تفسیر سوره کوثر

دوره های زندگی امام حسن علیه السلام

امام حسن مجتبی علیه السلام در شب نیمه رمضان سال سوم هجری در مدینه چشم به جهان گشود و حدود هفت سال از دوران زندگی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم را درک کرد و پس از آن حضرت حدود سی سال با پدر بزرگوارشان علی بن ابی طالب علیه السلام ملازمت داشت. بعد از شهادت امیرالمؤمنان علیه السلام به مدت ده سال عهده دار مقام امامت بودند و در 28 صفر سال پنجاه هجری در سن 47 سالگی به دستور معاویه بن ابی سفیان و به دست جعده دختر اَشْعَثِ بنِ قِیس مسموم شد و بر اثر همان زهر به شهادت رسید.

چگونگی شهادت امام حسن علیه السلام

حکومت اموی پس از تحمیل صلح بر امام حسن علیه السلام گرچه به بسیاری از اهداف خود رسیده بود، ولی هم چنان وجود امام حسن علیه السلام مانع از به اجرا درآوردن برخی از نیّات پلید آنان بود. از جمله اهدافی که معاویه دنبال می کرد تعیین جانشین برای خود بود. وی از اجرای این تصمیم که برخلاف مفاد صلح نامه او با امام حسن علیه السلام بود وحشت داشت و می دانست که اگر در زمان حیات آن حضرت به چنین کاری دست بزند، بدون شک با مخالفت شدید حسن بن علی علیه السلام روبه رو خواهد شد. بر این اساس تصمیم گرفت از هر راه ممکن امام علیه السلام را به شهادت برساند. پس از بررسی های زیاد جعده همسر امام حسن علیه السلام را مناسب ترین فرد برای تحقق بخشیدن به این هدف پلید دید. آن گاه به صورت محرمانه و با ارسال صدهزار درهم به جعده، به او قول داد که اگر امام حسن علیه السلام را به شهادت برساند او را به همسری یزید درخواهد آورد. بدین وسیله جعده آن حضرت را با ریختن زهر در آب آشامیدنی مسموم کرد و طولی نکشید بر اثر آن، امام حسن علیه السلام به شهادت رسید.

وصیت امام حسن علیه السلام

چون امام حسن علیه السلام را مسموم کردند و حال او دگرگون شد برادرشان امام حسین علیه السلام به بالین آن حضرت حاضر شدند. وقتی جویای احوال او گشتند امام حسن علیه السلام فرمودند: «خود را در اوّلین روز از روزهای آخرت و آخرین روز از روزهای دنیا می بینم». در ادامه، این گونه وصیت فرمودند: «گواهی می دهم به وحدانیت خدا و این که برای او شریکی نیست و تنها او سزاوار پرستش است. هرکه اطاعت او را در پیش گیرد رستگار می شود و هرکه نافرمانی اش کند گم راه می گردد و کسی که از گناهان و تقصیراتش به نزد او توبه کند هدایت می شود. ای حسین،جنازه مرا در کنار جدم رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم دفن کن به شرط آن که کسی مانع این کار نباشد. اگر تو را از این کار باز داشتند مبادا بر آن پافشاری کنی؛ چون راضی نیستم به خاطر این کار قطره ای خون به زمین ریخته شود».

اشعار امام حسین علیه السلام در سوگ برادر

وقتی از دفن جنازه امام حسن علیه السلام در کنار مرقد جد بزرگوارش پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم جلوگیری کردند، امام حسین علیه السلام دستور دادند جنازه را به بقیع منتقل کردند و آن را در کنار قبر جده اش فاطمه بنت اسد در خاک نهادند. طبق روایت ابن شهر آشوب وقتی امام حسین علیه السلام از دفن جنازه برادر فارغ شد اشعاری به این مضمون در سوگ برادر بر زبان جاری فرمودند: «حالا که بدن مطهّر تو را با دست خود کفن کرده، در قبر گذاشتم از این بعد چگونه می توانم شاد باشم و خود را آراسته سازم یا از زینت ها و امکانات دنیا بهره گیرم؟ من از این به بعد همواره در سوگ تو اشک خواهم ریخت و اندوهم در فراق تو طولانی خواهد شد. غارت زده کسی نیست که مالش را به غارتت برده اند؛ بلکه غارت زده کسی است که مصیبت مرگ برادر را دیده باشد».

فضیلت و آثار گریه بر مصیبت امام حسن علیه السلام

ابن عباس روایت می کند که رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم فرمودند: «آن گاه که فرزندم حسن مجتبی را با زهر شهید کنند تمام ساکنان آسمان وزمین بر او سوگوار می شوند. بدانید سوگواری و گریه بر مصیبت های فرزندم حسن بسیار فضیلت دارد. هرکس در مصیبت او گریه کند چشمان او در روزی که همه دیده ها نابینا خواهند بود روشن و بینا خواهد شد و دل او در روزی که تمام دل ها اندوهناک خواهند بود از غبار اندوه پاک خواهد شد و هرکس که مرقد او را در بقیع زیارت کند، قدم های او در پل صراط، در روزی که قدم ها بر آن لرزان شوند، از لغزش در امان خواهد ماند».

عنایت رضوی

 

عنایت امام رضا(ع) به زائران
یك خانمی بود فكرش كج بود. عقیده‌ای به زیارت و توسل و عبادت و اینها نداشت. اهل حجاب و... اصلاً طور دیگری بود. ولی شوهرش مذهبی بود و خودش نبود. به شوهرش گفت: من می‌خواهم مشهد بروم ولی من را دور و اطراف حرم نبر. من را هتل‌هایی ببر كه دور از حرم است، تو هر چه می‌خواهی برو دو لیتر گریه كن. من حال حرم ندارم! من مشهد را می‌خواهم، ولی نه برای حرمش!

شوهر هم گفت: بسیار خوب، زنش را برد و آن هتل را گرفت و خودش هم حرم می‌رفت و زن هم حرم نمی‌رفت. روز آخر كه در ماشین نشستند بیایند، این خانم گنبد را دید. گفت: یا امام رضا، ما حرم نیامدیم اما به ما خوش گذشت. سفر خوشی بود ولو ما زیارت نیامدیم، این را گفت و حركت كردند. در ماشین این خانم خوابش برد. خواب دید كه امام رضا فرمود: همین كه در شهر من به شما خوش گذشت من راضی هستم. ما دوست داریم كه كسانی كه می‌آیند به آنها بد نگذرد. زن از خواب بیدار شد، به شوهرش گفت: برگرد برگرد. گفت: چه شد! گفت: برگرد، برگرد، گفت: آخر چه شد. گفت: برگرد! مگر چه شده؟ گفت: امام رضا گفت كه ولو زیارت نیامدی، زیارت من نیامدی، ولی به تو خوش گذشت من راضی هستم. ببینید روح چقدر بزرگ است، روح چقدر بزرگ است.

