شهید عزیز ما
امروز اول آبان ماه یادواره شهدای سادات بیرجند در محل مسجد امام حسین (ع) برگزار شد.یکی از شهدای سادات بیرجند شهید بزرگوار سید جلیل موسوی از روستای اصقول می باشد.یاد وخاطره آن شهید را با ذکر صلوات بر محمد وآل محمد گرامی میداریم.
امروز اول آبان ماه یادواره شهدای سادات بیرجند در محل مسجد امام حسین (ع) برگزار شد.یکی از شهدای سادات بیرجند شهید بزرگوار سید جلیل موسوی از روستای اصقول می باشد.یاد وخاطره آن شهید را با ذکر صلوات بر محمد وآل محمد گرامی میداریم.

عقد نامه بالا مربوط به سال ۱۲۸۲شمسی برابر با ۱۳۲۱ قمری می باشد.
زوج:آقا سید محمد علی فرزند مرحوم سید حسین فرزند میرزا قاسم اصقولی
زوجه:بی بی مرضیه بیگم فرزند مرحوم کربلایی سید عبدالجواد
مهریه:مبلغ ۵۱تومان به شرح ذیل:
۱-پنج فنجان آب از قریه کاهی ۲۰تومان
۲-پنج من مس ساخته شده ۲ تومان
۳-ده راس گوسفند ۶تومان
۴-فرش یک اطاق ۶تومان
۵-لباس زنانه ابریشمی و غیره ۴تومان
۶-رختخواب ۱تومان
۷-نقدی ۱۲ تومان
ظروف ونام محلی آنها در اصقول
1-قلیف:به قابلمه گفته می شود.
2-پاتیل:ظرف مسی به شکل کاسه بزرگ جهت پختن غذا روی آتش.
3-تاس:کاسه غذاخوری .
4-تجقن:ظرف بزرگ به حجم حدود 40تا 60لیتر .
5-مجمعه:سینی بزرگ.
6-شولگ:ظرف خمره مانند ساخته شده از ساقه نازک درخت بید.
7-تگیج:سینی بافته شده از شاخه نازک بید.
8-کالک بیز :زنبیل بزرگ بافته شده از ساقه نازک بید.
9-تاوه:سینی بزرگ مخصوص پختن نان کماچ.
10-چلیک:ظرف کوچک نگهداری نفت در حدود 2 تا 4 لیتری.
11-تاس حمام:ظرف کوچک کاسه مانند برای استفاده در حمام.
12-دوری:بشقاب غذاخوری.
13-آبخوری:لیوان.
14-دبه:ظرف درب دار مانند پارچ یا بطری امروزی.
15-شلغم شو:ظرف بزرگ برای شستن شلغم معمولا از ساقه درختان.
حدود پنجاه سال قبل سیل عظیمی در روستای اصقول به وقوع پیوست.این سیل که به علت وجود گل ولای زیاد به خشک رود معروف است باعث تخریب باغات ومزارع کشاورزی و مسدود شدن قنات روستا گردید.افرادی که شاهد این سیل بوده اند نقل می کنند که درختان تنومند مانند یک بوته روی آب شناور بودند.در رود خانه اصقول ارتفاع سیل بعد از دهها سال هنوز روی سنگهای حاشیه رودخانه مشخص است .در سال ۱۳۷۷ هم سیل عظیمی در روستا اتفاق افتاد.که آثار ان هنوز وجود دارد.واغلب باغات اسیب دیده هنوز احیا نشده اند.در این سال هم قنات روستا نزدیک به ده روز مسدود بود.
تصویر یک درخت کهنسال توت در حاشیه رودخانه رو ستا با تنه ای که درون آن خالی شده است.
