درخواست از یک دوست

از سرور محترمی که به نام "اا"پیام می گذارند خواهشمندم خودشان را معرفی کنند.چون سال ۴۸ که در اصقول بوده اند من هنوز به دنیا نیامده بودم.حداقل چند نشانی از خود بدهند.ممنون می شوم.شدیدا مشتاق شناسایی ایشان هستم.چون هر چه فکر کردم کسی را که مخفف نام وفامیلشان "اا"باشد به یاد نیاوردم.

مزار اصقول

 مزار اصقول

در شمال روستای اصقول ودر مسیر مزارع معروف به کشمان بالا محلی به نام مزار اصقول وجود دارد.قبل از سال 61 بنای خشتی در محل وجود داشت وبعد تجدید بنا گردید.در داخل مزار که در دامنه کوه قرار دارد سنگ بزرگی است که شکافی در آن وجود دارد.در کنار مزار درخت انجیر کوهی وجود دارد.در فاصله حدود 50 متری مزار به سمت شمال هم یک درخت انجیر کوهی موجود می باشد.روی سنگهای داخل مزار کلماتی که "یا علی "می باشد حکاکی شده است .ومردم به آن "سنگهای نوشته "ودر اصطلاح محلی "سنگون نوشته"می گویند.در بین مردم این مکان به قدمگاه امام علی (ع) مشهور است.در برخی از نقاط کشور هم محل هایی به نام قدمگاه امام علی یا حضرت ابوالفضل وجود دارد. .نگارنده کرامت خاصی هم از این مزار نشنیده است.

واقعيت تاريخي اين است كه اميرمومنان، علي عليه السلام هرگز به داخل سرزمين ايران سفر نكردند. اما در جاي جاي ايران، بسيار چشمه ها و قدمگاه ها و سنگ ها و كوه ها و درختان، همه با نام مقدس علي تقدس يافته اند و نظر كرده شده اند. در پژوهش هايي كه پژوهشگران مردم شناس سازمان ميراث فرهنگي در مناطق گوناگون كشور انجام دادند، بيش از 270 مكان نظر كرده كه نام مبارك علي را برخود دارند شناسايي كرده اند. و البته هنوز دامنه تحقيق را به همه گوشه و كنار سرزمين ايران نكشانده اند و همچنين از ساير سرزمين هاي حوزه فرهنگ ايراني در خارج از مرزهاي سياسي ايران امروز، اطلاعي در دست نداريم

 

اصقول ما ودور دنیا

عمیق ترین گودال جهان که در کشور روسیه واقع است .ومشابه آن در قسمت شمال غرب اصقول واقع است.

از دیروز تا امروز

در اصقول درب های منزل زیادی وجوددارند که در طول سال بسته است وشاید ۳تا ۵بار در طول سال باز شوند.

یاد گذشته

یکی از افرادی که بیش از ۱۵ سال از مرگش می گذرد محمد علی فرزند برات الله مشهور به"محمد علی برات الله "است.که قدی بلند وهیکلی تنومند داشت.اغلب سر گذر می نشت یادراز می کشید.در زمستان وتابستان کت بلندی می پوشید.واغلب عصایی در دست می گرفت.واز محل کمکهای مردم زندگی می کرد.وقتی با او هم صحبت می شدی بر خلاف ظاهرش دل پر دردی داشت.یک بار من هم شاهد بودم در خصوص جوانی خود تعریف می کرد که "در جوانی به سربازی رفتم وبا لباس سربازی من را خیلی تحویل می گرفتند.وقتی وارد مجلس روضه می شدم مردم می گفتند "سرباز بفرما بالا".ودر جوانی ازدواج کردم وزنم  در صحرا مرد."وقتی در مورد زنش تعریف می کرد شروع به گریه نمود.که چند نفر که شاهد صحبتهای او بودیم تحت تاثیر قرار گرفتیم.اگر چه برخی افراد یک نفر دیگر که اتفاقا هم نامش هم بود بر علیه اوتحریک می کردند ولی محمد علی برات الله عکس العملی نشان نمی داد.