"حجه الاسلام قرائتی -درس هایی از قران"

در سوگ خورشید

 

زندگی نامه فشرده پیامبراکرم صلی الله علیه و آله وسلم

خاتم الانبیا حضرت محمد بن عبدالله در سال 571 م که مصادف با روز جمعه هفده ربیع الاول بود، در مکه چشم به جهان گشود و در چهل سالگی از طرف خداوند متعال به پیامبری برگزیده شد. حدود سیزده سال در مکه به صورت پنهان و نیمه پنهان به تبلیغ دین اسلام پرداخت. سپس در نتیجه فشارهای روزافزون کفار و مشرکان به مدینه هجرت کرد. پس از ده سال تبلیغ و تبیین احکام نورانی اسلام و تشکیل نخستین حکومت اسلامی در سن 63 سالگی در روز دوشنبه 28 صفر سال یازدهم هجری به ندای حق لبیک گفت و چشم از جهان فانی فرو بست. مرقد مطهرش در مدینه منوره در کنار مسجدالنبی قرار گرفته است و همه ساله سیل عاشقان نبوت، به ویژه در ایام پیش و پس از مراسم حج، از سراسر عالم به زیارتش می شتابند.

آخرین هشدار پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم

در آخرین ساعت های زندگی پیامبراکرم صلی الله علیه و آله وسلم ، وقتی غم و اضطراب و دلهره سراسر مدینه را فرا گرفته بود و یاران باوفای آن حضرت با دیدگانی اشک بار و دل های آکنده از اندوه در کنار خانه رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم جمع شده بودند تا از سرانجام کسالت آن حضرت آگاه شوند، دختر گرامی رسول خدا، حضرت فاطمه علیهاالسلام ، در کنار بستر پدر با قلبی سوزان و دیده گریان به زمزمه کردن اشعاری که حضرت ابوطالب علیه السلام در وصف آن حضرت سروده بودند مشغول شد. چون به این بیت رسید که می گوید: «[ای صاحب] آن چهره نورانی که به احترام آن مردم از ابرها باران درخواست می کنند و شخصیتی که پناهگاه یتیمان و بیوه زنان و درماندگان است»، ناگهان رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم چشم خود را باز کردند و با صدای آهسته به دختر بزرگوارشان فرمودند: دخترم به جای این اشعار آن آیه را تلاوت کن که می گوید: «محمد پیامبر خداست و پیش از او نیز پیامبرانی آمدند و رفتند. آیا اگر او رحلت کند یا کشته شود به آیین و اعتقادات قبلی خود باز می گردید؟ [بدانید] هرکس دست به چنین کاری بزند به خدا زیان نمی رساند».

سخنان علی علیه السلام در سوگ پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم

نقل کرده اند وقتی علی علیه السلام بر طبق وصیت پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم پس از رحلت آن حضرت مشغول غسل و کفن رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم شدند، در حالی که اشک از دیدگانشان جاری بود با این جمله ها درد فراق پیامبر را تسکین می بخشید: «پدر و مادرم فدای تو ای رسول خدا! با مرگ تو رشته ای بریده شد که جز در مرگ تو چنان گسستنی دیده نشده است. با مرگ تو رشته پیامبری و فرود آمدن پیام های آسمانی از هم گسست. مصیبت رحلت تو دیگر مصیبت دیدگان را به شکیبایی وا داشت و همگان را در مصیبت تو یکسان عزادار کرد. اگر تو خود ما را به شکیبایی امر نمی کردی، آن قدر اشک می ریختیم که اشک دیدگان با گریستن بر تو پایان پذیرد، با این همه، دردِ جان کاهِ فراق تو همیشه با ما خواهد بود و این اندوه هرگز از ما جدا نخواهد شد و صدالبته که این در مقابل عظمت مصیبت فقدان تو امر ناچیزی است. اما چه می شود کرد؟ نه امکان بازگرداندن دوباره زندگی میسر است و نه می توان مانع وقوع مرگ شد.

سفارش به عترت و کتاب خدا

پس از برگشتن از «حجة الوداع» پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم به مناسبت های مختلف از رحلت خود سخن به میان می آوردند و یاران و پیروانشان را آماده می کردند که اوضاع پس از رحلت پیامبر را بتوانند تحمل کنند. نقل می کنند در این ایام فراوان خطبه می خواندند و مردم را نصیحت می کردند و از فتنه های پس از خود باخبر می ساختند. از جمله به آنها توصیه می کردند: «مبادا پس از من از سنت من دست بردارید و به بدعت گذاری در دین بپردازید. بدانید که بعد از من با فتنه ها و آزمایش های زیادی مواجه خواهید شد. اگر می خواهید در همه این پیشامدها از خطر در امان باشید، از کتاب خدا و عترت من دست برندارید. ای مردم، من در بین شما این دو چیز را به یادگار می گذارم و در روز قیامت از آنها سؤال خواهم کرد».

وداع با مردم

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم در یکی از آخرین روزهای حیات مبارکشان، در حالی که علی علیه السلام دست راست و فضل بن عباس دست چپ او را گرفته بودند به مسجد آمدند و برای مردم خطابه ای را با این عبارت خواندند: «ای مردم طولی نخواهد کشید که من از میان شما به عالم بقا منتقل شوم. بنابراین به هرکس وعده ای دادم یا به هرکس مدیونم، آن را از من طلب کند تا به جای آورم. ای بندگان خدا، جز از طریق اطاعت خدا کسی به خیری دست نیافته، از شرّ و بدی ها دور نمی شود. کسی ادعا نکند که بدون عمل رستگار شده است. هیچ آرزومندی بدون تبعیت از احکام الهی رضای خدا را به دست نمی آورد. سوگند به خدایی که مرا به پیامبری مبعوث کرد، انسان از عذاب الهی جز از طریق رحمت خدا و عمل صالح نجات پیدا نخواهد کرد. منِ پیامبر هم اگر به گناه و معصیت آلوده شوم هلاک خواهم شد».

