عید عاشقان

نور عترت آمد از آیینه ام

کیست در غار حرای سینه ام

رگ رگم پیغام احمد می دهد

سینه ام بوی محمد می دهد

میلاد پیامبر اکرم و امام صادق (ع) تهنیت باد

ای ششم پیشوای اهل ولا
خلق را رهبری به دین هدی
پای تا سر خدانمایی تو
هم ز سر تا بپای صدق و صفا

خرداد ۸۸-مدینه منوره


۱-در اصقول بیشترین نام پسران "محمد"می باشد که به تنهایی ویا همراه "علی-حسن-حسین-باقر-کاظم-رضا-تقی-ومهدی"می باشد.

۲-در هنگان بردن عروس به خانه داماد هم در بین راه اشعاری درنعت رسول گرامی اسلام خوانده می شود.ازجمله شعر بلغ العلی بکماله............

محمد یا محمد یا محمد                                محمد یا علی مولا محمد

۳-دعوت به فرستادن صلوات بر پیامبر در مراسم ومناسبت ها با جملات زیبا وآهنگین از جمله:

چشم پاک دل پاک کوری چشم هر نا پاک تا خطایی نرسد که بر محمد وآل پاک محمد بلند وبی حدو بی عدد صلوات....

کمال صدر وبدر سید کائنات خاصه وخلاصه موجودات شفیع روز عرصات احمد محمود ابوالقاسم محمد ومحمدیان را بلند وبی حدو بی عدد صلوات..................

ان کس که محمدی است اقاش علیست بر خواجه کائنات بی حد صلوات..............

بار الها نشود لال به هنگام ممات
                                         هر زبانی که فرستد به محمد صلوات

۴-خطبه طولانی در مراسم ختم قران با مضامین عالی در مدح پیامبر وائمه اطهار

اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم

 


مسئولین شهرستان سربیشه در اصقول

۱

مسئولین شهرستان در اصقول به نقل از سایت بخشداری مود

سند  قدیمی

 

سند قدیمی مربوط به سال ۱۳۲۱قمری (۱۱۳سال قبل)

 

اصقول قدیم

نمونه دعوت نامه مراسم پرسه در اصقول که برای اهالی روستاهای مجاور ارسال می شد.این دعوت نامه ها که به "عزا نامه"معروف بود به صورت دست نویس تهیه می شد وبا پیک به روستاهای مجاور ارسال می شد.

بر ضمیر منیر ملاطفت تخمیر یا بر ضمایر خطایر جناب مستطاب حضرت آقای ...........مخفی وپوشیده نماند که هر فردی از افراد بشر شربت ناگوار مرگ را به مضمون آیه شریفه کل نفس ذائقه الموت چشیدنی است.لذا در یوم ........مرحوم ..............در جواب منادی حصرت حق این دار فانی را وداع گفته وبه دیار باقی ارتحال نموده است.بقا عمر شریف باد.انالله وانا الیه راجعون.

خواهشمند است فردا یوم .........به یمن قدوم خود مفتخرمان فرمایند.

                         مهجوران...............................

عزانامه ارسالی جهت مدعوین روستای گیو همسایه جنوب غربی اصقول در سال۱۳۳۹

 

آغاز امامت پپشوای دوازدهم

آغاز امامت امام عصر(عج) بر تمامی شیعیان و منتظران حضرتش مبارک باد.

آغاز امامت امام زمان (ع) ، روز جمعه هشتم ماه ربيع الاول سال 265 ه. ق است ؛ يعني روز شهادت امام يازدهم (ع) آغاز امامت امام زمان (ع) است . جالب است بدانيم که ولادت امام زمان در روز جمعه بوده و اولين روز امامتش روز جمعه و نيز بنا بر نقلي که از نظر شيعه ، بسيار مشهور است ، ظهور امام هم روز جمعه است و همچنين يکي از اسامي آن حضرت نيز جمعه است .

به نماز صبح و شبت سلام! و به نور در نَسَبت سلام!

                                          و به خال کنج لبت سلام! که نشسته با چه ملاحتی

امام عصر(عج) فرمودند:

ملعون‌ است‌، ملعون‌ است‌ كسى‌ كه‌ نماز مغربش‌ را به‌ تأخیر بیندازد، تا زمانى‌ كه‌ ستارگان‌ آسمان‌ پدیدار شوند.(بحار الأنوار، ج‌ 52، ص‌ 15)

در سوگ خورشید یازدهم

شهادت جانسوز حضرت امام حسن عسکری (علیه السلام) را به همه پیروان و دوستداران آن حضرت و به خصوص به ساحت مقدس امام عصر (ارواحنا له الفدا) تسلیت و تعزیت می گوییم.

فرماندار در اصقول

دهگردشی فرماندار محترم سربیشه

عدم اجرا ی کامل طرح هادی .خشک شدن قنات هاونیاز به احیاء ولایروبی.نیاز به فضای جدید جهت ساخت وساز در روستاها.ایجاد بند خاکی جهت هدایت وذخیره آب های فصلی وبارندگی هاوعدم آنتن دهی مناسب تلفن همراه. وراه آنتنی،مشکل صادر نشدن سند برخی منازل.ازجمله مسائل ومشکلاتی بود که در ده گردشی با حضور  حسین پور فرماندارسربیشه به روستاهای کلاته سلیمان.گز .اصغول.استانست.فنودوعلی آبادفنود توسط اعضاء شورای اسلامی ودهیاران مطرح شد.

