانی پر کرده وبه سردر ورودی منزل مرحوم می پاشند.در صبح عید اهالی هم در جلوی منزل متوفیان سال قبل اجتماع کرده وبرای شادی روح انها فاتحه می خوانند.

در اصقول به متولدین روز عید سعید قربان هم از کوچکی "حاجی "گفته می شود.

در عید قربان یاد تازه در گذشتگان مرحوم حسینی مقدم وخانمشان را با ذکر صلوات گرامی می داریم

 

 

روز عرفه

روز عرفه، روز درخواست از خداوند

در روایتی است که از پیغمبر اکرم نقل شده است که خداوند وحی فرستاد به بعضی از پیامبرانش که این متن وحی الهی است که بر فرض که اهل هفت آسمان و تمام زمین، همگی از من درخواست کنند و به هرکدام هرچه که خواستند را بدهم، از خزانه، حکومت و فضل الهی ذره‏ ای کاسته نمی شود؛ حتی مثل یک بال پشه هم از خزانه من کم نمی شود؛ و چه‏ طور ممکن است که از فضل الهی کاسته شود در حالی که من سردمدار آن هستم!؟

روز امید خوشبختی برای همه

روایتی دیگری از زین العابدین صلوات الله علیه آمده که محدث قمی هم آن را در مفاتیح نقل کرده است؛ در آن روایت آمده است که روز عرفه بود و حضرت دیدند که سائلی دارد از مردم، یعنی غیر خدا، درخواست می کند؛ حضرت به او فرمود: وای بر تو! در چنین روزی از غیر خدا تقاضا و درخواست می کنی!؟ و حال آنکه امید می رود در چنین روزی فضل الهی شامل طفل هایی شود که در رحم مادر هستند. امید است که اینها خوشبخت و سعادتمند شوند.

روز عرفه، روز درخواست و بخشایش

یکی از آن مقاطعی که این اسلحه بردش بیشتر است و در اجابت سرعت دارد، روز عرفه است. حتی تعبیر امام باقر(علیه‏السلام) این است که اصلا روز عرفه، روز دعا و درخواست از خداوند است. یعنی در این مقطع زمانی بخصوص سرعت اجابت دعا بیشتر است.
حضرت امام جعفر صادق(ع) فرمودند: اگر کسی در ماه مبارک رمضان مورد مغفرت الهی قرار نگیرد غفران برای او نیست مگر آنکه عرفه را درک کند. از این روایت دو مطلب به دست می‏ آید: یکی، عظمت ماه مبارک رمضان از نظر گسترش مغفرت الهی است که همه را در بر می گیرد. دوم، عظمت عرفه است. در ماه مبارک رمضان، زمان مطرح است. ممکن است برای عرفه هم زمان مطرح باشد؛ یعنی روز خاص و هم مکان مورد نظر باشد که آن زمین عرفات است. ولی مسلما زمان در اهمیت موضوع دخالت دارد که روز عرفه است. از لحاظ قید زمان، اگر کسی در ماه مبارک رمضان مورد مغفرت الهی قرار نگرفت، مسلما اگر در روز عرفه از خداوند طلب مغفرت کند مورد مغفرت الهی قرار خواهد گرفت.

فضیلت زیارت امام حسین در عرفه

مسأله مهم در روز عرفه زیارت امام حسین(علیه‏السلام) است که در حدیث آمده است خداوند قبل از آنکه به سرزمین عرفات نظر کند، به زائرین امام حسین(علیه‏السلام) نظر می افکند و این نظر افکندن در زمان های حساس و سرنوشت ساز مانند شب قدر، عید فطر، عید قربان و عید غدیر است که افضل اعمال در این زمان ها زیارت امام حسین(علیه‏السلام) است.

این روز را از دست ندهید!

هر لحظه ای از لحظات این روز برای ما گران بها است؛ به خصوص برای دعا و درخواست از خداوند. این فرصت بهترین فرصت است. پس این فرصت را از دست ندهید! به خصوص از ظهر تا هنگام غروب را که در روایات وارد شده است. بدانید اگر می‏ خواهید مشکلاتتان را حل کنید بیایید این چند ساعت را درِ خانه خدا بروید و از او بخواهید؛ چه حاجت‏ های مادی را و چه معنوی را، همه را از او بخواهید. چون امروز برد دعا خیلی زیاد است. بخصوص درباره دیگران اگر دعا کنید، ما در روایت داریم که خدا چند هزار برابر به شما اعطا می‏ کند.

زایران کوی دوست

مراسم تعویض پرده خانه خدا که امروز مصادف با روز عرفه (در عربستان)انجام شد.


کسانی که از روستای اصقول در سال های اخیر توفیق انجام حج تمتع را داشته اند:

۱-مرحوم حاج شیخ  سید حسین سجادی

۲-مرحوم حاج سید عبدالجواد طالبی

۳-مرحوم حاج سید ابوالفضل موسوی

۴-حاج سید عبدالجواد هاشمی

۵-حاج سید حمید هاشمی

۶و۷-حاج نجفعلی خزاعی ومرحومه حاجیه خانم همسرشان

۸-مرحوم حاج سید محمد محمدی

۹-حاج سید احمد موسوی

۱۰-حاج سید محمد موسوی

۱۱-حاج سید علی طالبی

۱۲-حاج حسین زحمتکش

۱۳-حاجیه خانم پری صحراکار

۱۴-حاجیه خانم فاطمه نسا هاشمی

۱۵-حاج رضا صحراکار مقیم مشهد

۱۶و۱۷-حاج سید محمد محمدی وفرزند.