آخرین نماز جماعت پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم

همان گونه که پیامبراکرم صلی الله علیه و آله وسلم اولین نماز را به همراه حضرت خدیجه و علی بن ابیطالب علیه السلام به جماعت خواندند، در پایان عمر مبارکشان نیز آخرین نماز را در مسجد و به جماعت به جای آوردند. نقل کرده اند در آخرین ساعات حیات رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم در حالی که در بستر بیماری بودند ناگهان صدای اذان بلال حبشی را شنیدند و متوجه شدند وقت نماز فرا رسیده است. رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم به علی بن ابیطالب و فضل بن عباس فرمودند: «کمک کنید تا به مسجد بروم». چون به کمک آن دو به مسجد رسیدند، نماز را به جماعت به جا آوردند و این آخرین نماز جماعت آن حضرت بود. بعد از آن که به خانه برگشتند دیری نگذشت که روح مبارکشان به ملکوت اعلا و جوار قرب حضرت حق پرواز کرد.

سند قدیمی 3

سند قدیمی مربوط به سال۱۳۱۰قمری( ۱۲۲سال قبل)می باشد

فروشندگان:حسن ولد آقاعلی ووالده اش صبیه مرحوم میر اسدالله بیک به نام بی بی زینب

خریدار:مرحوم میر محمد علی بیک فرزند مرحوم میر علی بیک (جد اعلای مادری نگارنده)

مورد معامله:شش فنجان ونیم آب واراضی تابعه از مزرعه میلاس وفاضل آب مزرعه بقاباد واستار وچشمه سار قریه مبارکه چنشت همراه سی و شش استار بذر افشان مشهور به کنار رودخانه متصل به زمین مرحوم کربلایی میر محمد علی بیک از مزرعه جز(گز)

مبلغ:سه تومان شش هزار دینار خراسانی ریال ناصرالدین شاهی


کو کوزه گر وکوزه خر وکوزه فروش........................................

یاد بود

۲۶دی ماه چهارمین سالگرد درگذشت مرحوم مغفور محمد حسن خزاعی را با ذکر صلوات وقرائت فاتحه گرامی می داریم.

مرحوم محمد حسن خزاعی فرزند مرحوم میرزا محمد علی خزاعی در سال ۱۳۳۲در روستای اصقول به دنیا آمد.بعد از اخذ دیپلم وانجام خدمت نظام وظیفه به استخدام آموزش وپرورش در امد.ودر طول مدت خدمت متصدی امور دفتری "دفتر دار"دبیرستان عبدالعلی بیرجندی بود.ایشان در سال ۱۳۸۳بازنشسته شد.ودر ۲۶دی ماه ۱۳۸۶ مقارن اذان ظهر دعوت حق را لبیک گفت.

 


پدر  آن  روز  که   شد  پیک اجل  همدم  تو      

آتشی    بود   که   افرو خته   شد  خانه  من

چه کنم بی توندارم به درون شوق و  سرور      

حیف  شد  آن  طرب  و مستی و پیمانه  من

چه غریبانه   نقاب  از رخ  جان  بر  کندی       

ای  سفر   کرده ی   همواره   غریبانه  من

چمن  و  باغ  و گلستان  همه  خس می بینم      

 از چه  رفتی  زبرم  ای  گل  و پروانه  من

به  جوانی  و به  پیری  و  کهنسالی خویش       

همه   دم  ذکر خدا  کردی   و شکرانه  من

بی تو درد و غم و محنت   همه مانوس منند       

ای    انیس    دل   درمانده  و  دیوانه  من

دهر   غدار    مرا     تلخی      ایام      بداد       

 کاش   می دید  چنین   حالت  مستانه  من

عجبا   نیست   دگر  همدم   و  همراز   دلم        

مرحمی   نیست   کنون بر دل ویرانه  من

تو   برفتی  و  غم    دوری  تو هست  مرا       

 ای     گرفتار     بلاهای    غرورانه  من

آتش  مهر تو هرگز  نشود  سرد  وخموش       

 بس   که  این عالم  امکان شده بیگانه  من

باورم   نیست  که  دیگر  نکنی شکوه پدر      

 ز  جفاهای   مکرر  که    شده   شانه  من

نیست  در صفحه قلبم به جزعشق تو,چرا        

ترک  ما  گفتی   و رفتی تو ز کاشانه  من


شعر از وبلاگhttp://www.faghan.mihanblog.com/post/9

خانه های اصقول قدیم

درزمان قدیم خانواده های اصقولی برای پسرانش قبل از دامادی خانه می ساختند.پی ساختمان با سنگ وگل بود.برای دیوار ها خشت می زدند.برای زدن خشت گل درست کرده وان را لگد مال می کردند.خشت زن قالبی داشت که دو عدد خشت ویک نیمه خشت را هم زمان می زد.برای حمل گل کارگران پلاستیکی را به گردن می بستند که به آن "ناوه" می گفتند.چند روز بعد خشت ها را از روی زمین برداشته وبه صورت مورب کنار هم می گذاشتند تا خشک شود.نقشه ی خانه را بنا ها می کشیدند.درهر خانه با توجه به مساحت زمین مکان های زیر در نظر گرفته می شد:

1-دالان ورودی خانه

2-خانه ی  نشیمن

3-اطاق پذیرایی

4-مطبخ

5-انبار

6-خانه ی  کاهدان

7-خانه ی شلغمی

8-خانه گوسفندان دو باب که در بهار بره ها وبزغاله ها از مادرش جدا باشند

9-خانه ی خر

10-خانه ی گاو

در صورت کوچک بودن منزل برای خانه ی حیوانات وکاهدان از خانه های نبش کوچه یا منازل موروثی استفاده می شد.وقتی کسی از دنیا می رفت منزل مسکونی بین فرزندانش تقسیم می شدودر اکثر موارد چون قبلا برای پسران خانه ساخته بودند منزل مسکونی متوفی تنها بین دختران تقسیم می شد.

سقف خانه ها یا به صورت گنبدی اجرا می شد .ودر بالا خانه ها معمولا چوبی بود که از تیر چوبی که به "سرم"معروف است استفاده می شد وبین تیر های چوبی شاخه های "نی " می گذاشتند وروی نی ها هم بوته صحرایی "چرخوله"وبعد هم رویش را "شوشک"می کردند."شوشک"نوعی خاک چسب ناک است که با کاه مخلوط کرده وپشت بام را با آن می پوشاندند.

دیوار خانه ها را "گاه گل" می کردند.و خانه ینشیمن وپذیرایی یا "مهمانی"را خاک کچ یا گچ می کردند.در دیوار خانه "طاق" تعبیه می شد که محلی برای گذاشتن وسایل بود.روی طاق را "طاق پوش"می گذاشتند که با پارچه دوخته شده وبه شکل زیبایی دوره دوزی وگلدوزی می شد.

دهلیز هم در اکثر خانه ها ساخته می شد.که قسمت جلوی آن باز بود ودر تابستان مورد استفاده قرار می گرفت.یا هم محلی بود که درب دو یا چند اطاق به آن باز می شد.