 فرماندار سربیشه با اشاره به این که با یکپارچه سازی اراضی ومدیریت آب های فعلی می توان وضعیت موجود را حفظ وبهبود بخشید ،نسبت به اختصاص کمک50میلیون ریال به مسجدروستای کلاته سلیمان قول مساعد داد .وی ازاعزام تیم کارشناسی جهت بررسی مسیر قنات روستاولوله گذاری ومرمت آن باهمکاری بسیج سازندگی وهمکاری مردم خبر داد.  وی در جمع مردم روستای گز از اتمام مطالعات ساخت بند خاکی خبر داد وخواستار ایجاد ضایع تبدیلی کشاورزی جهت بهره برداری حداکثری از محصولات وتولیدات کشاورزی شد.  فرماندار سربیشه :درجمع مردم روستای استانست هم با اشاره به این که 85/0هزینه احیاء قنات روستارا دولت پرداخت می کند .از اختصاص 20میلیون ریال وام بلاعوض جهت مددجویان کمیته امداد و5/12میلیون تومان تهسیلات کم بهره برای مقاوم سازی منازل روستایی خبر داد .

                                    نقل از سایت فرمانداری سربیشه

 

اقتصاد اصقول قدیم

در اصقول قدیم مردم به جز چند قلم کالای محدود وانگشت شمار سایر نیازمند یهای خود را در روستا تامین می کردند وخود کفا بودند.از جمله:

۱-نان-نان مورد نیاز خانواده های اصقولی در منزل آنها وبا استفاده از گندم تولیدی در روستا تهیه می شد.برای ارد کردن گندم از اسیا آبی استفاده می شد که اثاری از آنها در اصقول موجود می باشد.اولین اسیا موتوری به وسیله مرحوم حاج سید ابوالفضل موسوی راه اندازی شد.ودومین آسیا هم به صورت اشتراکی توسط مرحومین سید محمد طالبی-حاج سید محمد محمدی وسید ابوالحسن رحیمی شروع به کار کرد که تا زمان ارسال ارد یارانه ای به روستا دایر بود.

دختران روستا در سن کوچکی با طبخ نان آشنا می شدند وهنگام رفتن به خانه ی شوهر وظیفه تهیه نان را به عهده می گرفتند.در هر خانه یک تنور وجود داشت.هیزم مورد نیاز برای گرم کردن تنور از صحرا آورده می شد.معمولا در هر بار نان مورد نیاز برای یک هفته تا ده روز تهیه ودر صندوق چوبی نگهداری می شد.چون اغلب غذای مردم به صورتی بود که باید نان را در خورش ریز می کردند مانندقروت-ابگوشت-دوغ-آب ماست-قاتق عدس-کشک زرد-اشکنه و...خشک شدن نان مشکلی ایجاد نمی کرد.ودر صورت نیاز به نان نرم روی نان اب می پاشیدند تانرم شود.

۲-گوشت ومواد لبنی:با توجه به اینکه در تمامی خانه های اصقول گوسفندوگاو وجود داشت ودر ایامی تر سالی تعداد گوسفندان هر خانواده بیشتر از صد راس بودوبرای استفاده از مراتع دام ها را به ناحیه هردنگ می بردند.بنا براین گوشت -شیر -ماست -پنیر-کشک-کره(مسکه)-دوغ وقروت واز همه مهم تر روغن مورد نیاز خود را تهیه ومازاد آن را به فروش می رسانند.

۳-میوه:تقریبا تمام محصولات باغی مناطق سردسیر در اصقول وجود دارد.از جمله توت-زرد آلو-هلو-انجیر-انار-انگور-گردو-آلو-سیب-گلابی (امرود).وعلاوه بر خود روستای اصقول در مزارع آب رزان ونوکک وسنگ اسپی میوه های مختلف به عمل می اید.برای فصل سرما هم از میوه های خشک شده از جمله برگه زردآلو وهلو-عناب-انجیر خشک و......استفاده می شد.آب رزان مرکز تولید انگور بود وهر سال صد ها خمره شیره انگور تهیه وعلاوه بر فروش برای مصرف در طول سال استفاده می شد.برخی میوه ها مانند سیب وانار را در محل سرد نگهداری می کردند ودر زمستان ومخصوصا شب یلدا استفاده می کردند.کاشت صیفی جات از حمله خربزه وهندوانه به صورت آب ودیم هم رایج بود.در محل جویبار های اطراف روستا بند در ست می کردند ودر فصل بهار این بند ها از آّب باران پر می شدوخربزه وهندوانه در آنها می کاشتند. 

۴-حبوبات:حبوبات مورد نیاز از جمله عدس-نخود-لنگاش ولوبیا در روستا به دست می آمد.مخصوصا نخود وعدس که بیشترین استفاده را در تهیه دوغذای پرمصرف یعنی آبگوشت وقاتق عدس داشتند.از لنگاش هم لپه تهیه می کردند.

۵-برای دامداری نیاز به علوفه می باشد.در اصقول برای تعلیف دام ها چغندر-شلغم-یونجه(اسپس)کاشت می شد.کاه مورد نیاز هم بعداز خرمن کردن گندم ها به دست می آمد.در فصل سرد زمستان دام های سبک از شلغم ودام های سنگین از چغندر وکاه وبیده(یونجه خشک)استفاده می کردند.

۶-بافتن کرباس وپارچه هم در روستا ی اصقول انجام می شد.علاوه بر پشم گوسفندان وموی بزها که تبدیل به نخ می شد کاشت پنیه هم رواج داشت که بعداز حلاجی کردن پنبه وریسیدن آن نخ نهیه می کردندودر خود اصقول تبدیل به پارچه وفرش می شد.ورختخواب پشمی وپنبه ای هم تهیه می کردند.