 

ما ,جمعه ومهدی

شهادت صادق آل عبا علیه السلام

فرا رسیدن سالروز شهادت امام جعفر صادق علیه السلام بر شیعیان جهان مخصوصا هم ولایتی های عزیز تسلییت باد.عکس بالا قدیمی می باشد.در حال حاضر سعودی ها مانع نزدیک شدن زایرین به قبور متبرک ائمه بقیع می شوند.عکس زیر در خرداد ماه امسال بوسیله نگارنده در قبرستان بقیع برداشته شده است.

امام صادق(ع):

مایه ی زینت ما باشید، نه مایه عیب ما

با مردم نیکو سخن بگویید و زبان خود را نگاه دارید

و آن را از حرف های بیهوده و سخنان زشت باز دارید

خدایا بحق امام صادق (ع)، ایمان عارفانه و عمل صادقانه به همه ما عنایت بفرما/ آمین

 

زیارتگاههای اطراف اصقول

مزار بی بی زینب دختر گرانقدر امام موسی ابن حعفر در قریه متبرکه کاهین فاصله از اصقول حدود۴۵کیلومتر از جاده اسفالته وحدود ۱۵کیلومتر از راه مالرو

مزارآقا سید علی در حاشیه جاده بیرجند -زاهدان وفاصله حدود ۷۰کیلومتری اصقول

نسل ها

هر فرد در عمرش حداقل پنج نسل را به یاد دارد.افراد در حد۶۰تا ۷۰ سال در اصقول مرحوم سید ابوطالب را هم به خاطر دارند.

اصقول وتوابع ان

نقشه اصقول ومناطق اطراف  وراههای اصلی وفرعی.

یاد باد ان روزگاران یاد باد

ولی الان......................

کوکب خانم مایکروفر دارد وغذا از بیرون سفارش می دهد.وعباس فست فود دوست دارد.

کوکب خانم حوصله مهمان ندارد.

سفری به گذشته

مسیر مقابل خیاطی آقای سید محمد علی سجادی تا درخت شاه توت حدود ۲۰سال قبل:

ست راست مسیر باغ حسن عباس است که چند درخت توت تناور دارد.سمت چپ هم منزل آقای سجادی وبعد هم باغ معروف به کندالی که پشت ان گودال بزرگی است.بعد هم درخت بیدانه توت که میوه توت ان در روستای اصقول نوبر است.بعداز عبور از رودخانه سمت راست باغ آقای حسینی مقدم است که دارای دیوار های بلند سنگی است.در قسمت غرب باغ وپای دیوار محل نشستن وصحبت اهالی از صبح تا ظهر مخصوصا فصل تابستان است.در قسمت جنوبی دیوار هم سالها غلور نذری پخته می شد.قسمت شمالی کوچه جنب باغ اقای حسینی مقدم فاقد دیوار وچند درخت توت وزرد الو است.مظهر قنات یا به قول اصقولی ها "دهن قنات" حدود ۳متر پایین تر از کوچه می باشد که با شیب نسبتا تندی به مظهر قنات می رسیم.آب قنات حدود ۲متر در باغ اقای حسینی مقدم قرار دارد وبعدوارد جوی شنی می شود.ماهی های زیادی در قنات وجود دارند.جوی اب حدود ۴متر بعد وارد قسمت عمیق می شود.که کف ان مملو از خزه یا به قول محلی"لوش"می باشد.حدود ۱۵ متر جلوتر به "سر سه برقی "معروف است که جوی انتقال اب به کشمان معروف به باغ جدا می شود.باغ سمت چپ جو فاقد دیوار ومحل عبور اهالی است ودر انتهای ان در خت شاه توت تناوری قرار دارد که در تابستان میعاد گاه کودکان و جوانان اصقول بود.اثر شاه توت چندین روز روی دستان افراد باقی می ماند.سمت چپ کوچه با لای قنات به دوباغ بزرگ محدود است که از آب قنات بالای اصقول سیراب می شوند.وپشت باغ در قسمت شرق به "آغل لخوربورگ"معروف است .در اصقول به سوسمار "لخوبورگ"گفته می شود.همچنین قلعه میران در سمت شرق قنات قرار دارد.میران اصقول از قبیله خزاعه حجاز می باشند.که بعداز فتح ایران بوسیله اعراب به مناطقی از قهستان از جمله منطقه خضری عربخانه وبیرجند امدند.خاندان خزیمه وعلم وشیبانی در بیرجند وسالاری وبنی اسدی در نیمبلوک از این اعراب می باشند.