ورودی خانه ی قدیمی

حیاط-خانه های تحتانی و بالاخانه "مهمانی"در یک خانه ی قدیمی

دهلیز

خانه ی نشیمن با طاقچه های متعدد واجاق

خانه ی انبار و"کندوک ها"نگهداری غلات در آن


نظر یک هم ولایتی:

با سلام - جا دارد از استادان خشت زن قدیم آقایان علی دشتبان،رضا پردل و علی یعقوبی و استاد بنای قدیمی اصقول استاد محمد علی دشتبان یادی بشود. با تشکر

 

 

مهدیه ی وبلاگ اصقول

متن زیر از یکی از سخنرانی های استاد حسین انصاریان با موضوع توبه گرفته شده است:

توبه یعنى پشیمانى، ما هم پشیمان هستیم.

یك بخش دیگر توبه ، استغفار با زبان است ؛ خدایا! اشتباه كردم « أستغفرُ اللهَ ربى و أتوب الیه » با زبان، حالا همین كه قلبمان پشیمان است، بس نیست؟ نه، چون خدا گفته است كه غیر از پشیمانى قلب، دوست دارم صداى التماس گنهكار را بشنوم. صدایت مهم است؛

« ادْعُونِى أَسْتَجِبْ لَكُمْ »(1)  من را صدا بزن، من با صدا زدن تو جواب تو را مى‏دهم.

بیایى پشت در بایستى و زنگ نزنى كه كسى در را باز نمى‏كند. تشنه‏اى، اما اگر نگویى آب مى‏خواهم، آب نمى‏آورند، گرسنه اگر نگوید نان، كسى به او نان نمى‏دهد.

  ترك گناه با اعضا و جوارح

 سومین مرحله توبه: « تركٌ بالجوارح » هر عضوى از اعضا دچار هر گناهى است، امشب از چاه گناه بیرون بیاور، بگو: من از تاریكى مى‏خواهم بروم، خسته شدم.(2)
 
 عزم برنگشتن به گناه

 چهارمین بخش آن هم این است كه به خدا بگویى: از امشب تا سال دیگر، دیگر من به گناه برنمى‏گردم « إضمار أن لایعود ».(3)

توبه نصوح توبه‏اى است كه در آن رجوع به گناه نباشد. و توبه‏كننده از گناه مانند كسى است كه گناه نكرده باشد. و آن كس كه اصرار بر گناه دارد و استغفار مى‏كند خود را استهزاء و مسخره مى‏كند.

 و با این حالت شیطان او را مسخره مى‏كند. و به تحقیق شخص وقتى بگوید: اى خدا من از تو طلب آمرزش مى‏كنم و بازگشت به سوى تو مى‏نمایم پس به گناه عود كند و برگردد و باز چنین بگوید تا چهار مرتبه، در مرتبه چهارم از دروغگویان نوشته شود.
 
داستانى درباره گرگ گرسنه

 یكى از علماى جامع و كامل و عارف و فیلسوف كه همه شما او را مى‏شناسید ، ایشان مى‏فرمودند: براى دیدن یكى از اقوام به شهرمان در یك منطقه سردسیر كشاورزى رفتم.

 وقتى وارد خانه‏اش شدم، گفت: آقا! اول یك مسأله شرعى دارم، این را جواب بدهید.

 گفتم: بفرمایید، گفت: امسال تا زانوى ما در این منطقه برف آمده است، پنج و نیم، شش صبح تازه هوا روشن شده بود، من آمدم بیل و پارو برداشتم كه به باغ بیایم داخل آلاچیق دیدم یك گرگ قوى آمده و زیر آلاچیق خوابیده، من و بیل و پاروى من را كه دید، اصلاً عكس العمل نشان نداد، نترسید، ولى من ترسیدم جلو بروم، خیلى گرگ قویى بود.

 فكر كردم بیابان پر برف است، چیزى گیرش نیامده است، به اینجا پناه آورده. برگشتم و مقدارى نان و گوشت شب مانده بود، مقدارى شیر، این‏ها را داخل سینى گذاشتم و راه افتادم، گفتم: نزدیكش كه شدم، اگر قیافه عصبى گرفت، سینى را مى‏اندازم و فرار مى‏كنم. اگر عكس العملى نشان نداد، جلو مى‏روم.

 دیدن گرگ مادر و پذیرایى از او

 كنار باغ هم آغل گوسفندهایم بود ، جلو آمدم ، دیدم نه ، عكس العملى نشان نمى‏دهد ، زنده هم هست ، نمرده ، نزدیك او رسیدم ، دیدم مقدارى شكمش را بلند كرد و زیر شكمش چهار پنج تا بچه گرگ است كه تازه آنها را زاییده بود.

هیچ چیزى گیرش نیامده بود، گرسنه، بچه‏ها یك مرتبه شروع به ناله كردن كردند، و حالت چشم این گرگ برگشت، مثل این كه مى‏خواست با چشمش به من بگوید: دستت درد نكند، ما بیچاره بودیم، من تازه زاییدم، بچه‏هایم گرسنه هستند.

سینى را گذاشتم. گرگ لقمه لقمه برداشت و اول در دهان بچه‏هایش گذاشت، مادر است.
 
میزان محبت خدا بر بندگان

خدا فرمود: محبت كل مادرهاى عالم را از انسان و جن و حیوان را جمع كنند، یك ذره محبت من را نشان نمى‏دهد. من محبتم به بندگانم اگر صد باشد، یكى‏اش را در كل عالم پخش كردم، نود و نه تاى آن را گذاشتم كه قیامت خرج آنها كنم.(4)

ما با دلگرمى امشب پیش تو آمدیم، خیلى هم دلمان گرم است، هیچ ناراحتى‏اى نداریم.

گرگ هم غذا را خورد و بهار شد، گرگ همانجا ماند و نرفت، كجا برود؟ نمك خورده اینجا بود، محبت و احسان دیده، كجا برود؟

حمیدى در جمع بین صحیحین گفته است: «اسیرانى را نزد پیامبر آوردند ناگاه زنى از میان ایشان دوان دوان در پى كودكى برآمد. طفل خویش را در میان اسیران یافت، به سینه گرفت و شیر داد.

  پیامبر فرمود: آیا گمان دارید این زن فرزند خود را در آتش بیفكند؟ یاران پیامبر پاسخ گفتند: نه به خدا سوگند. پیامبر فرمود: خداوند نسبت به بندگانش مهربانتر از این زن به فرزندش است.»