کندو نگهداری غلات(منزل مرحوم خزاعی)

چرخ حلاجی برای جداکردن پنبه دانه(منرل مرحوم خزاعی)

خمره برای نگهداری شیره انگور(منزل مرحوم خزاعی)

صندوق نگهداری نان

بقایای دستگاه بافت پارچه(تون بافی)

 

مشاغل اصقول قدیم

با سلام در باره مشاغل اصقول سالار عبدالله پدر خداداد سالار پیر مرد محاسن سفیدی بود که در دهه چهل حدودا نود سال سن داشت وکارش لبافی بود وهمیشه در داخل گوده میرزا قاسم محلی که فعلا منزل مرحوم سید محمد تقی طالبی آنجا واقع شده شال می بافت واز صبح تا شام صدای شانه اش بگوش می خورد ومردم هم دورش جمع می شدند. البته پری اسماعیل زن مرحوم غلام صحرا کار لبافی میکرد بیشتر در خانه اش ودر آن زمان شغل بود ودر تمام خانه ها شالیهای که الیافش از مو وپنبه ساخته میشد فرش میکردند.

 محمد سالار پسر سالار محمد از سنگ هاونگ درست میکرد که در آن زمان ارزش داشت وبعدا به مقنی گری روی آورد که بیشتر چاه های فاضل آب بیرجند با دستان این مرد زحمت کش حفر گردیده است وچون سکته کرد بیشتر چاه های را که حفر می نمود با قطر زیاد حفاری میکرد که بتواند داخل چاه حرکت کند ومردم هم بیشتر از این کار راضی بودند چون چاه حجم زیادی داشت وبنفع کار فرما بود.

مرحوم علی عباس هم عمرش را در راه چوپانی گذراند بطوری که هیچ وقت احساس خستگی ننمود وبا تمام مردم با اخلاق ورفتار پسندیده برخورد می نمود وتمام گوسفندان را میشناخت وغروب که بزغاله های زاییده را می آورد براحتی از داخل توبره اش بزغاله هر کسی را تحویل میداد وانعامش را می گرفت .

ودر بین زارعین تعدادی قرآن خوان بوده اند از جمله ملا حسین وپسرش ملا محمد علی دشتبان ملا علی وپسرش ملا محمد معروف به آخوندکه موذن هم بوده اند وصدای بسیار رسایی داشته بطوری که در چشمه محمد هاشم که تعدادی در محله بوده اند صدای اذان وشب خوانی وی را می شنیده اند.

محمد اصقولی معروف به محمد علی مدابسیار انسان شایسته وزحمت کش ومتدینی میباشد همچنین ملا عباس معروف به عباس محجوره قرآن خوان وسلمانی و ملاعباس فرزند حسن علی از این جمله هستند.

در زمان قدیم برخی افراددر حرفه های ذیل مهارت داشتندوبه عنوان شغل دوم به آن مشغول بودند:

۱-بافنده کرباس

۲-لحاف دوز

۳-مقنی (چاهجو)

۴-چوپان

۵-خیاط

۶-پالان دوز

۷-استاکار (آهنگری و نجاری)

۸-خشت زن

۹-بنا

۱۰-قصاب

۱۱-آشپزمجالس

۱۲-لوطی(نوازنده دهل و ساز)

۱۳-سلمانی( دلاک)

۱۴-مرده شور

۱۵-کدخدا

۱۶-حمامی

۱۷-دشتبان

۱۸-معامله گر(تاجر)

 

روستای من

اینجا ده من است

زادگاه من،

البته برای دیدن شبهای مهتابی بی تابم،

برای دیدن آن آسمان سیاهی که پر از ستاره‌های سفید بود!

برای دیدن آن ماهی که دست مرا می‌گرفت و تا آسمان بالا می‌برد!

برای پیاده روی در شبهای ساکت ده دلم تنگ شده است!

این دلتنگی چه بود در وجود من کاشته شد؟

و آن دوست شبهای مهتابی!

و حقارت در مقابل شکوه کوهها،

شرشر جوی‌ها!

بوی علفهای بهار!

شبنم سحرگاهان!

...آه ! روستا چقدر زیباست!

همایش دهیاران

 

همایش دهیاران بخش مود در خصوص مشکلات بهسازی وساخت وساز در روستاها

پیام هم ولایتی

اول ربیع

نظر آیت الله خامنه ای درباره خرافات شب اول ربیع / وظیفه آقایان علما چیست؟
چند سالی است که در پایان ماه صفر مراسمی در برخی شهرها باب شده که در ظاهر مانند بسیاری از خرافات دیگر عملی نیکو وانمود می شود، اما هنگامی که در آن اندیشیده می شود نتیجه به آنجا می رسد که با خرافه و بدعتی دیگر مواجه هستیم.

این بدعت از آنجا آغاز می شود که در شب اول ماه ربیع الاول چند ساعتی قبل از نماز صبح روز اول این ماه، در هفت مسجد را می کوبند و با این کار پایان دو ماه عزاداری و آغاز ماه شادمانی حضرت زهرا(س) را اعلام می کنند و به این وسیله می خواهند از دستان حضرت زهرا (س) عیدی دریافت کنند و حاجات خود را برآورند.

در رابطه با شب اول ماه ربیع الاول در سال 1380 استفتایی از آیت الله خامنه ای صورت گرفته است. متن استفتای انجام شده این چنین است:

چند سالى است که در شب اول ماه ربیع الاول حرکتى در بعضى مساجد باب شده است بدین ترتیب که از حدود نیمه شب تا اذان صبح افرادى با در دست داشتن شمع پشت در مساجد مراجعه و با کوبیدن به در مساجد و خواندن اذکارى توسل جسته و حاجات خود را طلب مى‏نمایند، البته این عمل را تا هفت مسجد ادامه می دهند،

1- آیا چنین عملی مستند روایی دارد؟

2- آیا چنین عملی (که در حال گسترش می باشد) می تواند به عنوان یک حرکت شایسته مورد تأسی دیگران قرار گیرد؟

3- در صورتی که عمل فوق از جمله خرافات و یا خدای نکرده نوعی بدعت باشد وظیفه ما (ائمه جماعات و متدینین) در این خصوص چیست؟

نظر آیت الله خامنه ای:

بسمه تعالی.