اصقول زیبای ما6

استمداد از هم ولایتی ها

از هم ولایتی های محترم مخصوصا دانش آموزان دهه ۴۰دبستان اصقول برای شناسایی نویسنده پیام ذیل(ا.ا) در خواست کمک دارم:

"یاد اقای جوانمرد اولین مدیر اموزش پرورش بخیرکه تمام بجه ها در یک کلاس درس میخواندند و از روستاهای اطراف به ان خانه گلی میامدندوهمه روی زمین مینشستند به جز بچه های اقای مدیر که روی یک صندلی قدیم مینشستند عید که میشد هر کس به بضاعتی که داشت جند عدد تخم مرغ و........ برای اقای جوانمرد عیدی میاورد کتکهاش هم که زبانزد عام خاص بود.من یک فامیل دور شما هستم اتفاقی این وبلاگو دیدم شباهت شما به پدر مرحومتان رفته اگر حدس زدید من کی هستم جایزه دارید یک نشانی من فقط یکسال در اصقول درس خوانده ام1348 قربان شما موفق باشید بازم به شما سر میزنم بدرود"

قدم نور رسیده مبارک

 

قدم نو رسیده ها در ۶ماهه اول سال ۸۸ بر خانواده های محترم اصقولی مبارک.

قدم مبارک:

۱-ستایش

۲-یکتا

۳-عرفان

۴-امیر حسین

۵-سید ابوالفضل

۶-فاطمه

۷-.......

۸.........

مبارک.

احتمالا چند نفر جا افتاده اند که خواهند بخشید.

"سید ابوالفضل"

 

واما یک خبر در همین خصوص:

فاطمه و ابوالفضل 'محبوب ترین' اسم ها در ایران  

[1388/07/13 - 09:26 ]


این سومین سالی است که ابوالفضل و فاطمه در صدر فهرست نام هایی قرار می گیرد که خانواده ها برای نامگذاری فرزندان خود از آن استفاده می کنند. ...


 در سه سال گذشته نام های فاطمه و ابوالفضل در صدر انتخاب خانواده های ایرانی قرار داشته است

سازمان ثبت احوال ایران اعلام کرده که فاطمه و ابوالفضل در صدر فهرست نام هایی قرار دارند که خانواده های ایرانی برای فرزندان خود انتخاب می کنند.

ابراهیم رشیدی مدیر کل دفتر آمار جمعیتی سازمان ثبت احوال به ایرنا گفته است که به ترتیب اسامی فاطمه، زهرا، زینب، هستی و مبینا پنج نام برتری است که خانواده های ایرانی در سال گذشته برای فرزندان دختر انتخاب کرده اند.

بنا به گفته آقای رشیدی، در بین اسامی پسران نیز به ترتیب ابوالفضل، امیر حسین، علی، امیر مهدی و مهدی بیشترین فراوانی را دارد و بیشتر خانواده های ایرانی از این پنج اسم برای فرزندان پسر استفاده کرده اند.

این سومین سالی است که ابوالفضل و فاطمه در صدر فهرست نام هایی قرار می گیرد که خانواده ها برای نامگذاری فرزندان خود از آن استفاده می کنند.

طبق آمارهایی که سازمان ثبت احوال از سالهای 1380 تا 1385 منتشر کرده همواره اسامی فاطمه و زهرا در صدر فهرست انتخاب خانواده های ایرانی برای نامگذاری دختران قرار داشته اما در میان اسامی پسران همواره تغییراتی وجود داشته است

معضل انتخاب اسم

انتخاب اسامی برای فرزندان در سالیان اخیر همواره محل بحث بوده و ادارات ثبت احوال از ثبت برخی اسامی خودداری و مردم را به گزینش نام های مذهبی تشویق می کنند.

در ادارات ثبت احوال لیستی از "نام های ایرانی و اسلامی" وجود دارد و به خانواده ها توصیه می شود که از میان آنها برای فرزندان خود اسم انتخاب کنند هر چند سازمان ثبت احوال می گوید که ایرانیان ملزم نیستند که از میان نام های موجود در ادارات ثبت احوال برای فرزندانشان اسم انتخاب کنند.