 در همان كتاب از رسول خدا روایت شده كه خداوند صد رحمت دارد كه یكى از آنها را نازل فرموده و به آن رحمت میان جن و انسان و درندگان و حشرات، دوستى و مهر افكند كه به واسطه آن با هم انس مى‏گیرند

و ددان توله‏هاى خود را پاس مى‏دارند. نود و نه رحمت باقیمانده ذخیره‏اى است كه پروردگار به وسیله آن در قیامت بندگان خود را با آن مورد ترحم قرار مى‏دهد.»

درخت‏ها شكوفه كردند و بچه گرگها هم بزرگ شدند و روزها با همدیگر بازى مى‏كردند، كم كم دیدم مادرشان دیگر غذا قبول نمى‏كند، پشت یك درخت مخفى شدم، دیدم از دیوار كوتاه آخر باغ بیرون مى‏رود و عصر برمى‏گردد و غذا مى‏آورد،
 
دریدن گوسفند صاحبخانه توسط بچه گرگها

 یك روز صبح گرگ رفت، این سه چهار تا بچه گرگ با همدیگر رفتند داخل آغل و یك بره را خفه كردند و داخل آلاچیق كشیدند و شروع به خوردن كردند.

گفتم: عیبى ندارد، عصر بود، دیدم سر و صدا بلند شد، از اتاقم بیرون آمدم، دیدم گرگ برگشته بود، چشمش به این بره من افتاده كه بچه‏هاى او كشته بودند، دیدم این بچه‏ها را مى‏گرفت و چهار پنج بار به زمین مى‏كوبید؛ كه بى‏مروت‏ها! آخر چهار ماه است به ما محبت كرده، بره او را چرا پاره كردید؟ ما كه پنجاه سال است نان خدا را مى‏خوریم و كفران مى‏كنیم.

گرگ، بچه‏ها را زد و بعد هم هر چهار پنج تا را غروب جلو انداخت و برد، پشت دیوار انداخت و خودش روى دیوار نشست و به من نگاه كرد و چشمش پر از اشك شد كه من شرمنده و خجالت زده هستم.

 حالا سؤال شرعى من این است كه گرگ رفت و دیگر نیامد، چهار پنج روز بعد آمد، دیدم یك بره كوچك آورده است، از آن طرف دیوار به این طرف دیوار انداخت و خودش هم روى دیوار نشست كه من به جاى آن بره‏اى كه بچه‏هایم خوردند، این را براى تو آوردم. نمى‏دانم هم از چه گله‏اى گرفته و آورده، آیا این بره حلال است یا نه؟

 انسان عاقل و فهمیده! كسى كه خدا براى تو پیغمبر و على و حسین علیهم‏السلام را فرستاده است! خانم‏هایى كه برایتان فاطمه علیهاالسلام را فرستاد! چه چیزى بیاوریم كه تلافى گناهان گذشته خودمان را بكنیم؟

باز معرفت گرگ كه رفت و یك بره پیدا كرد و آورد، ما برایت چه بیاوریم؟ ما همان حرف امام على علیه‏السلام را مى‏زنیم:

« ارحم من رأسُ ماله الرجاء و سلاحهُ البكاء » ما غیر از گریه سرمایه‏اى نداریم.

نقل از مشرق نیوز

اربعین

نخستین زائر کربلا که بود/ محل دفن سر مبارک امام حسین(ع)
خبرگزاری مهر - گروه دین و اندیشه: چهل روز پس از شهادت امام حسین(ع) و یاران باوفایش، اهل بیت ایشان برای عزاداری به کربلا وارد و در آنجا با جابربن عبدالله انصاری مواجه شدند، وی بعنوان نخستین کسی که سنت زیارت اربعین را پایه‌گذاری کرده شناخته می‌شود.

یزید وقتى هوشیارى مردم شام و متوجه کراهتها نسبت به خود شد، اهل بیت را طلبید و با تظاهر به مهربانی و خود را از قتل امام(ع) تبرئه کرد.

وی اهل بیت(ع) را میان ماندن در شام و برگشتن به مدینه مخیر گرداند، اهل بیت مراجعت به مدینه را انتخاب کردند و خواستند برای شهدای عاشورا عزاداری کنند. اهل بیت جامه هاى سیاه پوشیدند و زنان هاشمیه و قرشیه و زن هاى شام دسته دسته با لباس ماتم، ناله و شیون کنان به تعزیت آمدند. مرثیه خوان آن مجلس با شکوه ام کلثوم دختر حضرت على(ع) بود.

یزید، نعمان را خواست و گفت مهیاى سفر باش و براى این زنان هرچه لازم است مهیا کن و از اهل شام مردى را که به امانت و دیانت موسوم است با جمعى از لشکر به جهت حفظ اهل بیت در خدمت ایشان بگمار و به مدینه حرکت ده، نعمان نیز چنین کرد.

خاندان عصمت زمانى که از مدینه کوچ داده مى شدند و به عراق رسیدند به راهنما گفتند: ما را از کربلا ببر او نیز قبول کرد، چون به قبر پاک حضرت امام حسین(ع) و سایر شهدا رسیدند، دیدند جابر نیز با جماعتى از طایفه بنى هاشم و مردانى از آل پیامبر(ص) به زیارت آمده اند.

نخستین زائر کربلا

جابر بن عبدالله انصاری نخستین کسی بود که سنت زیارت اربعین امام حسین(ع) را پایه‌گذاری کرد. وقتی خبر شهادت امام حسین(ع) و یاران بزرگوارش به مدینه رسید، جابر که از دو چشم نابینا بود مدینه را به قصد زیارت کربلا ترک کرد. 

در این سفر شخصیتی دانشمند و مفسری بزرگ به نام «سَعدبن جُناده» همراه جابر بود.

پس از وارد شدن به کربلا در رود فُرات غسل کردند و به کنار مرقد مطهر امام حسین(ع) رفتند و آن حضرت را با زیارتی به نام زیارت اربعین زیارت کردند.

محل دفن سر اباعبدالله الحسین(ع)

در این مورد چند قول وجود دارد:

قول اول: حضرت سجاد(ع) سر مبارک را به کربلا بازگردانیده و به بدن سید الشهدا(ع) ملحق نمود. علامه مجلسی در بحارالانوار و بسیاری دیگر این موضوع را تاکید می کنند.

قول دوم: نجف اشرف در کنار مرقد امیر المؤمنین(ع).

قول سوم: حومه کوفه.

قول چهارم: بقیع.

قول پنجم: محل فعلی مقام رأس الحسین(ع) در مسجد اموی دمشق.

قول ششم: در مصر دفن شده است.

در میان این اقوال، به فرموده امامان معصوم علیهم السلام، قول اول صحیح است. سید بن طاووس در لهوف(ج 2، ص 112) و شیخ طوسی نیز با همین نظر موافقند.