عمل فوق الاشاره مستند روایی ندارد و شیوه قابل تأیید نیست. اگر چه اصل اذکار و ادعیه و طلب حاجات از خداوند متعال عمل پسندیده است، لیکن اشکال در شیوه عمل به نحو یاد شده است.

آقایان علماء اعلام - دامت افاضاتهم - و مومنین - ایدهم الله تعالی - با پند و اندرز و موعظه و نصیحت از رواج چنین رفتارهایی که چه بسا ممکن است منتهی به وهن مذهب گردد، جلوگیری نمایند.

والسلام/ سید علی خامنه ای.

قبله هشتم2

متن کتیبه سطح سنگ جدید مرقد امام رضا ( علیه السلام )

متن زیر بر سطح سنگ جدید مرقد امام رضا ( علیه السلام ) حک شده است :
«هذا هو المرقد الشریف للامام التقی النقی الصدیق الشهید ، وارث الانبیاء والمرسلین ، ثامن الائمه المعصومین من اهل بیت رسول رب العالمین ، حجه الله علی الخلق اجمعین ، سیدنا و مولانا ابی الحسن الرضا علی بن موسی بن جعفر بن محمد بن علی بن الحسین بن علی بن ابی طالب صلوات الله و سلامه علیهم اجمعین .
ولد بالمدینه فی الحادی عشر من ذی القعده عام 148 و استشهد بطوس فی آخر صفر سنه 203 من الهجره النبویه و قد جدّد هذا المضجع المطهر عام 1418 هـ .ق »

ترجمه متن کتیبه :
«این مرقد شریف امام پرهیزگار ، پاک ، راستگو ، شهید و وارث پیامبران و فرستادگان پروردگار ، هشتمین فرد از امامان معصوم اهل بیت پیامبر خدای جهانیان ، حجت خدا بر تمام موجودات عالم ، آقا و مولای ما ابوالحسن رضا ، علی بن موسی بن جعفر بن محمد بن علی بن الحسین بن علی بن ابی طالب ( علیه السلام ) ، که سلام و درود خداوند بر تمام آنان باد .
در روز 11 ذی العقده سال 148 هـ .ق در مدینه متولد و در آخر ماه صفر سال 203 از هجرت پیامبر ، در شهر توس شهید شد و این مرقد مطهر در سال 1418 هـ .ق بازسازی شد . »

و نیز دو بیت زیر از اشعاری که حضرت به قصیده دعبل ملحق فرموده‌ اند ، بر آن حک شده :

و قبر بطوس یا لها من مصیبه * الحت علی الاحشاء بالزّفرات الی الحشر حتی یبعث الله قائماً * یفرّجُ عنا الغمّ و الکربات
( قبری در طوس است ، چه عجب مصیبتی است ، مصیبت آن با ناله ‌‌های دردناک ، آتش حسرت را تا روز قیامت در درون می ‌افروزد تا اینکه خداوند قائمی را برانگیزد و اندوه و سختی‌‌ ها را از ما برطرف سازد . )

علاوه بر این ، آیاتی از کلام الله مجید نیز زینت ‌بخش سنگ شده است :
بالای سر مبارک : یا ایتها النفس المطمئنه ارجعی الی ربک راضیه مرضیه فادخلی فی عبادی و ادخلی جنتی
پیش روی مبارک : انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل بیت و یطهرکم تطهیراً
پشت سر مبارک : سلام علی آل یاسین انا کذالک نجزی المحسنین انه من عبادنا المؤمنین
پایین پای مبارک : یا ایها الذین آمنوا اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم

زیر خط ‌‌های کتیبه نوشته شده است :
سلام علی آل طه و یس * سلام علی آل خیر النبیین
سلام علی روضه حل فیها * امام یباهی به الملک و الدین

قبله هشتم

 

شهادت حضرت امام رضا علیه السلام تسلیت باد.

امروز که سر بر حرمت می آیم
انگار تمام عشق کامل شده است
ای ضامن آهو ! به غریبی سوگند
دل کندن از این ضریح مشکل شده است

 

زائري باراني ام آقا به دادم مي رسي ؟
بي پناهم ، خسته ام ، تنها ، به دادم مي رسي ؟
گر چه آهو نيستم اما پر از دلتنگيم
ضامن چشمان آهوها به دادم مي رسي ؟
من دخيل التماسم را به چشمت بسته ام
هشتمين دردانه زهرا به دادم مي رسي

 زیارت امام رضا علیه السلام از زیارت امام حسین علیه السلام بالاتر است، چرا که بسیاری از مسلمانان به زیارت امام حسین علیه السلام می‌روند. ولی فقط شیعیان اثنی عشری به زیارت حضرت امام رضا علیه‌السلام می‌آیند.(مرحوم ایت الله بهجت ره)

 