سازمان ثبت احوال معتقد است که در برخی مواقع والدین نام های نامانوس برای فرزندانشان انتخاب می کنند و این سازمان برای حفظ کرامت افراد و دسترسی آسان به نام های رایج لیستی را در ادارات ثبت احوال گذاشته است تا والدین در صورت سردرگمی در انتخاب نام فرزند، از میان نام های موجود یکی را انتخاب کنند.

از نظر سازمان ثبت احوال، انتخاب نام هایی که "موجب هتک حیثیت مقدسات اسلامی" می شود و انتخاب "عناوین، القاب و نام های زننده مستهجن یا نامتناسب با جنس" ممنوع است.

اسامی مانند "ملک الدوله، خان، شوکت الملک و سطانعلی" ممنوع است و استفاده از نام ماشاء الله برای زنان و انتخاب اشرف و اکرم برای مردان ممنوع است.

یاد مهر ودبستان اصقول

اولیـــن روز دبستــــان

اولین روز دبستان بازگرد
کودکیها شاد و خندان بازگرد

بازگرد ای خاطرات کودکی
بر سوار اسب های چوبکی

خاطرات کودکی زیبا ترند
یادگاران کهن مانا ترند

درسهای سال اول ساده بود
آب را بابا به سارا داده بود

درس پند آموز روباه و خروس
روبه مکار و دزد چاپلوس

کاکلی گنجشککی باهوش بود
فیل نادانی برایش موش بود

روز مهمانی کوکب خانم است
سفره پر از بوی نان گندم است

با وجود سوز و سرمای شدید
ریز علی پیراهن از تن می درید

تا درون نیمکت جا می شدیم
ما پر از تصمیم کبرا می شدیم

پاک کن هایی ز پاکی داشتیم
یک تراش سرخ لاکی داشتیم

کیفمان چفتی به رنگ زرد داشت
دوشمان از حلقه هایش درد داشت

گرمی دستانمان از آه بود
برگ دفترهامان به رنگ کاه بود

مانده در گوشم صدایی چون تگرگ
خش خش جاروی بابا روی برگ

همکلاسی های من یادم کنید
باز هم در کوچه فریادم کنید

همکلاسی های درس و رنج و کار
بچه های جامه های وصله دار

کاش هرگز زنگ تفریحی نبود
جمع بودن بود و تفریقی نبود

کاش می شد باز کوچک میشدیم
لااقل یک روز کودک میشدیم

یاد آن آموزگار ساده پوش
یاد آن گچها که بودش روی دوش

ای معلم نام و هم یادت به خیر
یاد درس آب و بابایت به خیر

ای دبستانی ترین احساس من
باز گرد این مشق ها را خط بزن

شعر از : محمد علی حریری جهرمی

مکافات عمل

زندگى كردن مثل دوچرخه سوارى است. آدم نمى افتد، مگر اين كه دست از ركاب زدن بردارد.

اوايل، خداوند را فقط يك ناظر مى ديدم، چيزى شبيه قاضى دادگاه كه همه عيب و ايرادهايم را ثبت مي‌كند تا بعداً تك تك آنها را به‌رخم بكشد.

به اين ترتيب، خداوند مى خواست به من بفهماند كه من لايق بهشت رفتن هستم يا سزاوار جهنم. او هميشه حضور داشت، ولى نه مثل يك خدا كه مثل مأموران دولتى.

ولى بعدها، اين قدرت متعال را بهتر شناختم و آن هم موقعى بود كه حس كردم زندگى كردن مثل دوچرخه سوارى است، آن هم دوچرخه سوارى در يك جاده ناهموار!

اما خوبيش به اين بود كه خدا با من همراه بود و پشت سر من ركاب مى‌زد.

آن روزها كه من ركاب مى‌زدم و او كمكم مى‌كرد، تقريباً راه را مى‌دانستم، اما ركاب زدن دائمى، در جاده‌اى قابل پيش بينى كسلم مى‌كرد، چون هميشه كوتاه‌ترين فاصله‌ها را پيدا مى‌كردم.



يادم نمى‌آيد كى بود كه به من گفت جاهايمان را عوض كنيم، ولى هرچه بود از آن موقع به بعد، اوضاع مثل سابق نبود. خدا با من همراه بود و من پشت سراو ركاب مى‌زدم.


حالا ديگر زندگى كردن در كنار يك قدرت مطلق، هيجان عجيبى داشت.