از افراد بالا مرحوم حاج سید عبدالجواد طالبی وحاج سید احمد موسوی دوبار توفیق انجام مناسک حج را داشته اند.وخانواده مرحوم حاج سید ابوالفضل موسوی بیشترین تعداد حاجی رادارند(۶نفر).

 

 

فیلم کوتاه

فیلم کوتاه "فداکاران"که کلیه عوامل تهیه کننده ی ان اصقولی هستندرا از لینک ذیل دانلود وتماشا فرمایید:

http://www.aparat.com/v/hbapo

ضمنا لینک فیلم کوتاه زمانه ساخته سید حمید رضا طالبی را می توانید در لینک زیر مشاهده ودانلود فرمایید

http://www.aparat.com/v/tazwh

استاندار جدید خراسان جنوبی

به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری فارس، محمدباقر نوبخت سخنگوی دولت پس از پایان جلسه امروز کابینه با حضور در جمع خبرنگاران درباره انتخاب چند استاندار جدید، گفت: آقایان عبدالحسین مقتدایی، محمد احمدی و خدمتگزار به ترتیب بعنوان استانداران جدید استان‌های خوزستان، فارس و خراسان جنوبی در جلسه امروز هیئت دولت انتخاب شدند.

به گزارش خبرگزاری فارس از بیرجند، با تصویب هیئت دولت وجه‌الله خدمتگزار که فرمانداری کرج و معاون استاندار تهران، معاون بهزیستی کشور، مدیرکل ثبت احوال خراسان بزرگ و فرماندار قوچان و ناظر پروژه تونل توحید تهران و شهرداری کرج را در کارنامه دارد به عنوان چهارمین استاندار خراسان جنوبی منصوب شد.

خدمتگزار از فرمانداران دولت اصلاحات به شمار می‌رود که در دهه 80 قریب به سه سال فرماندار کرج بود.

انتصاب خدمتگزار در حالی در هیئت دولت به تصویب رسید که نخبگان و جمعی از ائمه جمعه استان بر انتخاب استانداری بومی تاکید کرده بودند.

برخی از خدمتگزار به عنوان مدیری توانمند، بی‌حاشیه و اجرایی یاد کرده‌اند که در تصمیمات استقلال رای منحصر به فردی نسبت به حاشیه‌سازی‌ها نشان می‌دهد.

خدمتگزار علاوه بر فرمانداری کرج مدیر کلی دادگستری و مدیریت ارشد در شهرداری تهران را نیز در کارنامه خود دارد و همین سوابق شاید وزیر کشور را در زمینه معرفی هم‌استانی‌اش به عنوان استاندار خراسان جنوبی ترغیب کرده است.

پیش از این به ترتیب ابراهیم رضایی بابادی، سید صولت مرتضوی و قهرمان رشید استاندار خراسان جنوبی بودند.

شمع محفل ما

۱۶مهر ماه سالگرد شهادت شهید سرافراز ارتش اسلام سید جلیل موسوی را با اهدا صلوات به روح پاکش گرامی می داریم.

 

.

.

.

 

.

 


 

عنوان شانزدهم مهر ماه

در این روز 47 ایرانی بر اثر عوارض ناشی از بمباران های شیمیایی رژیم وقت عراق به فیض شهادت رسیده اند.  

شهید سید جلیل موسوی

(1340-1366)

 

شهید سید جلیل موسوی فرزند "سید ابوالفضل" در اولین روز فروردین ماه سال 1340 در روستای "اصقول " از توابع شهرستان "بیرجند" واقع در استان خراسان دیده به جهان گشود.

وی سرانجام در روز 16مهر ماه سال 1366 در اثر بمباران شیمیایی دشمن در "سومار" به درجه رفیع شهادت نایل آمد.

شهید سید جلیل موسوی در زمان شهادت 26 سال داشت و متاهل بود.

پیکر پاک این شهید در گلزار شهدای روستای "اصقول" (زادگاهش) به خاک سپرده شده است.

 

منبع:http://ardebil.isaar.ir

نکته

جواد الائمه

 

قالَ عليه السلام : مَنِ اسْتَحْسَنَ قَبيحا كانَ شَريكا فيهِ.

ترجمه :
فرمود: هر كه كار زشتى را تحسين و تاءييد كند، در عقاب آن شريك مى باشد.


يكى از اصحاب امام محمّد تقى عليه السلام گويد:
روزى در خدمت آن حضرت بودم ، كه سفره غذا پهن كردند؛ و غذا خورديم .
پس از آن كه سفره را جمع كردند، يكى از افراد مشغول جمع كردن غذاهاى ريخته شده در اطراف سفره ، گرديد.
امام جواد عليه السلام فرمود: چنانچه در بيابان سفره انداختيد، آنچه غذا در اطراف سفره ريخته شود - به هر اندازه اى كه باشد - رها كنيد - تا مورد استفاده جانوران قرار گيرد -.
ولى اگر در منزل ، در اطراف ظرف غذا و يا در اطراف سفره ، طعامى ريخته شود، تمام آنچه را كه ريخته شده است ، به هر مقدارى كه باشد، جمع نمائيد - كه مبادا زير دست و پا، نسبت به آن ها بى احترامى شود