اعتقادات عامیانه در اصقول
1-خارش کف پا نشان آمدن مسافر است.
2-ریختن آب روی گربه باعث بوجود آمدن زگیل روی دست می شود.
3-پریدن از روی فرد خوابیده بد شگون می باشد.
4-سوت زدن در شب باعث جمع شدن شیطان می شود.
5-زنی که تازه زایمان کرده را نباید تنها گذاشت چون اجنه به او آسیب می رسانند.
6-مار سفید خوش یمن می باشد.
7-اگر کسی ته ظرف سوخته کاچی را بخورد وقت دامادیش باران خواهد آمد.
8-ظرف آب را نباید در شب بدون سرپوش گذاشت چون شیطان از آن آب می خورد.
9-دوختن لباس در حالی که آنرا پوشیده ایم باعث غم می شود.
10-سرمه به چشم کشیدن در شب بدشگون می باشد.
اصقول سال 1357
1-روستا فاقد آب -برق –مخابرات –جاده شوسه-غسالخانه-می باشد.
2-سرویس رفت و آمد به شهر عبارت است از یک دستگاه تویوتا از روستای مجاور وجاده خاکی .
3-مدرسه روستا در یک خانه قدیمی که به عنوان حسینیه وقف شده است دایر است .یک معلم وپنج پایه تحصیلی دارد.
4-حمام روستا دارای خزینه است که آب قنات بعداز عبور از حدود 300متر کانال روباز وارد خزینه شده وبعد از ظهر با هیزم گرم می شود.
5-جمعییت روستا حداقل 500 نفر است که اکثرا کشاورز و دامدار هستند.
6-روستا فاقد غسالخانه است و اموات در کنار جوی آب عمومی وزدن چادر روی ان غسل داده می شوند.
7-نفت مورد نیاز اهالی از روستا مجاور تهیه می شود.
8-مردم در شب از چراغ فانوس و گرد سوز برای روشنایی استفاده می کنند.
9-هیچ وسیله نقلیه شخصی در روستا وجود ندارد.
10-روستا فاقد خانه بهداشت ومرکز بهداشتی درمانی است.
۱۱-روستا فاقد پوشش تلویزیونی میباشد.
اصقول سال 1387:
روستا دارای برق-آب آشامیدنی بهداشتی( لوله کشی)-تلفن خانگی-جاده آسفالته-حداقل 80وسیله نقلیه شخصی-مدرسه استاندارد-غسالخانه-مسجد تازه ساز-شعبه توزیع نفت-پوشش سه شبکه تلویزیون وخانه بهداشت می باشد.ولی متاسفانه جمعیت ساکن دایمی کمتر از 100 نفر می باشد.
این تصویر مظهر قنات روستای اصقول را نشان میدهد.میزان آبدهی قنات بر اثر خشکسالی به شدت کاهش پیدا کرده است.قبل از سال 79 که روستا فاقد شبکه آبرسانی بود اهالی آب شرب خود را از این قنات تامین می کردند.در فصل تابستان برای سرد بودن آب یا از سبوی سفالی استفاده می کردند یا روی ظروف پلاستیکی را با گونی می پوشاندند.بعد از ظهر قبل از غروب خورشید مظهر قنات خیلی شلوغ می شد.دهها نفر پیر و جوان سبو بر دست به اینجا مراجعه می کردند.با راه انداری شبکه آب امروزه دیگر از جنب وجوش سالهای گذشته تنها خاطره ای باقیمانده است.