او مسيرهاى دلپذير و ميانبرهاى اصلى را در كوه ها و لبه پرتگاه ها مى شناخت و از اين گذشته مي‌توانست با حداكثر سرعت براند،

او مرا در جاده‌هاى خطرناك و صعب‌العبور، اما بسيار زيبا و با شكوه به پيش مى‌برد، و من غرق سعادت مى‌شدم.


گاهى نگران مى‌شدم و مى‌پرسيدم، «دارى منو كجا مى‌برى» او مى‌خنديد و جوابم را نمى‌داد و من حس مى‌كردم دارم كم كم به او اعتماد مى‌كنم.


بزودى زندگى كسالت بارم را فراموش كردم و وارد دنيايى پر از ماجراهاى رنگارنگ شدم. هنگامى كه مى‌‌گفتم، «دارم مى‌ترسم» بر مى‌گشت و دستم را مى‌گرفت.



او مرا به آدم‌هايى معرفى كرد كه هدايايى را به من مى‌دادند كه به آنها نياز داشتم.

هدايايى چون عشق، پذيرش، شفا و شادمانى. آنها به من توشه سفر مى‌دادند تا بتوانم به راهم ادامه بدهم. سفر ما؛ سفر من و خدا.

و ما باز رفتيم و رفتيم..



حالا هديه ها خيلى زياد شده بودند و خداوند گفت: «همه‌شان را ببخش. بار زيادى هستند. خيلى سنگين‌اند!»

و من همين كار را كردم و همه هدايا را به مردمى كه سر راهمان قرار مى‌گرفتند، دادم و متوجه شدم كه در بخشيدن است كه دريافت مى‌كنم. حالا ديگر بارمان سبك شده بود.

او همه رمز و راز هاى دوچرخه سوارى را بلد بود.


او مى‌دانست چطور از پيچ‌هاى خطرناك بگذرد، از جاهاى مرتفع و پوشيده از صخره با دوچرخه بپرد و اگر لازم شد، پرواز كند..



من ياد گرفتم چشم‌هايم را ببندم و در عجيب‌ترين جاها، فقط شبيه به او ركاب بزنم..



اين طورى وقتى چشم‌هايم باز بودند از مناظر اطراف لذت مى‌بردم و وقتى چشم‌هايم را مى‌بستم، نسيم خنكى صورتم را نوازش مى‌داد.



هر وقت در زندگى احساس مى‌كنم كه ديگر نمى‌توانم ادامه بدهم، او لبخند مى‌زند و فقط مى‌گويد،



«ركاب بزن....

حرفه های قدیمی اصقول

یادی از حرفه های قدیم اصقول وصاحبان مشاغل از آقای علی کبر سجادی:

با سلام در باره مشاغل اصقول سالار عبدالله پدر خداداد سالار پیر مرد محاسن سفیدی بود که در دهه چهل حدودا نود سال سن داشت وکارش لبافی بود وهمیشه در داخل گوده میرزا قاسم محلی که فعلا منزل مرحوم سید محمد تقی طالبی آنجا واقع شده شال می بافت واز صبح تا شام صدای شانه اش بگوش می خورد ومردم هم دورش جمع می شدند. البته پری اسماعیل زن مرحوم غلام صحرا کار لبافی میکرد بیشتر در خانه اش ودر آن زمان شغل بود ودر تمام خانه ها شالیهای که الیافش از مو وپنبه ساخته میشد فرش میکردند ومحمد سالار پسر سالار محمد از سنگ هاونگ درست میکرد که در آن زمان ارزش داشت وبعدا به مقنی گری روی آورد که بیشتر چاه های فاضل آب بیرجند با دستان این مرد زحمت کش حفر گردیده است وچون سکته کرد بیشتر چاه های را که حفر می نمود با قطر زیاد حفاری میکرد که بتواند داخل چاه حرکت کند ومردم هم بیشتر از این کار راضی بودند چون چاه حجم زیادی داشت وبنفع کار فرما بود.علی عباس هم عمرش را در راه چوپانی گذراند بطوری که هیچ وقت احساس خستگی ننمود وبا تمام مردم با اخلاق ورفتار پسندیده برخورد می نمود وتمام گوسفندان را میشناخت وغروب که بزغاله های زاییده را می آورد براحتی از داخل توبره اش بزغاله هر کسی را تحویل میداد وانعامش را می گرفت ودر بین زارعین تعدادی قرآن خوان بوده اند از جمله ملا حسین وپسرش ملا محمد علی دشتبان ملا علی وپسرش ملا محمد معروف به آخوندکه موذن هم بوده اند وصدای بسیار رسایی داشته بطوری که در چشمه محمد هاشم که تعدادی در محله بوده اند صدای اذان وشب خوانی وی را می شنیده اند.محمد اصقولی معروف به محمد علی مدابسیار انسان شایسته وزحمت کش ومتدینی میباشد همچنین ملا عباس معروف به عباس محجوره قرآن خوان وسلمانی و ملاعباس فرزند حسن علی از این جمله هستند.

