دوری و غربت درد بزرگی است.در زمان قدیم که وسایل ارتباطی فعلی وجود نداشت وقتی کسی از روستا به سفر می رفت غم واندوه به سراغ دوستان می آمد.عید بهانه ای بود برای دیدار دوباره.مخصوصا وقتی کسی خودش در شهر دیگری بود و نامزدش در اصقول.ولی اگر فرصت امدن به اصقول  را نداشت هم خودش وهم نامزدش لذت عید را نمی چشیدند.

تقدیم به دوستان...

گل اومد بهار اومد

گل اومد بهار اومد میرم به صحرا / عاشق صحراییم بی نصیب و تنها / دلبر مه پیکر گردن بلورم / عید اومد بهار اومد من از تو دورم گر بیام از این سفر ای گل عذارم / از سفر طوق طلا برات میارم / دلبر مه پیکر گردن بلورم عید اومد بهار اومد من از تو دورم ز تو خواهم ز تو خواهم / عهد عشقی که بستی وفا کنی / یاد ما کنی / از چمنها گر گذشتی یاد من کن / گر شنیدی سرگذشتی یاد من کن دلبر مه پیکر گردن بلورم / عید اومد بهار اومد من از تو دورم گل اومد بهار اومد میرم به صحرا / عاشق صحراییم بی نصیب و تنها /خوش ادا بالا بلا شیرین زبونم / مانده ام دور از تو و از آشیونم آشیونم رو گل خودرو گرفته / سبزه از هر گوشه تا زانو گرفته / گر بیام از این سفر ای گل عذارم / از سفر طوق طلا برات میارم ز تو خواهم ز تو خواهم / عهد عشقی که بستی وفا کنی / یاد ما کنی / از چمنها گر گذشتی یاد من کن / گر شنیدی سرگذشتی یاد من کن گر بیام از این سفر ای گل عذارم / از سفر طوق طلا برات میارم(بیژن ترقی)