بعد از 8سال خشکسالی متوالی وهمچنین بر اثر سیل ویرانگر سال 77 باغهای حاشیه رود خانه روستا نابود شده اند.واز درختان سر سبز جز تنهای خشکیده چیزی باقی نمانده است.


دو منظره از روستای اصقول در تاریخ 19/7/1387
چند اصطلاح محلی در روستای اصقول:
1-گومبی(gombi)=مشت
2-وادرزگیدن(vaderezgidan)=با ترس از خواب پریدن
3-واجومبیدن(vajombidan)=آب پارچه و لباس را با فشار دادن گرفتن
4-چاه جویی(ghahjoei)=لایروبی قنات
5-مه مو(maamo)=مامان(مادر)
۶-شاخ کردن(shakh kardan)=تنور را با چوب یا هیزم گرم کردن
7-بریم کردن(berim kardan)=پشم گوسفندان را چیدن
8-مشخوذمبه(mashkhozombah)=مدیون شدن
9-پوخ(pookh)=ذره کوچک کاه وغیره
10-نشونی(neshoni)=هدیه نامزدی
11-خول(khol)=سوراخ دودکش یا هواکش روی سقف
12-سیل کردن(sil kardan)=تماشا کردن
13-خش(khash)=مادر زن
14-خسر(khoser)=پدر زن
15-اشتو داشتن(eshto dashtan)=عجله داشتن
16-لته(lattah)=کهنه پارچه
17-بلگ(balg)=برگ
18-کرت(kort)=قطعه زمین مستطیل شکل
19-خود هم(khodham)=با هم (با یکدیگر)
20-رف(raf)=طاق کوچک یا برامدگی روی دیوار شبیه قرنیز
دامداری و کشاورزی شغل اصلی مردم اصقول می باشد.در زمان قدیم هر خانواده بین 50تا 100 راس گوسفند داشتند.روستا داری چوپان بود که در بهار و تابستان و پاییز دامهای روستا را به چرا می بردومعمولا در فصل بهار و تابستان دامها شبانه روزی در صحرا بودند وظهر برای خوردن آب و دوشیدن شیر به محلی در شمال رو ستا می آمدند.در سالهای اخیر به علت مهاجرت وخشکسالی تعداد دامها کاهش یافته اند.وروستا فاقد چوپان بوده و خود اهالی در گروههای چند نفره نوبتی داها را به صحرا میبرند.
وقتی کسی در اصقول دار فانی را وداع می کنداهالی جهت تسلیت به منزل صاحبان عزا مراجعه کرده وبعد هم با شرکت کلیه اهالی مراسم تشیع وتدفین انجام می شود.وچند شب متوالی مراسم ختم قرآن برگزار میشود.صاحبان عزا تا چهلم هر روز بعد از ظهر سر قبر متوفی می روند.در سومین روز درگذشت متوفی مراسم ترحیم به صرف نهار با دعوت اهالی اصقول و روستاهای مجاور بر گزار می شود.
در اولین برات نان معروف به روغن جوشی تهیه و توزیع می شود.اولین عید قربان بعد از درگذشت افراد اهالی جلومنزلش تجمع کرده و جهت شادی روح او فاتحه می خوانند.روز عاشورا هم در مراسم علم گردانی یاد میت با قرائت فاتحه گرامی داشته می شود.مراسم چهلم و سالگرد هم با برگزاری مراسم ختم قران گرامی داشته می شود.
اهالی اصقول در بعد از ظهر روز چهاردهم شعبان که به "برات" مشهور است سر قبر اموات خود حاضر شده و باتوزیع خرماو میوه و......یاد انها را گرامی می دارند.
در مناسبتهای مختلف از جمله ایام عاشورا و دهه آخر صفر وماه شعبان هم از طرف بازماندگان مراسم ختم قرآن برگزار می شود.
اللهم اغفر لنا و لوالدیناو لوالدین والدینا و جمیع المومنین و المسلمین....

حضور اهالی در قبرستان در عصر عاشورا سال۸۶

بهار

تابستان

پاییز

زمستان
عکس بالا در تاریخ12/7/1387 گرفته شده است.سردرب یکی از منازل روستا عکس امام خمینی (ره)در بهمن 1357 نصب شده است و هنوز بعد از گذشت نزدیک به سی سال در همان محل مشاهده می شود.

تصویر بالا حیاط یک منزل قدیمی را نشان میدهد.و درخت کهنسالی که زمانی شاخه های آن از ارتفاع ساختمان هم بیشتر بود.

یکی از مهمترین قسمتهای خانه های قدیمی روستای اصقول "انبار "خانه می باشد.در انبار سیلوهایی از گل و به شکل استوانه می ساختند وگندم مصرفی خانوار را در آن ذخیره می کردند.در قسمت پایین آن محلی جهت تخلیه غلات وجود دارد.این سیلوها در زبان محلی "کندوک"نامیده می شود.

تصویر بالا یک عدد صندوق قدیمی را در اصقول نشان می دهد.این صندوق ها یکی از مهمترین اقلام جهیزیه دختران روستا بوده است.از این صندوق ها جهت نگهداری نان وهمچنین نگهداری مواد غذایی والبسه وپارچه استفاده می شود.این صندوق ها از جنس چوب به شکل مکعب مستطیل ساخته شده ودارای چهار پایه می باشد.وروی آن نقاشی می شود.