یاد گذشتگان

۱-مرحوم سید محمد علی موسوی:ایشان پای ثابت بساط چای در مسجد ودر ایام عزا بودند.مغازه ای هم داشتند که ما بادادن تخم مرغ مداد ودفتر می گرفتیم.

 ۲-مرحوم حسین علی پور معروف به "حسین علی"سالهای متمادی وظیفه گرم کردن حمام عمومی روستا را به عهده داشت.

۳-مرحوم سید محمد طالبی فرزند سید محمد باقر در ورود تکنولوژی جدید به روستا پیش قدم بود.آوردن تراکتور -اسیاب موتوری ومرغداری صنعتی از جمله اقدامات وی بود.

۴-مرحوم محمد علی پور معروف به "محمد اخوند"که عمری طولانی داشت وبه نوعی سلمانی روستا به شمار می رفت.در کار غسل اموات هم بود.

۵-مرحوم حاج سید ابوالفضل موسوی که دهها سال مشغول ذکر مصیبت اهل بیت بود وپدر تنها شهید روستا .

۶-مرحوم علی لطفی مشهور به "علی لطفعلی "پیرمردی روشن ضمیر بود.

۷-مرحوم محمد علی خزاعی از افراد با سواد روستا که در نوشتن اسناد مختلف مهارت داشت.

۸-مرحوم محمد دشتبان که سالها با یک دستگاه وانت پیکان کار جا به جایی مسافر ان را انجام می داد.

خواهش دوباره

از کلیه هم ولایتی های محترم تقاضا می شود در خصوص موارد ذیل اگر مطلبی دارند در قسمت نظرات درج فرمایند:

۱-افرادی در روستا هستند که اول نام پدرشان کلمه "ملا"ذکر می شود .مثل ملا حسین یا ملا علی .در شرح حال آنها اگر مطلبی دارند ذکر نمایند.

۲-قدیمی ترین بخش مسکونی روستای اصقول کدام قسمت می باشد؟.

۳-حرفه های قدیمی روستا وصاحبان مشاغل چه کسانی بوده اند؟

اصقول ودفاع مقدس

در طول ۸سال دفاع مقدس مردم اصقول هم مانند سایر مردم ایران زمین برای دفاع از کشور به جبهه ها شتافتند.در نوشته زیر یادی از ایثار گران اصقول می شود.

شهدا

۱-شهید سید جلیل موسوی جمعی ارتش جمهوری اسلامی

رزمندگان ارتشی :

۱-سید محمد تقی رحیمی

۲-سید محمد رضا طالبی

۳-سید محمد علی موسوی

۴-سید عبدالجواد رضوی

۵-محمد باقر مالداری

رزمندگان بسیجی:

۱-سید علی طالبی فرزند سید محمد

۲-مرحوم سید محسن سجادی

۳-سید محمد محمدی فرزند سید ابوالحسن

۴-سید رضا حسینی

۵-علی اصغر صحراگرد

۶-سید محمد علی سجادی

۷-سید محمد حسینی

رزمندگان جهادی

۱-حاج سید علی طالبی

۲-حاج سید حمید هاشمی

رزمندگان در خدمت سربازی

۱-محسن علیپور

احتمالا نام عزیزانی جا افتاده است که انشا الله با یاد اوری دوستان اصلاح خواهد شد.