28صفر

 در روز بیست و هشتم صفر آخرین رسول حق مهر سکوت بر لب می نهد و جبرائیل در حریم ملکوت گوشه عزلت می گزیند چرا که اینک خاک پیکر آن پاک را در خود نهفته و عرش اعلی و بهشت ابقی جان عزیزش را پذیرا گشته است. از این پس درهای آسمان بسته است، از این پس جز به مدد نور ستارگان امامت درشب تاریکی که با غروب خونرنگ دهم محرم سال 61 هجری آغاز شده است نمی توان راه جست و یافت. تا کی باشد که شمشیر آخته دوازدهمین پیشوا و رهبر، همنام آخرین رسول حق این تیرگی را بشکافد و خورشید راستی و عدالت را بر دیدگانمان بنشاند. چگونه می توان از این روح پاک و جان رسیده به افلاک سخن گفت؟ آنچه ما مسلمین، پیروان این آخرین پیامبر الهی می گوئیم و می نویسیم با عشقی بزرگ و شناختی اندک همراه است و آنچه اسلام شناسان غربی و غیرمسلمان می گویند و می نویسند با شناختی سترگ و برگرفته از برگه های تاریخ و بی عشقی هر چند اندک توام است. کجا می توان وصف این بزرگ مرد را یافت که عشقی سترگ و شناختی بزرگ با آن همراهی کند. کجا می توان آینه تمام نمای حبیب خدا را یافت و در چهره درخشان آن پاک اهورایی نگریست. بی شک جز در نهج البلاغه کلام شگفت آور امیرمومنان علی بزرگ، نمی توان وصف راستین و چهره بی آلایش رسول حق، پیامبرختمی مرتبت محمد مصطفی (ص) را یافت. در کلام امیرالمؤمنان هیچ وصفی بدون تفکر و هیچ ستایشی بی اساس نمی توان یافت. در سخن ایشان هر چه هست راستی بر خواسته از آگاهی و دانش است و کجا می توان دو جان را چون پیامبر و علی (علیهماالسلام) به یکدیگر نزدیک یافت، نزدیک نه ! آشنا و هم خانه و هم اصل و یک ریشه یافت. چه جان علی جدای از جان پیامبر نیست. علی در دامان پیامبر رشد کرده و بالیده و پیامبر بر سینه علی و در آغوش آن یارترین یار جان به جان آفرین تسلیم کرده است.


 ویکی از ستارگان این عرصه، وجود مبارک و بی بدیل حضرت امام حسن مجتبی (ع) است که تلخ ترین غربت های روزگار را بعد از شما تحمل کرد؛آن هم در اندک زمانی بعد از عروج و شهادت شما؛ با اینکه صدها نفر شاهد عنایت های شما به آن حضرت بودند. آنچه کینه از شما به دل داشتند، در ستم به ایشان دیدند و آن چنان با حضرت مجتبی (ع) رفتار کردند، که حتّی گریه ی آسمان هم درآمد.
گویی این غربت بی پایان، باید تا ابد جاری باشد،ازکعبه وصل تا بقیع غربت ! امروز، باز هم این چشم های آسمان است که هر روز، به غربت بقیع دوخته می شود و با نگاهی تأسف انگیز به مزار غریبانه ی سبط اکبر، سید جوانان بهشت می نگرد

یادبود

مراسم ختم قرآن مجید یادبود سالگرد درگذشت مرحوم مغفور محمد حسن خزاعی شب سه شنبه ساعت ۱۹(۷بعد ازظهر)در منزل آن مرحوم برگزار می شود.

از هم ولاینی های محترم جهت حضور در این مراسم دعوت به عمل می آید.

 

غلور خیر در اصقول

۱

۲

۳

۴

 پخت غلور نذری در اصقول-جمعه ۱۴/۱۰/۱۳۹۱ 

اربعین

در عرشه سفینه ات ای نوح کربلا

 

جایی برای آدم کشتی شکسته هست ؟

تبریک

جناب آقای دکتر سیدحسن هاشمی

احتراما ً‌ انتصاب خردمندانه و شایسته جنابعالی به سمت جدید ( مشاور حقوقی استاندار خراسان جنوبی) که ملهم و منبعث از علم و حسن تعهد و تقوی و تجربه حضرتعالی می باشد را صمیمانه به شما و همه همولایتی ها، تبریک عرض نموده، عزت و توفیق روز افزون شما را در جهت خدمت به نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران از خداوند متعال مسئلت داریم .

                            جمعی از فرهنگیان بازنشسته اصقول مقیم بیرجند

اربعین

سفر زيارتي - سياسي
يك روز «جابر بن عبدالله انصاري» با شاگردش «عطيّة بن سعد» و گروهي از بني هاشم و سادات علوي، تصميم گرفتند مسير طولاني حجاز تا عراق را - علي رغم خطرات راه و خفقان سياسي حاكم - طيّ كرده و به «زيارت» امام حسين عليه السلام و شهداي كربلا نائل شوند. حركت اين كاروان زيارتي، آن هم با حضور صحابي كهنسال و گرانقدر پيامبرصلي الله عليه وآله وسلم و نيز همراهي عدّه اي از بني هاشم، بازتاب گوناگوني را مي تواند در افكار عمومي و نظام حكومتي بني اميّه داشته باشد؛ كه متأسّفانه حوادث و واكنش هاي مسير اين سفر، در منابع تاريخي و حديثي بيان نشده است!
به عبارت ديگر: رژيم سفّاك بني اميّه براي پيش گيري و سركوب انقلاب هاي مردمي، سياست مكتوب و برنامه همه جانبه اي داشته؛ چرا كه با انتشار واقعه جانسوز شهادت و اسارت خاندان پيامبرصلي الله عليه وآله وسلم، نخستين بازتاب مردمي اش ايجاد تنفّر، تظاهرات خياباني و هجرت شيعيان به كربلا مي باشد. از اين رو، نيروهاي اطلاعاتي و نظامي يزيد، ورود و خروج افراد - به ويژه شخصيت ها - را تحت كنترل قرار داده و حدّاقل در شهر مدينه «حكومت نظامي و پليسي» را بر قرار مي كنند. با اين وجود، نوع برخورد كارگزاران و مأموران با حركت سؤال برانگيز جابر بن عبدالله انصاري و بني هاشم، در تواريخ و مقاتل، ثبت و ضبط نشده است.
البته مي توان چنين نتيجه اي را نيز گرفت كه:
الف) جابر و همسفرانش به شكل انفرادي و در زمان هاي مختلف، از مدينه بيرون آمده و در حوالي كربلا به هم پيوسته اند تا با آسودگي خاطر و امنيّت جاني، به زيارت شهيدان مشرّف شوند.
ب) احتمالاً جابر از كوفه و يا شهر ديگري عازم كربلا شده باشد.(7)