در مورد زمان ملحق شدن سر به بدن، به گفته علامه مجلسی، امام سجاد(ع) در روز اربعین اول یعنی بیستم ماه صفر سال 61، با سایر اهل بیت(ع) از شام وارد کربلا شده و سر امام حسین (ع) را به بدن ایشان ملحق کرده است.

------------------------------------------------

تقویم شیعه، صفحه 56/ حوادث الایام، صفحه ۶۶

اربعین حسینی

سلام بر حسين و اربعينش، سلام بر اربعين و زائرانش!

و سلام بر اندوه هاي دل آنان كه به سوغات بر مزار كشتگان، عشق بردند و به مويه نشستند.

 به شوق زيارت صحن و سراي جان فزايت،

 اربعين شهادتت را به سوگ مي نشينيم، يا حسين!

 

اللهم ارزقنی شفاعة الحسين يوم الورود،و ثبت لي قدم صدق عندك مع الحسين و اصحاب الحسين،الذين بذلو مهجهم دون الحسين عليه السلام.

پروردگارا شفاعت حسین(ع) را روزی که بر تو وارد می شویم نصیبم بگردان و مرا نزد خود ثابت قدم بدار به صدق و صفا با حسین(ع) و اصحابش که در راه تو جانشان را نزد حسین(ع) فدا کردند باشیم

اصقول قدیم

 در قدیم بسیاری از افراد وصیت می نمودند که بعداز فوت جسد انها را به عتبات عالیات یا ارض اقدس(مشهد مقدس ) حمل نمایند.با توجه به اینکه مسافت طولانی بود امکان حمل اجساد تازه وجود نداشت.به همین جهت اجساد را در مقبره ای در حاشیه ی قبرستان اصقول به امانت می گذاشتند وچند سال بعد باقی مانده ی جسد را به عتبات یا مشهد حمل می کردند.هزینه مربوطه را هم معمولا از املاک خود تعیین کرده وقبل از فوت شخصی را معین می نمودند.در زمان رضا شاه با توجه به مشکلات بهداشتی دولت ها ی عراق وایران این کار را ممنوع کردند.هنوز در قبرستان اصقول مقبره هایی وجود دارد که با توجه به ممنوعیت حمل اجساد امکان حمل جسد فراهم نشد ه است.

سند ذیل که مربوط به ۸۵سال قبل می باشد از آن جمله است .که شخصی به نام فاطمه نسا مقدار ۸فنجان آب از اصقول را به مرحوم میر نجفعلی بیک (جد خانوده های خزاعی اصقول وجد مادری نگارنده)صلح می نماید که جسدش را به عتبات حمل کنند که راه عتبات مسدود می شود .وبا استفتا از مرحوم شیخ محمد باقر ایتی هزینه مربوطه جهت نماز آن مرحومه صرف می شود.

 

مصالحه احتمالا مرحومه بی بی فاطمه نسا بنت مرحوم مغفور میر محمد رضا بیک می باشد.

مصیبت روزانه

سه مصیبتی که هر روز به آدم وارد می شود...!
مردی نزد امام زین العابدین علیه السلام آمد و از اوضاع و احوال بد خود، خدمت آن حضرت گلایه کرد که مثلا خرج بالاست و درآمدم کفاف زندگیم را نمی دهد؛ طلبکاران امانم را بریده اند و خلاصه سفره دل باز کرد و شکایتهایی از این دست را که بین ما هم رایج است خدمت امام علیه السلام بازگو کرد و منتظر شنیدن سخنی راهگشا از آن حضرت شد.

امام سجاد علیه السلام برای تسکین دردهای این مرد و تمام کسانی که مانند او گرفتار ناملایمتی روزگار شده اند به حقایقی اشاره کردند که توجه به آنها سبب می شود تا فشار جانکاه روزگار از گُرده آدمی برداشته و به فراموشی سپرده شود.

امام سجّاد علیه السلام : بینوا آدمى ! هر روز سه مصیبت به او مى رسد و حتّى از یکى از آنها پند نمى گیرد ، که اگر پند مى گرفت ، سختیها و کار دنیا بر او آسان مى شد :
مصـیبت نخست ، روزى است که از عـمر او کم مى شود . در صـورتى که اگر از مال او چـیزى کم گردد ، اندوهگین مى شود ، حال آن که مال، جایگزین دارد ، امّا عمرِ از دست رفته ، جبران نمى‌شود
مصـیبت دوم این است که روزیش را به طور کامل دریافت مى کند، که اگر از راه حلال باشد باید حساب پس دهد و اگر از راه حرام باشد کیفر مى بیند.

مصـیبت سوم از اینها بزرگتر است . عرض شد : آن چیست ؟ فرمود : هیچ روزى را به شب نمى رساند مگر این که یک منزل به آخرت نزدیک شده است، امّا نمى داند به سوى بهشت یا به سوى آتش.

شعر

 

 

 

آن روزكه سقف خانه ها چوبي بود،

گفتاروعمل درهمه جاخوبي بود،

امروزبناي خانه هاسنگ شده،

دل هاهمه بابنا هماهنگ شده.

سند قدیمی

سند زیر مربوط به ۱۱۶سال قبل می باشد.که در این سند "میر عبدالحسین بیک" و"میر محمد بیک "فرزندان مرحوم "میر حسنعلی بیک"ساکن مزرعه "جز"(گز)با اجازه زوجات خودثلث خانه ی دهقان نشین مربوط به مرحوم"میر علی بیک" فرزند"میر خدابخش بیک "واقع درسر پشته ی مزرعه "جر"(گز )رابه عموی خود "میر محمد علی بیک" به مبلغ یک تومان سه هزار وپانصد وپنجاه دینار خراسانی قرانی ناصرالدین شاهی ومظفر الدین شاهی رایج در قصبه بیرجندمصالحه می نمایند .تاریخ سندهفدهم رجب سال ۱۳۱۶قمری می باشد.در بالای سند اثر مهری به نام "ابن عبدالجواد الحسینی "به چشم می خورد.

که احتمالا مربوط به یکی از فرزندان مرحوم سید عبدالجواد فرزند مرحوم سید عبدالله می باشد.مرحوم سید عبدالجواد دارای دو پسر به نام های سید عبدالکریم وسید محمد رحیم می باشد.مرحوم سید عبدالکریم جد خانواده ی هاشمی اصقول(مرحوم سید نعمت الله فرزند مرحوم سید عبدالکریم فرزند مرحوم سید عبدالجواد فرزند مرحوم سید عبدالله) می باشد.ومرحوم سید محمد رحیم جد خانواده ی جوادی گز می باشد.