تصویر بالا وسیله ای به نام "چک" در زبان محلی می باشد.و کاربرد آن در جداکردن دانه از کاه در خرمن می باشد.به این صورت که مخلوط غله و کاه رابوسیله آن به هوا پرتاب می کردند و بر اثر وزش باد دانه از کاه جدا می شود.این وسیله از چوب ساخته شده وشاخه هایش با نوار های از پوست دباغی شده گوسفند محکم می شدند.
ضرب المثل معروفی است که می گوید"آفتابه لگن هفت دست نهار وشام هیچی".در زمانهای قدیم که روستا فاقد آب لوله کشی بودبرای شستن دست مهمانان از آفتابه ولگن استفاده می شد.صاحب خانه یا خدمتکارش آفتابه و لگن را همراه حوله نزد مهمان می آوردند و او قبل از صرف غذا دستش را می شست.ضمنا درآن زمان معمولا غذا را با دست می خوردند.به هر حال الان از این آفتابه و لگن ها تنها ضرب المثلش مانده است.
اکنون بسیاری از مادران تنها زندگی می کنند.چراکه فرزندان آنها در شهر هستندودر این زندگی ماشینی چه بسا هرچند ماه هم نمی توانند به دیدن مادرانشان بروند.
تقدیم به همه مادران روستا:
کودکی که آماده تولد بود، نزد خدا رفت و از او پرسید:«میگویند فردا شما مرا به زمین میفرستید، اما من به این کوچکی و بدون هیچ کمکی چگونه میتوانم برای زندگی به آنجا بروم؟»
خداوند پاسخ داد: « از میان تعداد بسیاری از فرشتگان، من یکی را برای تو در نظر گرفتهام. او از تو نگهداری خواهد کرد.»اما کودک هنوز مطمئن نبود که می خواهد برود یا نه :«اما اینجا در بهشت، من هیچ کار جز خندین و آواز خواندن ندارم و اینها برای شادی من کافی هستند.»
خداوند لبخند زد «فرشته تو برایت آواز میخواند، و هر روز به تو لبخند خواهد زد . تو عشق او را احساس خواهی کرد و شاد خواهی بود.» کودک ادامه داد: «من چطور می توانم بفهمم مردم چه می گویند وقتی زبان آنها را نمی دانم؟»
خداوند او را نوازش کرد و گفت: «فرشته تو ، زیباترین و شیرین ترین واژههایی را که ممکن است بشنوی در گوش تو زمزمه خواهد کرد و با دقت و صبوری به تو یاد خواهد داد که چگونه صحبت کنی.» کودک با ناراحتی گفت: «وقتی میخواهم با شما صحبت کنم ، چه کنم؟»
اما خدا برای این سئوال هم پاسخی داشت: «فرشتهات، دستهایت را درکنار هم قرار خواهد داد و به تو یاد میدهد که چگونه دعاکنی.» کودک سرش رابرگرداند وپرسید: «شنیدهام که در زمین انسانهای بدی هم زندگی میکنند. چه کسی از من محافظت خواهد کرد؟ » - «فرشتهات از تو محافظت خواهد کرد، حتی به قیمت جانش تمام شود.» کودک با نگرانی ادامه داد: «اما من همیشه به این دلیل که دیگر نمیتوانم شما راببینم ، ناراحت خواهم بود.» خدواند لبخند زد و گفت: «فرشتهات همیشه درباره من با تو صحبت خواهدکرد و به تو راه بازگشت نزد من را خواهد آموخت، گر چه من همیشه درکنار تو خواهم بود.» در آن هنگام بهشت آرام بود اما صداهایی از زمین شنیده میشد.
کودک میدانست که باید به زودی سفرش را آغاز کند. او به آرامی یک سئوال دیگر از خداوند پرسید: «خدایا ! اگر من باید همین حالا بروم لطفاً نام فرشتهام را به من بگویید.» خداوند شانه او را نوازش کرد و پاسخ داد: «نام فرشتهات اهمیتی ندارد. به راحتی می توانی او را مادر صدا کنی .»
در روستای اصقول دوبیتی های وجود دارد که سراینده آنها مشخص نیست و سینه به سینه منتقل شده است .ودر مراسم شادی خوانده شده یا بوسیله افراد در مناسبتهای مختلف از جمله غریبی وفراق دوستان ودرگذشت عزیزان زمزمه می شود.
انتظار:
سر کوه بلند تاکی نشینم
که لاله سر زنه گل ره بچینم
گل سرخ و سفید بر هم تنیدند
مو حیرانم کدو گل ره بچینم
سفر:
شب شنبه ز اصقول بار کردم
چه بد کردم که پشت بر یار کردم
رسیدم بر سر آب سپاهان
نشستم گریه بسیار کردم
عاشقانه:
الا دختر تورا میخوام که میگی
چرا به مادر پیرت نمی گی
مو که به قوم وخویشای خو گفتام
چرا به قوم و خویشونت نمی گی
فراق دوست:
از اینجا تا به بیرجند لاله کاشتم
میون لاله ها سیبی گذاشتم
ببر سیب رو به دست دلبر مو
که درد دل خور رویش نوشتم
علاوه بر خانه ها وباغات قدیمی و همچنین وجود سه قنات که به قنات ثلاثه اصقول مشهور هستند در بسیاری از خانه ها وسایل قدیمی جالبی به چشم می خورد.از جمله:
۱-ظروف مسی قدیمی از دیگ های بزرگ تا وسایل غذاخوری.
۲-سماورهای برنجی آتشی یا ذغالی ساخت روسیه.
۳-چراغ های روغن سوز .
۴-خمره های سفالی کوچک وبزرگ.
۵-آفتابه ولگن مسی برای شستن دست مهمانان قبل از صرف غذا.
۶-وسایل نخ ریسی-پنبه پاک کنی-بافت پارچه.
۷-وسایل وادوات کشاورزی برای شخم زدن-کاشت و داشت وبرداشت محصول.
در تصویر ذیل یکعدد سماور برنجی ذغالی به یادگار مانده از گذشتگان دیده میشود.