احرام در ميقات عشق
با نزديك شدن كاروان زيارتي به منطقه كربلا، سيلاب اشك از ديدگان جاري شد و آواي مرثيّه خواني در فضاي بيابان طنين افكند و دل هاي سوگواران در عطش زيارت قبور مطهّر و تابناك شهدا، بي تاب شد...
بهتر آن است كه قصّه ماندگار اين مسافران «حريم نور» را از زبان عطيّه بشنويم:(8)
«ما همراه جابر بن عبدالله انصاري به قصد زيارت قبر امام حسين عليه السلام حركت كرديم؛ چون به كربلا رسيديم، جابر نخست در كنار رودخانه فرات «غسل زيارت» نمود و پيراهن پاكيزه اي پوشيد (همانند مُحْرِم، دو جامه سفيد پوشيد) و از كيسه اي عطرش را بيرون آورد (از من درخواست عطر كرد...) سپس لباس و بدنش را خوشبو ساخت و با پاي برهنه به جانب قتلگاه حركت كرد، در حالي كه زبانش به نام و ياد الهي مترنّم بود.»
آري، «زيارت» آدابي دارد و «زائر» براي رسيدن به مقام قُرب الهي، بايسته است روح و جسم خويشتن را معطّر و پاكيزه سازد و با زمزمه نام معشوق آرام، آرام در مسير وصال گام بردارد.
ميهمان عرشيان
وقتي شيعيان زائر و سوگوار به قتلگاه رسيدند، با صحنه هاي دلخراشي رو به رو شدند؛ قبرهاي گمنام، خيمه هاي سوخته، زمين خون آلود و تفتيده، نيزه ها و شمشيرهاي شكسته، همگي بيانگر اوج جنايت يزيديان و منتهاي مظلوميت عاشورائيان بود. مشاهده همين تصاوير، خود روضه و مرثيّه اي است كه دل ها و چشم ها را با حال و هواي «كربلا و عاشوراي محرّم 61 هجري» پيوند مي دهد و «حماسه حسيني» را براي هميشه تاريخ ماندگار مي سازد. عطيّه عوفي در اين باره نقل مي كند:
هنگامي كه نزديك قبر مطهّر سيد الشّهداعليه السلام رسيديم، جابر به من گفت: دستم را روي قبر بگذار.(9) وقتي دستش را بر تربت آرامگاه امام نهادم، به يكباره از اعماق دل آهي كشيده و بي هوش شد؛ لذا بر سر و صورتش آب پاشيدم. چون به هوش آمد، سه بار فرياد برآورد: «ياحسين!»
آنگاه خطاب به آرامگاه امام، عرضه داشت:
«حَبيبٌ، لا يُجيبُ حَبيبَه؛ آيا دوست، جواب سلام دوستش را نمي دهد؟!»
ولي بعد از لحظه اي، با حالتي غمزده گفت:
«و إنّي لك بالجواب و قد شُحّطت اوداجك علي اثباجك و فرّق بين بدنك و رأسك؛ حسين جان! من خود، جوابم را مي دهم؛ چرا كه مي دانم رگهاي گردنت را بريده اند و بين پيكر و سرت جدايي افكنده اند. لذا پاسخ سلام دوستت را نمي دهي!»
زيارتنامه (مثنوي زيارت)
جابر در مرحله بعد، اين گونه به پيشگاه سيد الشّهداعليه السلام سلام كرد:
«... فأشهد أنّك ابن خاتم النّبيّين (10) و ابن سيد المؤمنين (11) و ابن حليف التّقوي و سليل الهدي و خامس اصحاب الكساء و ابن سيد النّقباء و ابن فاطمة سيدة النّساء...؛ من گواهم كه تو فرزند بهترين پيامبران و پسر سرور مؤمنان مي باشي. تو فرزند هم پيمان تقوا و سلاله هدايتي و پنجمين نفر از اصحاب كساء و فرزند سرور نقيبان و پسر فاطمه سيده بانوان هستي. و چرا چنين نباشي، كه سالار پيامبران با دست خود غذايت داده و در دامان پرهيزگاران پرورش يافته اي و از سينه ايمان شير خورده اي و از دامان اسلام بر آمده اي! خوشا به حال تو در حيات و ممات كه پاكيزه زيستي و پاك از دنيا رفتي! اما دل مؤمنان در فراق تو اندوهگين است؛ با اين حال، شكّ ندارد كه آنچه بر شما گذشت، خير بوده است. فعليك سلام الله و رضوانه، و أشهد أنّك مضيت علي ما مضي عليه اخوك يحيي بن زكريّا؛ پس سلام و رضوان الهي بر تو باد. و گواهي مي دهم كه تو همان راه را رفتي، كه برادرت يحيي بن زكريّاعليه السلام پيمود.»(12)