 


لازم به ذکر است نامبردگان بالا از اعراب خزیمه در منطقه ی اصقول وگز می باشند.متصالح مرحوم میر محمد علی بیک فرزند مرحوم میر علی بیک فرزند مرحوم خدابخش بیک از اجداد مادری اینجانب می باشند.(مرحوم میرزا محمد علی خزاعی فرزند مرحوم میر نجفعلی بیک فرزند مرحوم میر محمد علی بیک فرزند مرحوم میر علی بیک فرزند مرحوم خدابخش بیک).

عکس جدید

 

بارش برف شمال اصقول روز چهارشنبه ۱۴/۱۰/۹۰

استخر ذخیره اب

وقف

متن یک وقف نامه قدیمی مربوط به سال ۱۳۴۳قمری(۹۰سال قبل)

غرض ار تحریر انکه حاضره شد عصمت وعفت پناه بی بی فاطمه بیگم صبیه مرحوم آقا سید حسین مع بقا الحواس والمشاعر ورفع الحجر وغب الحضور وقف موبد وحبس مخلد نمود مناصفه ی دو اصل جوز واقع در کناره جوب عام ودر جنب کوره ومحل سیل ودر جنب مزار کاهوکه همه ساله منفعتیکه از مناصفه ی این دو اصل حاصل می شده باشدخرج وصرف روغن سوزه مسجد پایین مزرعه اصقول می نموده باشند وتولیت با فرزند بطنی ایشان آقا سید حسین می باشد وبعداز ایشان با اولاد ذکور ایشان الی قیام الساعه وساعه القیام وبر فرض انقراض با اعلم واورع واتقای مزرعه ی اصقول می باشد.وحق التولیه عشر منفعت مزبور است.وصیغه جاری وبه تصرف وقف داده شد.وکان وقوع ذالک ۱۲صفر المظفر موافقه ۱۳۴۳

وقع ما فیه لدی حرره اثر مهر مرحوم کربلایی سید محمد باقر


ضمنا طبق بررسی انجام شده واقف احتمالا بی بی فاطمه بیگم دختر سید حسین فرزند سید محمد علی فرزند میرزا قاسم اصقولی می باشد.

میرزا قاسم اصقولی جد اعلای خانواده های حسینی (از جمله سید محمد کاظم حسینی)وخانواده های موسوی (از جمله حاج سید احمد موسوی)وخانواده های حسینی  ومحمدی (نوکاج) می باشد.


نظر اقای علی اکبر سجادی :

سلام خسته نباشید بی بی فاطمه بیگم خاله پدر بزرگتان جناب آقای میرزا محمد علی خزاعی میباشدکه از بستگان نزدیک شما محسوب میگردند.

 

انتخابات مجلس نهم

با پایان ثبت نام کاندیدا های مجلس نهم در حوزه ی انتخابیه سربیشه نهبندان واصقول افراد زیر به نقل از خبرگزاری فارس ثبت نام کرده اند.این حوزه پر ترافیک ترین حوزه ها در استان است .

حوزه انتخابیه سربیشه و نهبندان در مجلس 
1-غلامعلی عابدی
عابدی که در روز دوم نام‌نویسی از حوزه انتخابیه نهبندان و سربیشه ثبت‌نام کرده از کاندیدای جریان اصلاح‌طلب بوده که در دوره هفتم رد صلاحیت شده بود.
عابدی در پاسخ به این سؤال که آیا شما اصلاح‌طلب هستید یا نه به خبرنگار فارس اظهار داشت: بنده قانونمند هستم.
وی همچنین در پاسخ به این سؤال که شما در مجلس ششم عضو فراکسیون اقلیت بودید یا اکثریت اظهار داشت: بنده در آن دوره مستقل بودم.
 
2 ـ  نوروز هاشمزهی
نوروز هاشمزهی کاندید دوره قبل از این حوزه انتخابیه بوده و مدرس دانشگاه است، وی از نیروهای اصولگراست.
 
3- مراد هاشمزهی
مراد هاشمزهی که در سومین روز ضمن حضور در ستاد انتخابات ثبت‌نام کرده از نیروهای اصولگرا و متخصص قلب و رئیس سابق دانشگاه علوم پزشکی بیرجند است.
 
4- رحمت‌الله قاسمی
قاسمی نیز در سومین روز از ایام ثبت‌نام کاندیداها با حضور در ستاد انتخابات وزارت کشور ثبت‌نام کرد.
وی نیز از نامزدهای انتخاباتی در دوره‌های ششم و هفتم و از انصرافیون دوره هشتم در حوزه انتخابیه نهبندان و سربیشه است و از مدیران وزارت جهاد کشاورزی محسوب می‌شود.
 
5-احمد جمالی
در چهارمین روز از ثبت‌نام کاندیدای نمایندگی نهمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی در حوزه انتخابیه نهبندان و سربیشه بر اساس پیش‌بینی‌های قبلی احمد جمالی با حضور در ستاد انتخابات ثبت‌نام کرد.
وی نهبندانی و از منطقه عربخانه و از مدیران وزارت راه و ترابری بوده و گفته می‌شود از کاندیدای حامی دولت است.
 
6-نظر افضلی
نظر افضلی معاون دانشجویی و عضو هیئت علمی دانشگاه بیرجند که از عشایر معروف استان است نیز برای حوزه انتخابیه نهبندان و سربیشه نام‌نویسی کرده و از نیروهای ارزشی و اصولگرا به شمار می‌‌آید.
 
7-محمد صادق نیرومند
نیرومند که سوابق اجرایی و مدیریتی فراوانی در پرونده دارد از نیروهای اصولگرا و نماینده مردم نهبندان و سربیشه در مجلس شورای اسلامی در دوره هفتم بوده است.
فرماندار نهبندان و عضویت در سازمان بازرسی کل کشور نیز در پرونده کاری وی دیده می‌شود.
 
8-محمدرضا صابری
صابری نماینده فعلی این حوزه انتخابیه و اهل سربیشه بوده که سابقه مدیرکلی اداره راه و ترابری خراسان جنوبی را در پرونده دارد.
وی بارها اعلام کرده وابسته به جریانات سیاسی نیست و اهل فعالیت‌های عمرانی است.
 
9-علی سعادتی
علی سعادتی تا چندی پیش مدیرکل استاندارد و تحقیقات صنعتی خراسان جنوبی بود و بعد از آن به استان البرز رفت. گرایش سیاسی سعادتی نیز هنوز مشخص نشده است.
 
10-مصطفی نخعی
وی که در پنجمین روز زمان نام‌نویسی کاندیدا ثبت‌نام کرده در مورد اینکه از سوی چه جریانی کاندید شده اظهار نظر نکرده است.
 