انواع نان پخته شده در اصقول به شرح ذیل می باشد
۱-نان معمولی-این نان در تنور ی که بوسیله چوب یا هیزم گرم می شود پخته می شود.و گاهی به خمیر آن روغن و زرد چوبه اضافه می کنند.
۲-نان کماچ-این نان روی تابه وبه ضخامت۲تا۳سانتیمتر پخته می شود.تابه را روی آتش داغ می کنندو خمیر را روی آن پهن می کنند.برای پختن قسمت بالای نان روی آن ذغال می ریزند.
۳-نا ن کلمبه یا قلیف:خمیر را با روغن و زرد چوبه وگاهی زعفران مخلوط کرده و داخل قابلمه ودر چند تیکه ریخته و روی آتش می پزند.برای پختن قسمت بالای آن روی درب قابلمه ذغال می ریزند.
۴-نان چلبکی یا روغن جوشی-برای پختن این نان در ظرف بزرگی به نام"تجقن"روغن حیوانی ریخته وخمیر را با قطر ۱۵تا ۲۰سانتیمتر داخل روغن می پزند.این نان معمولا در اولین برات(۱۵شعبان)درگذشت اموات پخته و بین مردم توزیع می کنند.
۵-نان پتیر-این نان همانند کماچ پخته می شود ولی خمیر را بدون تخمیر ویا به اصطلاح محلی ترش شدن روی تابه می پزند.به علت سرعت پخت در سفر وهمچنین بوسیله چوپانان بیشتر پخته می شود.
تصویر بالا کوههای سمت شرق روستا را نشان میدهد.تپه جلویی در بین اهالی به"قلعه میران"مشهور است.قسمت بالای تپه هموار شده است ومشرف به مزارع شمالی وجنوبی روستا می باشد.از قلعه مذکور تنها نامی به جا مانده است.در سیل سال ۱۳۷۷ بخش اعظم باغات روستا در حاشیه رودخانه تخریب شد.