اصلاحیه:

یکی از هم ولایتی ها اسامی ذیل را یاد اوری نموده اند با تشکر از ایشان .متن پیام ایشان به این شرح است:

با سلام
عزیزانی از قبیل اقای محمد محمدی سرباز ، رضا صحراکار سرباز ، محمد پردل سرباز ، حسین لطفی بسیجی جهادگر ، از قلم افتاده اند که جا دارد اصلاح نمائید با تشکر از وبلاگ خوبتان

مهر 56 ومهر 88

مهر ۸۸-بیرجند

سر :اصلاح

دفتر :فانتزی با تصویر مرد عنکبوتی

کیف :کوله پشتی خارجی

مدرسه :غیر انتفاعی

ایاب وذهاب :سرویس

کلاس :۲۰نفره

واما مهر ۵۶در اصقول .

سر :ماشین صفر

دفتر: کاهی

کیف: پارچه ای یا یک عدد نایلون

مدرسه :یک خانه قدیمی با حیاط خاکی

ایاب وذهاب :پیاده در گرما وسرما(البته مسیر کوتاه)

کلاس :پنج پایه با یک معلم که هم مدیر است هم معاون وهم دفتر دار

 

 

یاد باد ان روزگاران یاد باد

البته در زمان ما دارا وسارا همه کاره بودند.

هست زیبا هست زیبا..........................................................

برو شیر درنده باش ای دغل          مینداز خودرا چوروباه شل

تعطیلی دبستان اصقول در سال جدید

امشب صدای تیشه از بیستون نیاید              گویا به خواب شیرین فرهاد رفته باشد.

در حالی فردا زنگ شروع سال تحصیلی در سراسر کشور طنین اندار می شود.که در اصقول بعداز ۴۹ سال صدای زنگ دبستان به گوش نخواهد رسید .

دبستان اصقول که زمانی بیش از صد دانش آموز داشت به علت کم شدن تعداد دانش اموزان تعطیل شده است.

این دبستان تا دهه ۷۰بالای ۲۰نفر دانش اموز داشت ولی در سالهای اخیر تعداد شاگردان به حدود ۵نفر رسید.

کلاس دوم

شعر معروف روباه وزاغ که دانش اموزان دبستان اصقول با صدای بلند می خواندند وحتی پیرزنان روستا هم آنرا حفظ کرده بودند.

یاد مهر

در هر مهر ماه همه ما به یاد کلاس اول دبستان می افتیم.

صفحات اول فارسی اول دبستان در زمانی که من کلاس اول بودم.(سال ۱۳۵۶)

در سال ۱۳۳۹ که دبستان اصقول افتتاح شد این در س در کتاب فارسی بود.

 

جشن تولد

جشن تولد یک سالگی وبلاگ اصقول و۶سالگی احسان

عید فطر

عید صیام آمد و ماه صیام رفت
لطف تمام آمد و فیض تمام رفت

                                                   
شد عید فطر و لطف خدا باز تازه شد
                                                              گرد غم گناه ز جان عوام رفت


 

عید فطر بر شما مبارک باد.

وداع با رمضان

پیشاپیش با آروزی قبولی طاعات وعبادات شما فرارسیدن عید سعید فطر را تبریک می گویم.

شعر وداع با رمضان از علیرضا قزوه...........................

آمديم از سفر دور و دراز رمضان
پي نبرديم به زيبايي راز رمضان

هر چه جان بود سپرديم به آواز خدا
هر چه دل بود شكستيم به ساز رمضان

سر به آيينه «الغوث» زدم در شب قدر
آب شد زمزمه راز و نياز رمضان

ديدم اين «قدر» همان آينه «خلّصنا»ست
ديدم آيينه‌ام از سوز و گداز رمضان

بيش از اين ناز نخواهيم كشيد از دنيا
بعد از اين دست من و دامن ناز رمضان

نكند چشم ببندم به سحرهاي سلوك
نكند بسته شود ديده باز رمضان

صبح با باده شعبان و رجب آمده بود
آن كه ديروز مرا داد جواز رمضان

شام آخر شد و با گريه نشستم به وداع
خواب ديدم نرسيدم به نماز رمضان

در آستانه یک سالگی

وبلاگ اصقول" http://esghool.blogfa.com/در ۳۱ شهریور ماه امسال یک ساله می شود.

از کلیه هم ولایتی های محترم که در این یک سال همراه ما بودند تشکر وقدردانی می شود.

خواهشمند است برای بهتر شدن وبلاگ در سال دوم فعالیت نظرات خود را درج فرمایند.