سپس به پيشگاه شهداي كربلا چنين سلام فرستاد:
«السّلام عليكم (13) ايّتها الأرواح الّتي حلّت بفناء الحسين (14) و اناخت برحله، أشهد أنّكم أقمتم الصّلوة و آتيتم الزّكوة و أمرتم بالمعروف و نهيتم عن المنكر و جاهدتم الملحدين و عبدتم الله حتّي أتاكم اليقين، والّذي بعث محمّداً بالحقّ نبيّاً لقد شاركناكم فيما دخلتم فيه؛ سلام بر شما اي جانهاي پاك كه در آستان حسين عليه السلام نزول كرده و آرميده ايد! گواهي مي دهم كه شما نماز را برپاداشته، زكات را ادا نموده، امر به نيكي و نهي از پليدي كرده و با ملحدان مبارزه كرده ايد و خدا را تا هنگام شهادت، پرستش و عبادت نموده ايد. سوگند به آن خدايي كه محمّدصلي الله عليه وآله وسلم را به حقّ برگزيده و مبعوث كرد! ما نيز در آنچه شما شهيدان در آن وارد شده ايد، شريك هستيم.»
پاداش همدلي
جابر در فراز پاياني زيارتنامه اش گفته بود: «سوگند به آن خدايي كه محمّدصلي الله عليه وآله وسلم را به حق برگزيده و مبعوث كرد! ما نيز در آنچه شما شهيدان در آن وارد شده ايد، شريك هستيم.» از اين رو، عطيّه و ديگر زائران شگفت زده شده بودند. گرچه آنها به صداقت صحابي سرشناس و عارف پيامبرصلي الله عليه وآله وسلم باور داشتند، اما سزاوار است كه پاسخي براي اين ابهام و سؤال دريابند؛ لذا عطيّه مي پرسد:
چگونه با آنان شريك هستيم و حال آنكه نه دشتي پيموده ايم، نه از بلندي و كوهي بالا رفته ايم و نه در راه خدا شمشيري زده ايم؛ اما اينان كساني هستند كه بين سرها و پيكرشان جدائي افتاده و شهيد شده اند، فرزندان آنها يتيم گشته و همسران آنان بيوه شده اند؟!
جابر پاسخ داد: اي عطيّه! من از حبيبم رسول خداصلي الله عليه وآله وسلم شنيدم كه مي فرمود:
«من أحبّ قوماً حشر معهم، و من أحبّ عمل قوم اُشرك في عملهم؛ هركس گروهي را دوست بدارد، با آنان محشور مي شود. و هركس كار عدّه اي را دوست بدارد، در عمل آنها شريك خواهد بود.»
جابر بعد از بيان حديث نبوي، گفت:
«والّذي بعث محمّداً بالحقّ نبيّاً انّ نيّتي و نيّة اصحابي علي مامضي عليه الحسين عليه السلام و اصحابه؛ سوگند به خدايي كه محمّد را به پيامبري برگزيد! نيّت و انگيزه من و يارانم همان چيزي است كه حسين عليه السلام و يارانش داشتند.»
ارزش تولّي و تبرّي
عطيّه عوفي در پايان گزارش «زيارت اربعين» مي گويد:
جابر به من گفت: اكنون مرا به طرف خانه هاي مردم كوفه ببر. بعد از پيمودن مسافتي، خطاب به من گفت: اي عطيّه! آيا به تو سفارش و وصيّتي بكنم؟ چرا كه گمان دارم پس از اين سفر، ديگر تو را نبينم و باهم ديداري نداشته باشيم![عرض كردم: بفرماييد. در اين موقع، آن صحابي جليل القدر گفت:]
«أحبب محبّ آل محمّدصلي الله عليه وآله وسلم ما أحبّهم، و أبغض مبغض آل محمّد ما أبغضهم و إن كان صوّاماً قوّاماً، و أرفق بمحبّ محمّد و آل محمّد فإنّه إن تزلّ له قدم بكثرة ذنوبه ثبتت له اُخري بمحبّتهم، فإنّ محبّهم يعود الي الجنّة و مبغضهم يعود الي النّار؛ دوستدار آل پيامبرصلي الله عليه وآله وسلم را دوست بدار مادامي كه ايشان را دوست مي دارد، و دشمن خاندان پيامبرصلي الله عليه وآله وسلم را دشمن بدار مادامي كه با ايشان دشمني مي كند ولو اينكه فراوان روزه بگيرد و نماز بگزارد. با دوست محمّد و اهل بيتش مدارا كن؛ چرا كه اگر در اثر زيادي گناهش يك پايش بلغزد، به واسطه دوستي اش با آنان، پاي ديگرش استوار بماند. بنابراين، دوستدار پيامبر و آلش به سوي بهشت مي رود و بازگشت و سرانجام دشمن آنها، دوزخ خواهد بود.»

