ده من

ده من نزديك است
پشت ديوار پر از شيشه ي شهر
جاي آدم هاي آدم
ركن و بنيان بشر
غرق در طوفان عشق
وكمي باران مهر
جاده ي خاكي و متصل به امواج خدا
روي گل ها و گياهان را ببين
همه آغشته به يك شبنم تر
به گمانم همگي اشك خداست
حاصل درد و دلش با ده پاك
صبح ده آرام است
مي شود آهنگ پرواز پري ها را ديد
مي شود گوش فرا داد به كنسرت خروس
مي شود اشك خدا را فقط اينجا حس كرد
ده من دورتر از شهر پر از درد شماست
مردهايش آدم
و زنانش حوا
پسرانش هابيل
دست قابيل از اينجا كوتاه
ده من نزديك است
دو قدم مانده به پرواز هماهنگ صدا
دو قدم دورتر از شهر شما
رنگ ده،رنگ خدا
بيسوادان بسيار
باسوادان بسيار
فهمشان اندك نيست
سفره هاشان كوچك
سفره هاشان پربار
و مزين به كمي نان و نمك
نانشان بي شبهه
روستا لامپ ندارد، اما
چشم فانوس در اينجا باز است
همه را مي نگرد.......دوست ها يا دشمن
او به هر جمعيتي نالان است
اگر از شهر بيايي اينجا
دو قدم به عرش نزديك شدي
و اگر بگذري از قريه ي ما
قطره ات وصل به درياي خدا خواهد شد
ده من نزديك است
ده سار
ده بي حد و حصار ...
سید عبدالجواد طالبی فرزند سید محمد ازروستای اصقول ومقیم بیرجند هستم.هدف از این وبلاگ معرفی روستای قدیمی و زیبای اصقول می باشد.از همه دوستان وهم ولایتی های محترم تقاضای همکاری دارم.