اصقول

 

اصقول صفای مردمانش خوب است

آداب ورسـوم سالیانـش خوب است

اصقول دیار عشـق بی فرجـام است

خوش آب و هوا به هر صباح و شام است

اصقــول گلـی زبــاغ رضـوان دارد

یک لالـه ی پـرپـر از گلستان دارد

اصقـول شده معـطر از بـوی شهید

خــرم شده از طراوت کـوی شهید

اصقـول بود مظهــر علـم و ایـمان

آمیخته گشته علم و تقوی در جان

اصقول همه محبت وعشق وصفاست

زیرا که امیـد مردمانش به خداست

اصقـول بــود برکـت او حـب نبـی

حــاجت بگرفته از قـدمـگاه عـلـی

اصقـول همه مرد و زنـش غـیرتمند

با کار و تـلاش خـود همـه ثروتمند

اصقـول همیشه بوده مـهمان پـرور

زیــن رو نبـود زمـردمـانـش بـهـتر

اصقـول نــوای بلبلانـش زیـباسـت

آواز بلـــند قمـریـانـش زیبــاسـت

اصقــول اگـر قلعـه ی آن ناپیداست

لیک کوه قـلای آن زهـر جا پیداست

اصقول گهی جاده ی آن مسدوداست

سرویـس ندارد و سـفر محـدود است

دیـگر چه بـگویـم از فـضای اصــقول

زیرا وطـن است هــرکـجای اصــقول

 

شاعر : صحراگرد