در شمال روستا به فاصله یک کیلومتری محلی به نام "آب رزان "وجود دارد.در سالهای قبل از ۱۳۵۰ یکی از زیباترین و سرسبزترین باغات روستا و مرکز تولید انگور بوده است.در فصل برداشت انگور مالکین حدود یک ماه مشغول تهیه "شیره انگور " بوده اند و انها را در خمره های بزرگ نگهداری می کردند.متاسفانه در سالهای اخیر به علت خشکسالی از یک طرف و انتقال آب قنات بالا دست بوسیله لوله اکثر درختان خشک شده اند.

در زمانهای قدیم مردم جهت آرد کردن گندم از آسیاب آبی استفاده می کردند که بقایای ان در روستا وجود دارد.عکس فوق آسیا روستا را نشان می دهد که حدود ۴۵ سال قبل راه اندازی شده است و تا چند سال پیش فعال بود .و بعد از توزیع آرد بین روستاییان تعطیل شده است.مالکین اولیه آسیا سه نفر بودند که هر سه به رحمت ایزدی پیوسته اند.حدود ۲۰سال پیش کمتر روزی بود که اسیا تعطیل باشد.

در فاصله ۴ کیلومتری شمال روستا ودر بین کوههای سر به فلک کشیده سنگ بزرگی وجود دارد که از دل ان آب سرد و گوارایی خارج می شود و بین اهالی به "سنگ آب"مشهور است.بر اثر خشکسالی آب ان خیلی کم شده است و از طریق لوله به طرف روستا هدایت میشود.آب آشامیدنی روستا هم از چشمه های اطراف همین سنگ تامین می شود.و چیزی از آب معدنی های موجود در بازار کم ندارد.
این تصویر ورودی یک خانه قدیمی را نشان می دهد.در ورودی معمولا یک دالان وجود دارد.ودر برخی خانه سکویی در کنار در وجود دارد .وقتی برای یک نفر در اولین عید قربان بعد از فوتش قربانی می کنند مقداری از خون های قربانی را سردر خانه اش می ریزند.مثلث های قرمز رنگ مربوط به سمپاشی مالاریا در زمانهای گذشته می باشد.

بارش برف و چهره زمستانی اصقول مربوط به دی ماه ۱۳۸۶

سرما شدید زمستان و یخ زدن ناودان ها (دی ماه ۱۳۸۶)

درب ورودی یک خانه با دو کوبه سنگین و سبک
این درب در طول دهها سال شاهد هزاران ماجرا تلخ و شیرین بوده است.

در عکس بالا خرمن های روستا در فصل برداشت گندم در سمت چپ دیده می شود.
این منظره از قسمت شمال روستا گرفته شده است وکمر مشهور به پرس و خانه های اطراف آسیاب روستا در آن دیده می شود

تصویر شماره ۲:این تصویر مزار روستا را نشان میدهد.که در قسمت شمال روستا قرار دارد و مشهور به قدمگاه حضرت علی (ع) می باشد.دراخل مزار سنگی وجود دارد که در ان شکافی موجود است .این محل سند خاصی ندارد ولی مورد احترام اهالی می باشد.

تصویر شماره ۳:این تصویر مزارع جنوب شرق روستا را نشان میدهد.در بالای تپه سنگ بزرگی وجود دارد که در بین اهالی به "هاون خدا"مشهور است .با توجه به اینکه این سنگ عمود بر زمین می باشد هنگام ظهر سایه ان از بین می رود.ومردم در زمانهای قدیم که ساعت وجود نداشته ظهر را تشخیص می داده اند.
اولین معلم دبستان روستا مرحوم علی جوانمرد بوده و دانش آموزان از گز و بیدمشک هم در روستا درس میخواندند که اکثر دانش اموزان مدرسه بعدا خود معلم شدند.دبستان اصقول در سال ۱۳۳۹ تاسیس شد ه است.

