مهرماه ۵۸من کلاس سوم بودم.انقلاب پیروز شده بود.اول مهر وقتی کتابهای درسی را به ما دادند هنوز صفحه اول انها عکس شاه بود.که دانش اموزان این صفحه را کنده وپاره می نمودند.حدود یک هفته از سال تحصیلی هر پنج پایه در یک کلاس بودیم ومعلم ما خانم "گلدانی مقدم "بود.بعد از یک هفته "سید حشمت الله طالبی "که بومی روستا بود وقبلا در منطقه طالقان استان تهران مشغول خدمت بود به اصقول منتقل شد.دوباره کلاس های اول -دوم وسوم به اطاق ۶متری منتقل شده ومعلم ما خانم "گلدانی بود.پایه های چهارم وپنجم هم در اطاق بزرگ تر بودند وآقای "طالبی"معلم انها بودند.در دوسال گذشته که معلم ها خانم بودنددانش اموزان بیش از حد شلوغ می کردند.با امدن معلم مرد دوباره ارامش وسکوت به دبستان برگشت.سید حشمت الله طالبی با تنبیه بدنی دانش اموزان با عث شد که نه تنها در اوقات درسی بلکه در دیگر ساعات روز هم دانش اموزان حساب کار خود را بدانند.خانه ایشان هم متصل به مدرسه بود.محل سکونت معلم خانم روستا هم منزل "سید محمد تقی رضوی"بود.وقتی اقای طالبی به بیرجند می رفتند دوباره دانش اموزان شلوغ می کردند.یک بار که ایشان به بیرجند رفتند دانش اموزان شروع به فضولی نمودند .ولی چون ماشین در بین راه خراب شده بود به دبستان برگشتند ودانش آموزان غافلگیر شدند وکتک مفصلی خوردند.مرحوم "سید محمد علی محمدی "که پیر مردی روشن ضمیر وهمسایه مدرسه بود وقتی صدای گریه دانش اموزان که تنبیه می شدند بلند می شد پشت بام خانه خود که مشرف به مدرسه بود می امد وبا صدای بلند می خواست که بچه ها را تنبیه نکنند.