نزول رحمت الهی2

چهارشنبه شب شاهد نزول رحمت الهی  وبارش برف در روستای اصقول بودیم.انشاالله باتداوم این بارش ها شاهد سالی پرآب باشیم.خدا را سپاس می گوییم.وبرای نزول رحمت الهی سجده شکر به جا می آوریم. 

۱

۲

۳

۴

۵

 

۶

۷

۸

عکاس:صحراگرد

 

جوابیه مخابرات

روزنامه اوای خراسان جنوبی ۲۹/۹/۱۳۹۱

 

جوابیه مخابرات-روزنامه اوای خراسان جنوبی ۷/۱۰/۹۱

اصقول قدیم

۱

۲

 

کوبه یا درکوب، وسیله‌ایست از فلز که بر روی بدنه درب در قسمت بیرونی آن نصب می‌گردد که از آن بوسیله کوبیدن بر روی درب، صاحب خانه را از حضور خود مطلع می‌کنند.

این وسیله در ابعاد، اشکال و از جنسهای مختلف ساخته می‌شود .جنس بعضی از آنها از برنج و بعضی از آهن و یا از فلزات دیگر می‌باشد.

در بعضی از دربها از دو مدل مختلف از کوبه استفاده می‌گردد که یکی به شکل یک چکش و دیگری به صورت یک حلقه می‌باشد. صدای ایجاد شده از برخرد کوبه چکش مانند بم می‌باشد و آن توسط مردها استفاده می‌گردیده‌است و همچنین صدای ایجاد شده از کوبه حلقه مانند زیر بوده و توسط زنان استفاده می‌گردیده‌است. با این کار صاحب‌خانه متوجه جنسیت مراجعه‌کننده می‌گردیده و به اقتضای آن یکی از ساکنین به پاسخگویی بر می‌آمده‌ است.(ویکی پدیا)

در خانه های قدیمی اصقول چوبی است.که یک لنگه یا دولنگه می باشد.درهای یک لنگه گاهی دارای کلیدان هستند که در حقیقت قفل وکلید چوبی می باشد.روی کلید چوبی که حدود ۲۰سانتی متر می باشد دارای شیار است وهر قفلی با هر کلیدی باز نمی شود.برای امنیت بیشتر درها دارای چفت فلزی هم هست که با زنجیر به در متصل می شود وبالای چهارچوب درقفل می شود.

در همین حوالی1

روستای فسون منطقه سرچاه عماری-نخل خرما

۲روستای فسون

 

درخت زیتون فسون یا قدمت حدود۴۵۰سال که ثبت ملی شده است.

تسلیت

همسر  آقای سید محمد حسینی مقدم دار فانی را وداع گفت.با عرض تسلیت به خانواده های حسینی مقدم وخزاعی مراسم تشیع جنازه آن مرحومه فردا دوشنبه ساعت ۱۰صبح از محل غسالخانه بیرجند انجام خواهدشد.

حضور دوستان وهم ولایتی های محترم موجب شادی روح آن مرحوم وتسلی بازماندگان خواهد بود.

کف زنی یلدا

بفرما کف.............

۱

۲

۳

کف زنی شب یلدا (آقای مالداری از اصقول)عکس های ارسالی آقای صحراگردبا تشکر از ایشان

 

یلدا

شب اول زمستان و طولانی ترین شب سال، برای کنار هم نشستن بهانه خوبی است تا ایرانیان در این شب، کنار هم بنشینند و سیاهی آن شب را با سفیدی صبح به پایان برسانند.

آخر پاییز شد ، همه دم می زنند از شمردن جوجه ها !!

بشمار ، تعداد دل هایی را که به دست آوردی

بشمار ،تعداد لبخند هایی که بر لب دوستانت نشاندی

بشمار ، تعداد اشک هایی که از سر شوق و غم ریختی

فصل زردی بود ، تو چقدر سبز بودی ؟

جوجه ها را بعدا با هم میشماریم  . . .


یلدا در اصقول

شب یلدا طولانی ترین شب سال است.در اصقول این شب شروع "چله کلو"یعنی چله ی بزرگ است.وبه شب "چله"معروف است.در خانه های قدیم اصقول در فصل زمستان کرسی نصب می شد.ودر این شب در خانه ی بزرگ خانواده جمع می شدند.اجیل محلی وهندوانه وانار می خوردند.آجیل محلی عبارت بود از عناب -بادام-هسته شور کرده زرد آلو(خسته)-مغز گردو-انجیر خشک-برگ زردآلو وهلو(شفت آلو)-کنو-تخمه کدو وخیار وهندوانه شور کرده-توت خشک(کشته توت)

کف زدن هم در شب یلدا در اصقول مرسوم است.بیخ را در آب خیس کرده ومی جوشانند ودر تغارچه ریخته وانقدر می زنند که کف کند وکف آن سفت شود.روی کف شیره ی انگور ومغز گردو ریخته و می خورند.

هم چنین در اصقول رسم است که جوانانی که نامزد دارند در شب چله هدیه ای به خانه نامزدشان می برند که به "شب چله بری"معروف است.
 

یادگار امام حسین در شام

امشب که شمع محفل تاریک من شدی

                          حسرت به نور محفل من ماه می برد

 گردخترت نیامده امشب به پیشواز

                          بابا  ببین که عمه  مرا  راه می برد

دشمن خبر نداشت ازاین استقامتم

                         رشک ار برد زین  دل آگاه می برد

دشمن اگر که راس تو را از برم برد

                         جان مرا به راس تو  همراه می برد

این صحنه ها را پیش از این یکبار دیدم
من هر چه می بینم به خواب انگار دیدم
 
شکر خدا اکنون درون طشت هستی
بر روی نی بودی تو را هر بار دیدم
 
بابا خودت گفتی شبیه مادرم باش
من مثل زهرا مادرت آزار دیدم
 
یک لحظه یادم رفت اسم من رقیه است
سیلی که خوردم عمّه را هم تار دیدم
 
احساس کردم صورتم آتش گرفته است
خود را میان یک در ودیوار دیدم
 
مجموع درد خارها بر من اثر کرد
من زیر پایم زخم یک مسمار دیدم
 
سوغات مکّه توی گوشم بود بردند
کوفه همان را داخل بازار دیدم
 
کاظم بهمنی

سند قدیمی

یک سند قدیمی مربوط به نود سال قبل که بدون نقطه نوشته شده است.نویسنده سند مرحوم حاج شیخ سید حسین سجادی اصقولی می باشدومربوط به فروش یک باب منزل در روستای اصقول است.