نام روستا به دوصورت نوشته شده است.با قاف و با غین.اگر بخواهیم املا درست کلمه را بدانیم ابتدا باید ببینیم وجه تسمیه این نام چیست؟
در منطقه خراسان جنوبی روستا های زیادی هستند که هنوز علت نام گذاری ان معلوم نشده است .در عقد نامه و مکاتبات موجود که قدمت انها به بیش از صد سال می رسد نام روستا به هردو صورت نوشته شده است.برخی از بزرگان روستا از جمله مرحوم پدرنگارنده معتقد بودند نام روستا از قلل موجود در اطراف روستا که به "کمر قلا"-"کمر گز "و:کمر پرس" معروف هستند گرفته شده است .در این صورت نام روستا با حرف "قاف"صحیح می باشد.
از خوانندگان عزیز تقاضا دارم اگر نظری در این خصوص دارند اعلام تا در وبلاگ منتشر شود.
عصر روز اول نوازندگان ساز ودهل وارد روستا شده است وبا اجرای رقص عروسی شروع می شود.شب اول به حنابندان مشهور است .که دست وپا عروس و داماد را حنا می بندند و عروس را شب به حمام می برند.مراسم رقص تا پاسی از شب ادامه دارد.صبح روز بعد نیز از صبح تا ظهر رقص و آواز در میدان روستا تا باغات روستا انجام می شود . نهار مردم خانه پدر عروس دعوت هستندو با ابگوشت از آنها پذیرایی می شود.بعد از ظهر هدایا داماد را به خانه عروس می برند ولباسهای داماد و وسایل دیگر را از خانه عروس به حمام برده و داماد استحمام می کند. لباس های داماد را با سلا م وصلوات یکی از بزرگان فامیل به او می پوشاند وداماد با همه روبوسی می کند و با رقص و اواز به طرف خانه عروس حرکت می کنند.رو سر داماد نقل ونبات وگاهی سکه پول می ریزند.در خانه عروس داماد را روی تخت می گذارند و از مردم با شیرینی پذیرایی می کنند.شب مردم خانه داماد دعوت هستند و با چلو خورش قیمه پذیرایی می شوند. مراسم رقص تا نصف شب دوم که به عروس کشان معروف است ادامه دارد و نصف شب به خانه عروس می روند و عروس پشت سر داماد به طرف خانه داماد حرکت می کنند.در بین راه به صورت متناوب سلام وصلوات وخواندن شهر معروف "بلغ العلی بکماله....."ومحمد یا محمد یا محمد ......و رقص و اواز انجام می شود.معمولا جلو خانه داماد گوسفندی را قربانی می کنند.زنان همراه داماد وعروس به خانه داماد رفته و رقص و شادی زنانه برگزار می شود.و به هم عروس وداماد زندگی خود را آغاز می کنند.صبح روز بعد مردم برای تبریک به خانه داماد می روند.اخرین مرحله عروسی جهیز کشان است که جهیزیه عروس را به خانه داماد می برند.در ماه اول زندگی عروس و داماد از طرف اقوام و خویشان به نهار یا شام دعوت می شوند.
در حاشیه عروسی:
۱-رسم است داماد برای مادر زن ومادر بزرگ زن و خواهرزنان خود کفش هدیه ببرد.
۲-گاهی عروس از رفتن به داخل خانه داماد خوداری و پدر داماد و یاخودش هدیه ای به اومی دهند.
۳-صبح روز عروسی (روز دوم)داماد اصطلاحا به دستبوس پدر زنش می رود و هدیه می گیرد.
۴-در قدیم مهریه زنان علاوه بر وجه نقد وطلا شامل آب و زمین ِظروف مسی-قالی دستباف-گوسفند و گاو-هم بوده است .
۵-ساخت منزل جهت داماد بر عهده پدر داماد بوده و فرزند کوچکتر معمولا در منزل پدرش زندگی خود را آغاز می کند.
۶-هنگام ورود عروس به خانه بخت عروس و دامادفرزند کوچک یکی از اقوام را بغل کرده و داماد به او هدیه می دهد.
۷-رقص معمولا به صورت دسته جمعی و با حرکات موزون بر گزار می شود.
۸-در شب عروسی یک یا چند نفر "شب بازی "یا به اصطلاح امروزی تئاتر بازی می کنند.