11- محمد آهنی
در ششمین روز از ایام ثبت نام کاندیداها محمد آهنی با حضور در ستاد انتخابات ثبت نام کرد. او چند روز قبل از پایان نامه کارشناسی ارشد خود در رشته صنایع از دانشگاه آزاد اسلامی زاهدان دفاع کرد. محمد آهنی از جوانان نهبندان و کارمند فرمانداری این شهر است.
 
12- موسی وطن‌دوست
موسی وطن دوست کاندیدای دوره قبل از این حوزه انتخابیه بود. او از فرزندان نهبندان از منطقه هشتوگان عربخانه است.
وطن‌دوست کارشناس ارشد روابط بین‌الملل و از فرهنگیان مقیم مشهد مقدس است.
 
13- منصور تاجری
منصور تاجری مدیرمسئول هفته‌نامه سوغات نهبندان است.
او از چهره‌های شناخته شده بوده و در انتخابات دوره گذشته نیز حضور داشت. تاجری از نیروهای جهادی و دانشگاهی است که مسئولیت مراکز دانشگاهی استان سیستان و بلوچستان را در پرونده کاری خود دارد.
 
۱۴-محمد رضا عرب پور مدیر کل سابق بنیاد شهید استان

9دی

*زيرعلم غريبه رويت نشديم


باحضرت دوست بي محبت نشديم

درسال غبارفتنه يارب شکرت


شرمنده درگاه ولايت نشديم



ما از قديم طايفه اى سينه خسته ايم/
ما بچه هاى مادر پهلو شکسته ايم/
امروز اگر سينه و زنجير ميزنيم/
فردابه عشق فاطمه شمشير ميزنيم/
ما را پيامبر،قبيله سلمان خطاب کرد/
روى غرور و غيرت ما هم حساب کرد/
از ما بترس!طايفه اى پر اراده ايم/
ما مثل کوه پشت سيد علي ايستاده ايم


حقا که سلاله ي فاطمه اي/
با خنده ي خود به درد ما خاتمه اي/
زيباتر از اين نام نديدم به جهان/
"سيدعلي حسيني خامنه اي"/
گرمي نفس حقش؛ صلوات



راه حل

 رئیس جمهور در پاسخ به تقاضاهای اهالی یک بخش از توابع استان ایلام یک راه حل فوری ارائه کرد.

به گزارش خبرآنلاين، محمود احمدي نژاد که در سفر استاني به ايلام به سر مي برد در سخنراني امروزش در «دره شهر» از توابع اين استان در پاسخ به ابراز احساسات مردم بخش «بدره» كه خواستار شهرستان شدن اين بخش بودند، گفت: در دولت اين موضوع را مطرح مي‌كنيم اما به گفته مسئولان، جمعيت اين بخش ‌٢٠ هزار نفر است كه براي شهرستان شدن ‌٣٠ تا ‌٤٠ هزار نفر جمعيت مي‌خواهد.
 
رئيس جمهور افزود: با هم قرار بگذاريم ما آنجا را به شهرستان گسترش دهيم و شما قول دهيد فوري جمعيت را به ‌٤٠ هزار نفر برسانيد

اهالی محترم روستای اصقول
با سلام
اگر می خواهید اصقول بخش-شهر -شهرستان ویا استان شود راه حل بالا شامل شما هم می شود.

عکس های یادگاری

چای اتشی در یک روز سرد زمستانی

پاییز زیبا

پاییز زیبا

چای اتشی در سماور روسی...

قنات ...

 

پروار کشی

در زمان قدیم که وسایل سرد کننده از قبیل یخچال وفریزر وجود نداشت امکان نگهداری مواد فاسد شدنی از قبیل گوشت در روستاها وجود نداشت.روستاییان تنها در فصل سرما امکان نگهداری گوشت را داشتند.در اصقول مانند بسیاری از روستاها هر خانواده یک یا دو گوسفند را به عنوان پروار انتخاب می نمودودر فصل سرما اغلب اوایل دی ماه پروار را ذبح می کردند.قسمت اعظم گوشت را سرخ می کردندودر ظرف بزرگ نگهداری می کردند.در اصقول به آن "قلیه گوشت"یا "گوشت داغ "می گویند.یاقی مانده لاشه گوسفند که بیشتر آن استخوان بود در اطاق سردی نگهداری وبه صورت اب گوشت پخته می شد.در اولین شب پروار کشی "دل بندی "پروار را می خوردند.دل بندی شامل دل-جگر-پپ (شش ها)-قلوه-اشکمبه -روده باریک بود که بامقداری زیادی چربی لاشه پخته می شد.در شب دیگر هم "کله پاچه"را می پختند.

مردم اصقول دوست دارند هنگام خوردن "دل بندی"تمام فرزندان آن ها حاضر باشند.اگر فردی در خارج از روستا باشد مثل خدمت سربازی یا تحصیل در شهر دیگر صبر می کنند تا به روستا بیاید.به قول پدران ومادران اصقولی "دل بندی بدون حضور فرزندان از گلوی انها پایین نمی رود.

اگر چه سال هاست که اصقول دارای برق می باشد ودر تمام خانه ها یحچال وجود دارد ولی رسم پروار کشی که بیشتر به آن "پلور کشی "می گویند هم چنان در اصقول وجود دارد.خانواده هایی که فرزندان آنها در شهرهای دیگر هم هستند گوشت پروار را برای انها می فرستند.

همسایه شرقی اصقول

نزدیکترین روستا به اصقول روستای گز می باشد.وبیشترین روابط با روستا های اطراف هم بین روستای گز واصقول می باشد.در سمت شرق اصقول کوهی وجود دارد که به "کمر گز"مشهور است .وپایین همان کوه"تگ راه گز"می باشد.زمان قدیم تعداد زیادی از اهالی روستای اصقول اقدام به خرید ملک در روستای گز نموده اند که قسمتی از آن هنوز در اختیار بازماندگان آنان است.پیوند خانوادگی وازدواج بین اهالی دو روستا از قدیم مرسوم بوده واکنون نیز ادامه دارد.مردم اصقول در مراسم عزاداری بستگان خود تقریبا کل اهالی روستای گز را هم دعوت می کردند.در ابتدای افتتاح مدرسه اصقول دانش آموزان روستای گز به مدرسه ی اصقول می آمدند.وسرویس (ماشین خط"اصقول وگز همیشه مشترک بوده است.

چند عکس از روستای گز به نقل از وبلاگ روستای گز به ادرس:http://gazvillage.persianblog.ir/روستای گز

مزارع کاله اصقولی در گز

نمایی از روستای گز وکشمان روستا

روز عاشورا در روستای گز